Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English
Persian
houseclean
خانه راتمیز کردن
Other Matches
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honey comb
خانه خانه کردن
lady help
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
toft
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
tricotine
پارچه زبر لباسی خانه خانه
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
our neighbour door
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
dishouse
بی خانه کردن
weigh house
قپاندار خانه ترازودار خانه
cellular
لانه زنبوری خانه خانه
bagnio
فاحشه خانه جنده خانه
garde manger
سرد خانه اشپز خانه
upholster
مبلمان کردن خانه
houseclean
خانه تکانی کردن
to bring to ruin
خانه خراب کردن
To rent(lease) a house.
خانه ای رااجاره کردن
keep house
خانه داری کردن
to keep house
خانه داری کردن
graticule
چهار خانه کردن
to do up
خانه خراب کردن
housekeep
خانه داری کردن
To collect (pack)the household goods.
اسباب خانه را جمع کردن
page
خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
paged
خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
pages
خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
to repair the roof
بام
[خانه]
را تعمیر کردن
have over
<idiom>
شخصی را به خانه خود دعوت کردن
move in
به خانه تازه اسباب کشی کردن
cell
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
To vacate a house.
خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
to go to
ترک کردن
[خانه یا شهر]
برای چند مدتی
to go away
ترک کردن
[خانه یا شهر]
برای چند مدتی
ranged
یک خانه یا تعدادی خانه
range
یک خانه یا تعدادی خانه
ranges
یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
double-fronted
خانه دو در
honeycombs
خانه خانه
within doors
در خانه
roommates
هم خانه
furnace house
خانه
tersellated
خانه خانه
lodges
خانه
lodge
خانه
cellulated
خانه خانه
roommate
هم خانه
housing
خانه ها
lodged
خانه
house
خانه
pigeon-hole
خانه
dwelling
خانه
dwellings
خانه
houses
خانه
pigeon-holes
خانه
domiciles
خانه
lares
خانه
lar
خانه
houseless
بی خانه
domicile
خانه
shacks
خانه
housed
خانه
shack
خانه
houseroom
جا در خانه
alveolate
خانه خانه
cloisonne
خانه خانه
rooms
خانه
socket
خانه
sockets
خانه
home
خانه
cells
خانه
cellular
خانه خانه
pied-a-terre
خانه
pieds-a-terre
خانه
i was under his roof
در خانه
homes
خانه
quarterage
خانه
materfamilias
زن خانه
room
خانه
checkered
خانه خانه
honeycomb
خانه خانه
unsheltered
<adj.>
بی خانه
her house
خانه ان زن
her house
خانه اش
door to door
خانه به خانه
pigeon hole
خانه
door-to-door
خانه به خانه
cell
خانه
materfamilias
بانوی خانه
statehouses
خانه ملت
gaming house
قمار خانه
gambling house
قمار خانه
statehouse
خانه ملت
builder
خانه ساز
builders
خانه ساز
canteens
سفره خانه
stay at home
خانه نشین
furniture
اثاث خانه
landlouper
خانه بدوش
landloper
خانه بدوش
steading
خانه رعیتی
lake0dwelling
خانه دریاچهای
serf
خانه زاد
robe de chambre
لباس خانه
keep in
در خانه ماندن
keep house
در خانه ماندن
goodwife
کدبانوی خانه
three doors of
سه خانه انسوتر
morgues
مرده خانه
thrifty
خانه دار
mansion house
خانه ارباب
morgue
مرده خانه
poor house
گدا خانه
boathouse
قایق خانه
poor house
مسکین خانه
boathouses
قایق خانه
domestic
خانه دار
serfs
خانه زاد
materfamilas
بانوی خانه
armory
اسلحه خانه
alveolus
شش خانه حبابچه
powerhouses
موتور خانه
kibitka
خانه تاتار
powerhouse
موتور خانه
gynaeceum
خانه اندرونی
grummet
شاگرد خانه
housecoats
لباس خانه
housecoat
لباس خانه
thrift
خانه داری
boys
خانه شاگرد
camera obscura
تاریک خانه
boy
خانه شاگرد
steading
خانه با متعلقات
bawdy house
جنده خانه
mobile home
خانه متحرک
housekeeper
خانه دار
tower house
خانه برجی
housekeepers
خانه دار
manageress
زن خانه دار
manageresses
زن خانه دار
quit
تخلیه خانه
quarters
محل خانه ها
pinacotheca
نگار خانه
lupanar
جنده خانه
lupanar
فاحشه خانه
secretariate
دبیر خانه
luft
خانه فرار
mobile homes
خانه متحرک
bookbindery
صحاف خانه
wash house
رختشوی خانه
bawdy house
فاحشه خانه
wanigan
خانه سیار
toft
خانه یا ملحقات ان
toll house
راهدار خانه
dwelling construction
خانه سازی
dwelling house
خانه مسکونی
earth house
خانه زیرزمینی
to leave word in the house
در خانه سپردن
quitting
تخلیه خانه
bordel
فاحشه خانه
closet
صندوق خانه
roofs
بام خانه
homes
بطرف خانه
homes
خانه دادن
home
بطرف خانه
home
خانه دادن
roof
بام خانه
pesthouse
خسته خانه
pest house
خسته خانه
slaughterhouse
قصاب خانه
slaughterhouses
قصاب خانه
villas
خانه ییلاقی
bindery
صحاف خانه
The house burned down .
خانه سوخت
closeted
صندوق خانه
closeting
صندوق خانه
to get the key of the street
بی خانه بودن
closets
صندوق خانه
household
مستخدمین خانه
households
مستخدمین خانه
vegetable soil
خانه باغی
photographer's studio
عکاس خانه
observatories
رصد خانه
observatory
رصد خانه
trays
جعبه دو خانه
tray
جعبه دو خانه
villa
خانه ییلاقی
brick yard
اجرپز خانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com