English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
free trade area حوزه تجارت ازاد
Other Matches
free field حوزه ازاد
open trade تجارت ازاد
free trader تجارت ازاد
free in trade تجارت ازاد
free trade تجارت ازاد
free enterprise تجارت ومعامله ازاد
free enterprise system نظام تجارت ازاد
free trade area منطقه تجارت ازاد
period of concentration در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
e f t a (european free trade association اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
lawmerchant حقوق تجارت قدیم دادگاه تجارت
custom of a trade عادت یک تجارت اصول متداول تجارت
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
area حوزه
realm حوزه
areas حوزه
ambit حوزه
ranged حوزه
realms حوزه
jurisdication حوزه
basin حوزه
scope حوزه
zero field بی حوزه
districts حوزه
district حوزه
precincts حوزه
basins حوزه
range حوزه
ranges حوزه
zone حوزه
zones حوزه
precinct حوزه
field حوزه
circuity حوزه
extent حوزه
aquifer حوزه
spheres حوزه
sphere حوزه
domains حوزه
fielded حوزه
department حوزه
fields حوزه
presidency حوزه
departments حوزه
domain حوزه
catchment areas حوزه ابریز
kingdom حوزه اقتدار
judicature حوزه قضایی
department حوزه کمیته
circling محفل حوزه
induction field حوزه القائی
image field حوزه تصویر
ground water basin حوزه اب زیرزمینی
departments حوزه کمیته
precincts بخش حوزه
catchment area حوزه ابریز
domain حوزه دایره
domains حوزه دایره
scope قلمرو حوزه
apanage حوزه درامداتفاقی
test bay حوزه ازمایش
span of control حوزه نظارت
seepage area حوزه تراوش
scope of coverage حوزه عمل
prefecture حوزه اداری
precinct بخش حوزه
circuits جریان حوزه
constituency حوزه انتخابیه
constituency حوزه انتخاباتی
constituencies حوزه انتخابیه
f.of operations حوزه عملیات
circuit جریان حوزه
electorate حوزه انتخابیه
electorates حوزه انتخابیه
drainage area حوزه ابخیز
drainge area حوزه زهکشی
magnetic fields حوزه مغناطیسی
magnetic field حوزه مغناطیسی
circles محفل حوزه
circled محفل حوزه
circle محفل حوزه
circuit حوزه قضائی
module حوزه گنجایش
chapelry حوزه کلیسا
circuits حوزه قضائی
constituencies حوزه انتخاباتی
drainage basin حوزه زهکش
modules حوزه گنجایش
flooding area حوزه سیل گیر
intersplere در حوزه یکدیگر امدن
see مقر یا حوزه اسقفی
venues حوزه صلاحیت دادگاه
intendancy مدیریت حوزه مباشرت
flashing کاهش حوزه مغناطیسی
catchment areas حوزه ابخیز ابگیر
coil field حوزه سیم پیچ
military area حوزه جغرافیایی نظامی
basin area حوزه ابریز رودخانه
catchment area حوزه ابخیز ابگیر
polled حوزه رای گیری
blind drainage area حوزه ابریز بسته
bolson حوزه ابریز بسته
catchment حوزه ابریز مرزی
sees مقر یا حوزه اسقفی
compass حدود وثغور حوزه
princedom حوزه حکومت شاهزاده
circuit حوزه صلاحیت دادگاه
circuits حوزه صلاحیت دادگاه
poll حوزه رای گیری
polls حوزه رای گیری
constituencies هیات موکلان یک حوزه
magnetic deflection انحراف در حوزه مغناطیسی
active zone of well حوزه فعال چاه
constituency هیات موکلان یک حوزه
venue حوزه صلاحیت دادگاه
basin حوزه رودخانه ابگیر
basins حوزه رودخانه ابگیر
plural vote رای یک تن در چند حوزه انتخابی
well field حوزه تغذیه کننده چاه
circuit حوزه قضایی یک قاضی دور
to come within the scope of the law در حوزه عمل قانون بودن
circuits حوزه قضایی یک قاضی دور
runoff جریان اب حاصل ازبارندگی در حوزه ابریز
free enterprise اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
degaussing تعدیل حوزه میدان مغناطیسی ناو دیگازینگ
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
trade تجارت
graphics, business تجارت
businesses تجارت
furriery تجارت خز
business تجارت
trafficking تجارت
mysteries تجارت
mystery تجارت
traffic تجارت
traffics تجارت
trafficked تجارت
traded تجارت
commerce تجارت
vicariate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
vicarate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
home trade تجارت داخلی
refinancing از نو تجارت کردن
merchandies تجارت کردن
mercantile law قانون تجارت
maritime trade تجارت دریایی
law of the staple حقوق تجارت
trafficked تجارت غیرقانونی
law merchant قانون تجارت
law merchant حقوق تجارت
internal trade تجارت داخلی
joint adventure تجارت مشترک
traditional trade تجارت سنتی
unfavorable trade تجارت نامساعد
laissez-faire ازادی تجارت
refinances از نو تجارت کردن
freedom of trade ازادی تجارت
freedom of enterprise ازادی تجارت
enterprise تعهد تجارت
regional trade تجارت منطقهای
restraint of trade محدودیت تجارت
refinance از نو تجارت کردن
foreign trade تجارت خارجی
floating trade تجارت دریایی
fair trade تجارت عادلانه
fair trade تجارت منصفانه
trade barrier مانع تجارت
trade deficit کسری تجارت
refinanced از نو تجارت کردن
traffic تجارت غیرقانونی
unfavorable trade تجارت نامطلوب
chamber of commerce اطاق تجارت
enterprises تعهد تجارت
businesses موضوع تجارت
chamber of trade اتاق تجارت
business موضوع تجارت
chamber of commerce اتاق تجارت
carring trade تجارت داخله
flax trade تجارت کتان
cabotage تجارت ساحلی
business law حقوق تجارت
bilateral trade تجارت دوجانبه
commercial code قانون تجارت
commercial law قانون تجارت
commercial law حقوق تجارت
fair trade تجارت مشروع
commercialism تجارت گرائی
traffics تجارت غیرقانونی
internal commerce تجارت داخلی
trafficking تجارت غیرقانونی
counter trade تجارت متقابل
merchandise تجارت کردن
commercial مربوط به تجارت
adventures تجارت مخاطره امیز
transport trade تجارت حمل و نقل
transport industry تجارت حمل و نقل
automobile trade صنعت یا تجارت اتومبیل
balance of foreign trade تراز تجارت خارجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com