Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English
Persian
summary judgment
حکمی که علیه ضامن صادر میشود
Other Matches
psephism
حکمی که بموجب رای مجلس صادر میشد
mistake of fact is a good defence
اشتباه حکمی دفاع محسوب میشود
to suspend
[stay]
a ruling
[proceedings]
[the execution]
تعلیق کردن حکمی
[دعوایی ]
[ اجرای حکمی]
[قانون]
declaratory judgment
حکمی است که در ان حقوق عدهای تثبیت واعلام میشود لیکن هیچ دستور اجراییی را که از نظراختتام دعوی موثر در مقام باشد متضمن نیست
protest
واست نامه به وسیله سردفتراسناد رسمی تنظیم و صادر میشود
protesting
واست نامه به وسیله سردفتراسناد رسمی تنظیم و صادر میشود
protests
واست نامه به وسیله سردفتراسناد رسمی تنظیم و صادر میشود
protested
واست نامه به وسیله سردفتراسناد رسمی تنظیم و صادر میشود
ticket of leave
سند ازادی مشروط زندانی محکوم به حبس ابد که ازطرف وزارت کشور صادر میشود
cold war
عموما" به مبارزات تبلیغاتی بلوکهای شرق و غرب علیه یکدیگربخصوص بعد از جنگ جهانی دوم اطلاق میشود
permissive action link
ضامن مسلح شدن جنگ افزاراتمی ضامن خودکار
coalition
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalitions
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
in personam
علیه شخص خاصی علیه انسان
safety pins
خار ضامن میله ضامن
safety stop
ضامن اسلحه گیره ضامن
safety pin
خار ضامن میله ضامن
antirecovery device
ضامن ضد جمع اوری مین ضامن ضد باز و بسته کردن مین
interruptor
ضامن قطع مدار اشتعال ماسوره ضامن داخلی ماسوره
appointed by an official order
حکمی
incorporal
حکمی
incorporeal hereditament
حق حکمی در میراث
fiat
رخصت حکمی
mistake of law
اشتباه حکمی
fiats
رخصت حکمی
snaps
باخشونت حکمی رادادن
snap
باخشونت حکمی رادادن
snapped
باخشونت حکمی رادادن
snapping
باخشونت حکمی رادادن
safety
به ضامن کردن ضامن
mistake of law is no defence
اشتباه حکمی دفاع محسوب نمیشود
to sue out a writ
حکمی را بوسیله دادن عرضحال گرفتن
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
exporter
صادر کننده
outgoing
صادر شونده
export
صادر کردن
exporters
صادر کننده
emanating
صادر شدن
emit
صادر کردن
exporting
صادر کردن
emitted
صادر کردن
emits
صادر کردن
exported
صادر کردن
emanates
صادر شدن
emanated
صادر شدن
emanate
صادر شدن
pronounce
صادر کردن
pronounces
صادر کردن
emitting
صادر کردن
emanative
صادر شونده
issued
صادر کردن
issued
صادر شدن
promulge
صادر کردن
issues
صادر شدن
issue
صادر شدن
send out
صادر کردن
issuable
صادر کردنی
issuant
صادر کننده
issues
صادر کردن
issue
صادر کردن
re export
دوباره صادر کردن
to issue instructions
دستور صادر کردن
issuing bank
بانک صادر کننده
warrantor
صادر کننده warrant
originator
صادر کننده پیام
certificate
گواهی صادر کردن
pass a sentence
حکم صادر کردن
certificates
گواهی صادر کردن
originators
صادر کننده پیام
issue a warning
اخطار صادر کردن
to export something
[from / to a country]
صادر کردن
[به یا از کشوری]
to smuggle out
قاچاقی صادر کردن یافرستادن
ago
: صادر شدن پیش رفتن
underwrote
پذیره نویسی صادر کردن
underwriting
پذیره نویسی صادر کردن
underwritten
پذیره نویسی صادر کردن
underwrites
پذیره نویسی صادر کردن
issuing authority
[body]
مرجع
[اداره]
صادر کننده
underwrite
پذیره نویسی صادر کردن
charter
پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
broadcasts
پیامی که در شبکه به همه صادر شود
charters
پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
chartering
پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
broadcast
پیامی که در شبکه به همه صادر شود
chartered
پروانه دادن امتیازنامه صادر کردن
cons
بر علیه
against
علیه
conned
بر علیه
conning
بر علیه
v
علیه
pros and cons
له و علیه
con
بر علیه
pro and con
له و علیه
versus
علیه
perverse verdict
درمورد نکات قضایی موضوع صادر شود
object of protest
معترض علیه
beneficiary of an endowment
موقوف علیه
assignee
محال علیه
pro and con
دلائل له و علیه
victim of an offence
مجنی علیه
lady ship
سرکار علیه
out of court
محکوم علیه
person placed under guardianship
مولی علیه
defendants
مدعی علیه
respondent
مدعی علیه
respondent
مستانف علیه
judgement debtor
محکوم علیه
presentee
معروض علیه
pupils
مولی علیه
pupil
مولی علیه
respondents
مستانف علیه
respondents
مدعی علیه
denominator
مقسوم علیه
denominators
مقسوم علیه
peace be upon him
علیه السلام
recognizor
محکوم علیه
third person of a transfer
محال علیه
divisor
مقسوم علیه
divtsor
مقسوم علیه
anti
مخالف علیه
appellee
مستانف علیه
defendant
مدعی علیه
party against whom a protest is made
معترض علیه
beneficiaries
موقوف علیه
ward
مولی علیه
wards
مولی علیه
beneficiary
موقوف علیه
drawee
محال علیه
losing party
محکوم علیه
latch
ضامن
preventor
ضامن
latches
ضامن
safe
ضامن
safe
به ضامن
safer
ضامن
safer
به ضامن
safes
ضامن
retainer
ضامن
safes
به ضامن
safest
ضامن
safest
به ضامن
bondsman
ضامن
retainers
ضامن
guarantee
ضامن
devices
ضامن
warranter
ضامن
device
ضامن
guaranteed
ضامن
security
ضامن
cautions
ضامن
warrantor
ضامن
cautioning
ضامن
bailsman
ضامن
cautioned
ضامن
bail
ضامن
caution
ضامن
guarantees
ضامن
pawl
ضامن
safety bolt
ضامن
safety device
ضامن
saftey bolt
ضامن
toggle
ضامن
toggles
ضامن
sponsor
ضامن
sureties
ضامن
brake
ضامن
warranties
ضامن
guardless
بی ضامن
warranty
ضامن
recognizor
ضامن
hostage
ضامن
hostages
ضامن
extender
ضامن
mainpernor
ضامن تن
sponsors
ضامن
braked
ضامن
guarantor
ضامن
braking
ضامن
brakes
ضامن
keylock
ضامن
sponsoring
ضامن
surety
ضامن
obligor
ضامن
guarantors
ضامن
confirming house
موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
dock receipt
رسیدی که مسئول لنگرگاه پس ازدریافت کالا صادر میکند
lese majeste
خیانت علیه حکومت
public mischief
جرم علیه جامعه
action in personam
دعوی بر علیه شخص
offences against persons
جرائم بر علیه اشخاص
common d.
مقسوم علیه مشترک
divisor
مقسوم علیه
[ریاضی]
biological defense
پدافند بر علیه تک میکربی
non fatal offences against the person
جرائم بر علیه ابدان
self defeating
علیه منظور خود
self-defeating
علیه منظور خود
offences against property
جرائم بر علیه اموال
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com