Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
English
Persian
teasel
خارزدن شانه زدن
teasels
خارزدن شانه زدن
teazels
خارزدن شانه زدن
teazles
خارزدن شانه زدن
Other Matches
teazle
خارزدن
teazel
خارزدن
hackle
شانه مخصوص شانه کردن لیفهای کتان وابریشم کتان زن
reed
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
head to head
رقابت شانه به شانه
beater
شانه
comb
شانه
shoulder
شانه
master slave manipulator
یک شانه
iekke
شانه ها
combed
شانه
epaule
شانه
combing
شانه
pitchforks
شانه
pitchfork
شانه
scapula
شانه
scapulas
شانه
harrower
شانه زن
shoulders
شانه
combings
دم شانه
shouldering
شانه
boek bou
شانه
shouldered
شانه
omoplate
شانه
teazle
شانه زدن
flush shoulder
شانه همکف
unkempt
شانه نکرده
comb case
شانه دان
cop-out
شانه خالی
brushed
شانه خورده
cop-outs
شانه خالی
Afro pick
شانه مخصوص فر
ctenophora
شانه داران
rake comb
شانه شیاری
broad shouldered
شانه پهن
clip laten
شانه گیر
verge
شانه نااستوار
shoulders
شانه راه
ctenoid
شانه مانند
shouldered
شانه راه
verges
شانه نااستوار
ctenophore
شانه داران
verges
شانه راه
teazle
شانه چوپان
teazel
شانه زدن
shouldering
شانه راه
epauliere
زره شانه
epauliere
شانه پوش
clip ejector
شانه پران
flax comb
شانه کتان
flush shoulder
شانه همسطح
shoulder
شانه راه
heckle
شانه کردن
verge
شانه راه
hard shoulder
شانه استوار
lapwing
شانه بسر
lapwings
شانه بسر
shoulder balance
بالانس شانه
neck and neck
شانه بشانه
arch spring line
شانه طاق
curries
شانه یا قشوکردن
curry
شانه یا قشوکردن
raised shoulder
شانه برجسته
pectinated
شانه دار
rack type cutter
شانه رنده
teasel
شانه چوپان
teasels
شانه چوپان
teazels
شانه چوپان
teazles
شانه چوپان
hard shouder
شانه راست
raised shoulder
شانه سکویی
scaular
استخوان شانه
harness
بند شانه
harnessed
بند شانه
harnessing
بند شانه
clip
شانه فشنگ
shoulder of road
شانه راه
clipped
شانه فشنگ
bough
شانه حیوان
boughs
شانه حیوان
honeycomb
شانه عسل
honeycombs
شانه عسل
heckled
شانه کردن
heckles
شانه کردن
Comb ( brush ) your hair .
موهایت را شانه کن
heckling
شانه کردن
fly comb
شانه ارهای
shoulder blade
استخوان شانه
hackle
شانه کردن
hatchel
شانه کتان
clippings
شانه فشنگ
clips
شانه فشنگ
shoulder brace
شانه بند
hoopoe
شانه بسر
shoulder blades
استخوان شانه
soft shoulder
شانه هموار
honey comb
شانه عسل
square shouldered
دارای شانه پهن
horned grebe
مرغابی شانه بسر
scapulo humeral
وابسته به شانه وبازو
shoulder roll
چرخیدن روی شانه ها
comber
ماشین شانه زنی
teazel
خارخسک شانه چوپان
pectinate
شانهای شانه دار
quail
شانه خالی کردن
repudiate
شانه خالی کردن
shrug
شانه را بالا انداختن
teeth of the comb
دندانه های شانه
shrugged
شانه را بالا انداختن
shrugging
شانه را بالا انداختن
shirk
شانه خالی کردن از
shirked
شانه خالی کردن از
shirking
شانه خالی کردن از
shirk
شانه خالی کردن
evade
شانه خالی کردن
beat
شانه خالی کردن
quails
شانه خالی کردن
teaser
شانه کننده پشم
teasers
شانه کننده پشم
cop-out
شانه خالی کردن
hard shoulder
شانه تحکیم شده
flinch
شانه خالی کردن
flinched
شانه خالی کردن
flinches
شانه خالی کردن
flinching
شانه خالی کردن
shirks
شانه خالی کردن از
verges
شانه تحکیم نشده
verges
شانه تثبیت نشده
verges
شانه خاکی جاده
shoulder
هرچیزی شبیه شانه
shouldered
هرچیزی شبیه شانه
shouldering
هرچیزی شبیه شانه
shoulders
هرچیزی شبیه شانه
acromial
متعلق بنوک شانه
winnowwing fan
جام پنجه شانه
bleneh
شانه خالی کردن
camail
زره شانه وگردن
verge
شانه خاکی جاده
verge
شانه تثبیت نشده
verge
شانه تحکیم نشده
hard shoulder
شانه تثبیت شده
weasels
شانه خالی کردن
weasel
شانه خالی کردن
shrinks
شانه خالی کردن از
shrink
شانه خالی کردن از
shrinking
شانه خالی کردن از
back-comb
شانه کردن مو به سمت فرق سر
subscapular
واقع در زیر استخوان شانه
He shrugged his shoulders.
او
[مرد]
شانه اش را بالا انداخت.
to c. ata difficulty
ازسختی شانه خالی کردن
shoulder block
سد کردن حریف با ضربه شانه
hatchel
کتان پاک کن شانه زدن
dabchick
اسفرود بی دم یامرغابی شانه بسر
heckles
بباد طعنه گرفتن شانه
heckle
بباد طعنه گرفتن شانه
clips
شانه فشنگ گیره کاغذ
clippings
شانه فشنگ گیره کاغذ
clipped
شانه فشنگ گیره کاغذ
clip
شانه فشنگ گیره کاغذ
carding
شانه کردن پشم یاپنبه
ravel
شانه مخصوص جداکردن تارهای نخ
heckling
بباد طعنه گرفتن شانه
heckled
بباد طعنه گرفتن شانه
She had let her hair down .
موهایش را ریخته بود روی شانه اش
overarm
بالا اوردن بازو تا بالای شانه
You cannot put old heads on young shoulders .
<proverb>
سر پیر نتوان بر شانه جوان بگذاشت .
To shirk ones responsibility .
اززیر با رمسئولیت شانه خالی کردن
lie-down
از زیرکار شانه خالی کردن درازکشیدن
lie down
از زیرکار شانه خالی کردن درازکشیدن
shrugging
بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
shrink one's duty
از انجام وظیفه شانه خالی کردن
shrugged
بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
shrug
بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
to reject something with a shrug
[of the shoulders]
با شانه بالا انداختن چیزی را رد کردن
d. muscle
ماهیچه سه گوش شانه عضله دالی
shoulder knot
روبان یاحمایل زینتی روی شانه
narani seogi
ایستادن موازی پاها همعرض شانه
to overrun one's duty
از انجام وفیفه شانه خالی کردن
slackers
کسی که از انجام وفیفه شانه تهی کند
noil
خرده پشمی که هنگام شانه کردن میریزد
slacker
کسی که از انجام وفیفه شانه تهی کند
ctenophoran
وابسته بشانه داران جانور شانه دار
he felt a t. on his shoulder
احساس دست بخوردگی روی شانه خودکرد
round shouldered
دارای شانههای جلو امده شانه گرد
round-shouldered
دارای شانههای جلو امده شانه گرد
lateral raise
تمرین تقویت عضلههای پشت و شانه با دنبل
candlesticks
بالانس بایک شانه روی چوب موازنه
sign off
از زیر بار تعهد یامشارکتی شانه خالی کردن
humeral veil
پارچه مستطیل شکلی که کشیشان بر روی شانه می اندازند
leg block and under over
فن تندر با گرفتن بازوهای حریف از بیخ شانه و از تو وپیچاندن او
pastrami
گوشت ادویه زده ودودی شده شانه گاو
atlas
قهرمانی که دنیا راروی شانه هایش نگهداشته است
atlases
قهرمانی که دنیا راروی شانه هایش نگهداشته است
rue raddy
تسمه یا طنابی که از روی شانه گذرانیده چیزی را با ان می کشند
wryneck
یکجور دارکوب که میتواند سرخود را دور شانه بگرداند
daisy ham
قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
color
پرچم یکان یا جنگی نشان و درجه روی شانه وسینه
high leg attack and shoulder control
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
swing bell
اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
swing bar
اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com