English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 311 (15 milliseconds)
English Persian
thrifty خانه دار
housekeeper خانه دار
housekeepers خانه دار
householder خانه دار
householders خانه دار
economical خانه دار
domestic خانه دار
homemaker خانه دار
housewifely خانه دار
housewifery خانه دار
hub or hub by خانه دار
Search result with all words
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
tramp خانه بدوش
tramped خانه بدوش
tramps خانه بدوش
home خانه
home خانه دادن
home بطرف خانه
home روش بررسی و حمل تراکنشهای باک به خانه کاربر به وسیله ترمینال یا مودم
homes خانه
homes خانه دادن
homes بطرف خانه
homes روش بررسی و حمل تراکنشهای باک به خانه کاربر به وسیله ترمینال یا مودم
quarters محل خانه ها
socket خانه
socket [سرپیچ خانه]
sockets خانه
sockets سرپیچ خانه
row ردیف چند خانه
rowed ردیف چند خانه
rows ردیف چند خانه
house خانه
house اهل خانه اهل بیت
house خانه نشین شدن
housed خانه
housed اهل خانه اهل بیت
housed خانه نشین شدن
houses خانه
houses اهل خانه اهل بیت
houses خانه نشین شدن
clear تغییر محتوی یک خانه حافظه
clearer تغییر محتوی یک خانه حافظه
clearest تغییر محتوی یک خانه حافظه
clears تغییر محتوی یک خانه حافظه
slaughterhouse قصاب خانه
slaughterhouses قصاب خانه
hull خانه رعیتی تنه کشتی
hulls خانه رعیتی تنه کشتی
blank خانه خالی در صفحه گسترده
blankest خانه خالی در صفحه گسترده
ranger ولگرد خانه بدوش
rangers ولگرد خانه بدوش
electronic سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
house martin یکجور پرستو که لانه گلی بردیوار خانه ها میسازد
house martins یکجور پرستو که لانه گلی بردیوار خانه ها میسازد
ghost چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن
ghosts چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن
appliance ماشینی که به ویژه در خانه استفاده میشود
appliances ماشینی که به ویژه در خانه استفاده میشود
embassies ایلچی گری سفارت خانه
embassy ایلچی گری سفارت خانه
vagabond دربدر خانه بدوش
vagabonds دربدر خانه بدوش
heirloom اثاثهای که از چند پشت در خانه مانده باشد
heirlooms اثاثهای که از چند پشت در خانه مانده باشد
morgue مرده خانه
morgues مرده خانه
serf خانه زاد
serfs خانه زاد
housecoat لباس خانه
housecoats لباس خانه
powerhouse موتور خانه
powerhouses موتور خانه
registries دفتر خانه
registry دفتر خانه
bedlam وابسته به دیوانه ها یا دیوانه خانه
rectories خانه کشیش بخش
rectory خانه کشیش بخش
presbyteries خانه کشیش
presbytery خانه کشیش
manse خانه مسکونی
manse محل سکنی خانه کشیش
manses خانه مسکونی
manses محل سکنی خانه کشیش
cell خانه جدول
cell پیل خانه باطری
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
cell در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
cell دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cell در یک صفحه گسترده فرمولی که در یک خانه قرار دارد
cell در یک سیستم ارسال داده مثل ATM بستههای داده با طول ثابت مثلاگ یک خانه در سیستم ATM شامل دادههای هشت تایی است
cell خانه
cells خانه جدول
cells پیل خانه باطری
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
cells در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
cells دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cells در یک صفحه گسترده فرمولی که در یک خانه قرار دارد
cells در یک سیستم ارسال داده مثل ATM بستههای داده با طول ثابت مثلاگ یک خانه در سیستم ATM شامل دادههای هشت تایی است
cells خانه
room خانه
rooms خانه
lighthouse چراغ خانه برج فانوس دریایی
lighthouses چراغ خانه برج فانوس دریایی
domicile مقر خانه
domicile خانه
domiciles مقر خانه
Other Matches
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
garde manger سرد خانه اشپز خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
honey comb خانه خانه کردن
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
honeycombs خانه خانه
roommate هم خانه
housing خانه ها
i was under his roof در خانه
pieds-a-terre خانه
within doors در خانه
houseless بی خانه
pigeon hole خانه
shacks خانه
lodge خانه
lodged خانه
lodges خانه
double-fronted خانه دو در
shack خانه
cellulated خانه خانه
pigeon-hole خانه
pigeon-holes خانه
furnace house خانه
honeycomb خانه خانه
domiciles خانه
her house خانه ان زن
her house خانه اش
tersellated خانه خانه
alveolate خانه خانه
cloisonne خانه خانه
materfamilias زن خانه
quarterage خانه
dwelling خانه
cellular خانه خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
door-to-door خانه به خانه
door to door خانه به خانه
lar خانه
houseroom جا در خانه
dwellings خانه
lares خانه
checkered خانه خانه
roommates هم خانه
pied-a-terre خانه
farmhouse خانه رعیتی
alveolus شش خانه حبابچه
camera obscura تاریک خانه
caserne سرباز خانه
statehouses خانه ملت
housework کار خانه
farm house خانه رعیتی
vegetable soil خانه باغی
matrons زن خانه دار
chequer خانه شطرنج
armory اسلحه خانه
chancery دفتر خانه
cabana خانه کوچک
baby house عروسک خانه
bindery صحاف خانه
bookbindery صحاف خانه
thrift خانه داری
houseroom اتاق خانه
tower house خانه برجی
bawdy house فاحشه خانه
bordel فاحشه خانه
houseproud دلخوش به خانه
bawdy house جنده خانه
brick yard اجرپز خانه
toll house راهدار خانه
butler pantry ابدار خانه
toft خانه یا ملحقات ان
boy خانه شاگرد
schoolhouse خانه مدیراموزشگاه
schoolhouses خانه مدیراموزشگاه
homeowners صاحب خانه
homeowner صاحب خانه
canteen سفره خانه
observatories رصد خانه
observatory رصد خانه
refinery تصفیه خانه
boys خانه شاگرد
furniture اثاث خانه
cottage خانه روستایی
cottages خانه روستایی
houseboat خانه قایقی
houseboats خانه قایقی
refineries تصفیه خانه
menage خانه داری
builder خانه ساز
statehouse خانه ملت
houseboys خانه شاگرد
department وزارت خانه
departments وزارت خانه
wash house رختشوی خانه
houseproud خانه سرفراز
active cell خانه کاری
wanigan خانه سیار
canteens سفره خانه
houseboy خانه شاگرد
builders خانه ساز
home-grown محصول خانه
mobile homes خانه متحرک
boathouses قایق خانه
mobile home خانه متحرک
boathouse قایق خانه
house arrest بازداشت در خانه
farmhouses خانه رعیتی
household art فن اداره خانه
safe house خانه امن
robe de chambre لباس خانه
ranch house خانه یک اشکوبه
keep house در خانه ماندن
keep in در خانه ماندن
mistress of the house بانوی خانه
kibitka خانه تاتار
lake0dwelling خانه دریاچهای
landloper خانه بدوش
landlouper خانه بدوش
insectary حشره خانه
insectarium حشره خانه
secretariate دبیر خانه
steading خانه رعیتی
steading خانه با متعلقات
stay at home خانه نشین
spinsterhood خانه ماندگی
husbandman سرپرست خانه
spense ابدار خانه
spence ابدار خانه
i wrote home برای خانه
pumping ststion تلمبه خانه
pumping station تلمبه خانه
pesthouse خسته خانه
pest house خسته خانه
panel house جنده خانه
notbility خانه داری
onstead خانه رعیتی
onstead خانه با متعلقات
orphon a یتیم خانه
opposite the house روبروی خانه
opposite the house مقابل خانه
opposite to the house روبروی خانه
photographer's studio عکاس خانه
pigeonhole خانه قفسه
pinacotheca نگار خانه
pump house تلمبه خانه
luft خانه فرار
lupanar فاحشه خانه
lupanar جنده خانه
majordomo بزرگتر خانه
mansion house خانه ارباب
materfamilas بانوی خانه
materfamilias بانوی خانه
poor house مسکین خانه
poor house گدا خانه
orphan asylum یتیم خانه
chop house خوراک خانه
domatophobia خانه هراسی
domicil مقر خانه
domiciliary مربوط به خانه
to leave word in the house در خانه سپردن
domiciliate خانه مسکن
door lock کلید خانه
dwelling construction خانه سازی
dwelling house خانه مسکونی
earth house خانه زیرزمینی
to get the key of the street بی خانه بودن
disorderly house فاحشه خانه
disorderly house خانه بدنام
dishouse بی خانه کردن
coach house کالسکه خانه
coach house درشکه خانه
coffee house قهوه خانه
coffee room خوارک خانه
coffee shop قهوه خانه
coffeehouse قهوه خانه
convalescent home نقاهت خانه
custom house گمرک خانه
dacha خانه ییلاقی
delivery to the home تحویل در خانه
frater سفره خانه
freemasons hall فراموش خانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com