English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
bill of exchange حواله یا برات کتبی غیرمشروط
Other Matches
sight bill حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
drafts حواله برات
drafted حواله برات
draft حواله برات
sight draft برات یا حواله دیداری
overdraw بیش از اعتبار حواله کردن برات خالی از وجه دادن
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
uncoditioned غیرمشروط
order حواله کرد حواله کردن دستور
clearing a bill محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
drawers محال علیه برات برات کش
drawer محال علیه برات برات کش
written کتبی
round robin درخواست کتبی
written evidence دلیل کتبی
documentary evidence دلیل کتبی
depositions گواهی کتبی
deposition گواهی کتبی
termination notice استعفای کتبی
writes ثبت رای کتبی
to do a test امتحان کتبی نوشتن
record مدرک کتبی سابقه
to write an exam امتحان کتبی نوشتن
mail order of payment دستور پرداخت کتبی
The written statements of the witness. اظهارات کتبی شاهد
serve notice on اخطار کتبی دادن به
reprographics موضوعات کتبی تصاویر
write ثبت رای کتبی
replied پاسخ دادن جواب کتبی
replies پاسخ دادن جواب کتبی
replying پاسخ دادن جواب کتبی
reply پاسخ دادن جواب کتبی
chart گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
charts گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
To put it in black and white . To commit some thing to paper . روی کاغذ آوردن ( کتبی و رسمی )
charting گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
charted گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
devise به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
devised به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
devises به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
devising به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
conveys انتقال مال یا دین به وسیله سند کتبی صلح کردن
certifying صحت وسقم چیزی را معلوم کردن شهادت کتبی دادن
conveying انتقال مال یا دین به وسیله سند کتبی صلح کردن
certify صحت وسقم چیزی را معلوم کردن شهادت کتبی دادن
convey انتقال مال یا دین به وسیله سند کتبی صلح کردن
certifies صحت وسقم چیزی را معلوم کردن شهادت کتبی دادن
conveyed انتقال مال یا دین به وسیله سند کتبی صلح کردن
covenants در CLعبارت است از عقدی که برمبنای قرارداد کتبی مهر وامضا شده
covenant در CLعبارت است از عقدی که برمبنای قرارداد کتبی مهر وامضا شده
warranted حواله
transfer حواله
warrant حواله
warrants حواله
bills حواله
transfers حواله
transferring حواله
warranting حواله
assignment حواله
assignments حواله
bill حواله
cheques حواله
money orders حواله
draft حواله
trasfer حواله
drafted حواله
drafts حواله
cheque حواله
order حواله
money order حواله
assign حواله کردن
assign حواله گیر
drawers حواله دهنده
endorser حواله دهنده
assigned حواله کردن
assigned حواله گیر
assigns حواله گیر
assigning حواله کردن
assigns حواله کردن
assigning حواله گیر
assignor حواله دهنده
pay voucher حواله حقوقی
order cheque چک به حواله کرد
make a draft for حواله کردن
indorsation حواله کردن
debenture حواله دولتی
draw a cheque for حواله کردن
delivery order حواله تحویل
delegant حواله دهنده
post office order چک یا حواله پستی
post order حواله پستی
bank draft حواله بانکی
transfer of obligation حواله مدنی
to the order of به حواله کرد
drawer حواله دهنده
assigner حواله دهنده
back order release حواله الف
bank bill حواله بانکی
delivery note حواله تحویل
money orders حواله پول
acceptance قبولی حواله
money orders حواله پولی
money order حواله پولی
transference تحویل حواله
money order حواله پول
acceptances قبولی حواله
injunctions دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
injunction دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
warrant to bearer به حواله کرد حامل
warrent حواله وسیله تضمین
assignment حواله کردن مامورکردن
assignments حواله کردن مامورکردن
advice note حواله پیش پرداخت
money orders حواله پستی وتلگرافی
overdraft حواله بی محل یا بی اعتبار
overdrafts حواله زیادتر از اعتبار
overdraft حواله زیادتر از اعتبار
overdrafts حواله بی محل یا بی اعتبار
money order حواله پستی وتلگرافی
devisee ذینفع حواله ارزی
foreign bill حواله ارز خارجی
overdraw بیش از اعتبار حواله یا چک دادن
divided warrant حواله پرداخت سود سهام
cashed حواله پستی تلگرافی یا بانکی
cashing حواله پستی تلگرافی یا بانکی
accepting bank بانک پذیرنده حواله یابرات
cash حواله پستی تلگرافی یا بانکی
cashes حواله پستی تلگرافی یا بانکی
payable to order قابل پرداخت به حواله کرد
honored برات
bill of e. برات
draft برات
honoring برات
bill exchange برات
drafts برات
cheques برات
cheque برات
bill of exgchange برات
bill of exchange برات
honour برات
honoured برات
honouring برات
drawer برات کش
bills برات
drawers برات کش
bill برات
honors برات
drafted برات
honours برات
due bill برات پرداختنی
kite برات صوری
kite برات دوستانه
enfacement رونویسی برات
exequatur برات قونسول
paper سفته برات
papered سفته برات
papering سفته برات
indorsee برات گیر
foreign bill برات ارزی
foreign bill برات خارجی
make a draft for برات کردن
papers سفته برات
honor پذیرفتن برات
on sight bill of exchange برات عندالمطالبه
premium صرف برات
drafted برات کشی
short bill برات کم مدت
sight bill برات دیداری
drafted برات سفته
trade acceptance برات قبولی
sight draft برات به رویت
sight draft برات دیداری
drawers کشنده برات یا چک
usance bill برات به وعده
drafts برات کشی
drafts برات سفته
premiums صرف برات
draft برات کشی
re draft برات رجوعی
re draft برات رجوعی
re exchange برات رجوعی
draft برات سفته
retired draft لاشه برات
drawn on برات کشیدن
bill of exchange برات ارزی
accommodation bill برات دوستانه
accommodation acceptance برات دوستانه
drawers برات دهنده
dishonored نکول برات
cambist دلال برات
clean bill برات ساده
drawers برات گیر
dishonoring نکول برات
agiotage دلالی برات
bank bill برات بانک
bill of exchange برات مبادلهای
bill pay able at sight برات دیداری
bill exchange برات بازرگانی
bill pay able at sight برات رویت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com