English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (16 milliseconds)
English Persian
fire extinguisher خاموش کننده اتش
fire extinguishers خاموش کننده اتش
Search result with all words
silencer خاموش کننده
silencers خاموش کننده
extinguisher خاموش کننده
extinctive خاموش کننده
foam type fire extinguisher دستگاه خاموش کننده اتش ازنوع کفی
lightning protection با خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out with با خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out arrester برقگیر با خاموش کننده مغناطیسی
magnetic blow out circuit breaker کلید قدرت با خاموش کننده مغناطیسی
Other Matches
flash روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
shutdowns دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdown دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
soundless خاموش
hist خاموش
h! خاموش
uncommunicative خاموش
silent خاموش
off خاموش
on-off button خاموش
on/off خاموش
quiescent خاموش
on/off light خاموش
whist خاموش
extinguished خاموش
mumchance خاموش
stiller خاموش ساکت
go out خاموش شدن
glumpy خاموش وکدر
to switch off خاموش کردن
silenced خاموش شدن
silences خاموش شدن
silencing خاموش شدن
taciturn کم سخن خاموش
tight-lipped کم حرف خاموش
outed دستگاه خاموش
out خاموش کردن
dry up خاموش شدن
Quiet!silence! خاموش ( ساکت ) !
tight lipped کم حرف خاموش
silence خاموش شدن
out دستگاه خاموش
tight mouthed کم حرف خاموش
extinction خاموش سازی
to burn out خاموش شدن
to put out خاموش کردن
stills خاموش ساکت
spark arrester جرقه خاموش کن
to keep silence خاموش بودن
to dry up خاموش شدن
to keep silence خاموش شدن
dout خاموش کردن
outed خاموش کردن
to stand mute خاموش ماندن
turn out <idiom> خاموش کردن
still خاموش ساکت
to snuff out خاموش کردن
out- خاموش کردن
stillest خاموش ساکت
out- دستگاه خاموش
keep still خاموش باش
to hold one's tongue خاموش شدن
extinguishes خاموش کردن
extinguishing خاموش کردن
suffocate خاموش کردن
inextinguishable خاموش نشدنی
suffocated خاموش کردن
extinguish خاموش کردن
snuff خاموش شدن
turn off خاموش کردن
turn-off خاموش کردن
turn-offs خاموش کردن
inactive status خط مشی خاموش
quenching خاموش کردن
quiet ساکن خاموش
extinguishable خاموش کردنی
suffocates خاموش کردن
suffocating خاموش کردن
quenchless خاموش نشدنی
quietest ساکن خاموش
he did not open his lips خاموش ماند
tacit مقدر خاموش
put out خاموش کردن
hush خاموش کردن
quaker's meeting انجمن خاموش
smothers خاموش کردن
smothered خاموش کردن
reserved خاموش کم حرف
smothering خاموش کردن
smother خاموش کردن
turn-offs خاموش کردن یاشدن
snuff بافوت خاموش کردن
turn-off خاموش کردن یاشدن
stifles خاموش کردن فرونشاندن
turn off خاموش کردن یاشدن
turn out باکلید خاموش کردن
at pause مکث کنان خاموش
mum سکوت شخص خاموش
powers خاموش کردن یک وسیله
snuff خاموش سازی یافوت پف
stifle خاموش کردن فرونشاندن
power خاموش کردن یک وسیله
fight the fire اتش خاموش کردن
quench خاموش کردن ترساندن
powered خاموش کردن یک وسیله
powering خاموش کردن یک وسیله
quenched خاموش کردن ترساندن
snub سربالا خاموش کردن
snubbed سربالا خاموش کردن
snubbing سربالا خاموش کردن
snubs سربالا خاموش کردن
quenches خاموش کردن ترساندن
mums سکوت شخص خاموش
as hush as death خاموش چون مردگان
To dye ones hair. موها را خاموش کردن
extinct منسوخه خاموش شده
silencing خاموش اتش قطع
fire engines تلمبه اتش خاموش کن
inextinguishably بطور خاموش نشدنی
to laugh down با خنده خاموش کردن
to die out away off خاموش شدن پژمردن
fire engine تلمبه اتش خاموش کن
to blow out alamp خاموش کردن چراغ
turn off <idiom> بستن ،خاموش کردن
To extinguish a fire. آتش را خاموش کردن
to shut down a reactor راکتوری را خاموش کردن
his hope was snuffed out چراغ امیدش خاموش شد
stifled خاموش کردن فرونشاندن
silenced خاموش اتش قطع
silences خاموش اتش قطع
to smother a flame شعله ای را خاموش کردن
to talk down خاموش یاساکت کردن
silence خاموش اتش قطع
radar silence خاموش کردن موقتی رادارها
smoldered بی اتش سوختن خاموش کردن
blink روشن خاموش شدن چراغها
wordless غیرقابل بیان با لغات خاموش
blinked روشن خاموش شدن چراغها
blinks روشن خاموش شدن چراغها
smoldering بی اتش سوختن خاموش کردن
stanch خاموش کردن ساکت شدن
smolders بی اتش سوختن خاموش کردن
obmutescence خاموش نشینی سکوت عمدی
smoulder بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldered بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldering بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulders بی اتش سوختن خاموش کردن
strangle یاد شده را خاموش کنید
inextinct از بین نرفته خاموش نشده
smolder بی اتش سوختن خاموش کردن
light line خط خاموش کردن چراغ خودروها
i pause for a reply خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
to lie low در باب کارخود خاموش بودن
power down قطع برق خاموش کردن
stills ساکت کردن خاموش شدن
beacon off رادارتعقیب هدف خود را خاموش کن
stillest ساکت کردن خاموش شدن
to snuff out در نتیجه گل گیری خاموش کردن
stiller ساکت کردن خاموش شدن
still ساکت کردن خاموش شدن
Turn off the light before you leave. پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
the fire is dying آتش در حال خاموش شدن است
flash شدت حرف که روشن و خاموش شود
flashed شدت حرف که روشن و خاموش شود
flashes شدت حرف که روشن و خاموش شود
bistable که در موقعیت ممکن روشن و خاموش دارد
windmills چرخش موتور خاموش توسط ملخ
windmill چرخش موتور خاموش توسط ملخ
mump خاموش وعبوس نشستن ترشرو بودن
snuffer وسیله یا کسیکه چراغی راروشن یا خاموش کند
zeroes 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zeros 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zero 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
to turn off خاموش کردن انجام دادن بیرون اوردن
shut off <idiom> بستن شیرآب یا خاموش کردن کلید برق
to go out خاموش شدن [شمع یا چراغ یا آتش یا سیگار]
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
quaker's meeting انجمن کوالرهاکه اعضای ان خاموش میماندندتایکی درنتیجه
powers خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
To squash someone . تو دهن کسی زدن ( اورا خاموش وخفه کردن )
The lights of the aircraft were blinking. چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powered خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
wet blankets پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
powering خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
wet blanket پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
black out قطع کامل برق خاموش شدن چراغ ها خاموشی شهر
stop squawk در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را خاموش کنید
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
blinking روشن و خاموش شدن در نتیجه تغییر شدت حرف نمایش داده شده
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com