Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
farmery
خانه رعیتی ومتعلقات ان
Search result with all words
toft
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
Other Matches
messuage
خانه وحیاط ومتعلقات ان
premises
خصوصیات ملک که در مقدمه سند درج میشود خانه ومتعلقات ان
onstead
خانه رعیتی
hovels
خانه رعیتی
hovel
خانه رعیتی
farm house
خانه رعیتی
steading
خانه رعیتی
farm-house
خانه رعیتی
farmhouse
خانه رعیتی
farmhouses
خانه رعیتی
hull
خانه رعیتی تنه کشتی
hulls
خانه رعیتی تنه کشتی
vassalage
رعیتی
villeinage
رعیتی
serfdom
رعیتی
villenage
رعیتی
rural
رعیتی
cannons
لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannon
لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
serfdom
نظام رعیتی
farmery
ساختمانهای رعیتی
homesteads
مزرعه رعیتی
homestead
مزرعه رعیتی
serfdom system
نظام رعیتی
barnyard
حیاط رعیتی
barnyards
حیاط رعیتی
villeinage
ارباب رعیتی
servitude
خدمت اجباری رعیتی
farmstead
مزرعه و حوالی ان علاقجات رعیتی
barton
حیاط رعیتی صاحب ملک
lady help
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
cotter
روستایی اسکاتلندی که کلبه رعیتی دارد
cottar
روستایی اسکاتلندی که کلبه رعیتی دارد
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
vassals
رعیتی که در ملک مورد تیول کار میکند
vassal
رعیتی که در ملک مورد تیول کار میکند
tricotine
پارچه زبر لباسی خانه خانه
our neighbour door
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
weigh house
قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio
فاحشه خانه جنده خانه
garde manger
سرد خانه اشپز خانه
cellular
لانه زنبوری خانه خانه
cell
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
honey comb
خانه خانه کردن
range
یک خانه یا تعدادی خانه
ranged
یک خانه یا تعدادی خانه
ranges
یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
domicile
خانه
her house
خانه اش
homes
خانه
unsheltered
<adj.>
بی خانه
alveolate
خانه خانه
houses
خانه
lodge
خانه
lodged
خانه
lodges
خانه
furnace house
خانه
her house
خانه ان زن
domiciles
خانه
tersellated
خانه خانه
door-to-door
خانه به خانه
door to door
خانه به خانه
roommates
هم خانه
roommate
هم خانه
housed
خانه
room
خانه
sockets
خانه
house
خانه
honeycomb
خانه خانه
pigeon hole
خانه
pigeon-hole
خانه
pigeon-holes
خانه
cellulated
خانه خانه
within doors
در خانه
honeycombs
خانه خانه
housing
خانه ها
double-fronted
خانه دو در
socket
خانه
shack
خانه
shacks
خانه
cloisonne
خانه خانه
checkered
خانه خانه
home
خانه
i was under his roof
در خانه
cellular
خانه خانه
pieds-a-terre
خانه
cell
خانه
lares
خانه
dwelling
خانه
quarterage
خانه
pied-a-terre
خانه
houseless
بی خانه
houseroom
جا در خانه
rooms
خانه
lar
خانه
cells
خانه
dwellings
خانه
materfamilias
زن خانه
domestic
خانه دار
brick yard
اجرپز خانه
bordel
فاحشه خانه
bookbindery
صحاف خانه
boy
خانه شاگرد
bindery
صحاف خانه
boys
خانه شاگرد
furniture
اثاث خانه
cottage
خانه روستایی
bawdy house
فاحشه خانه
bawdy house
جنده خانه
poor house
گدا خانه
poor house
مسکین خانه
photographer's studio
عکاس خانه
caserne
سرباز خانه
camera obscura
تاریک خانه
orphan asylum
یتیم خانه
pesthouse
خسته خانه
pest house
خسته خانه
pigeonhole
خانه قفسه
cabana
خانه کوچک
orphon a
یتیم خانه
mobile home
خانه متحرک
mobile homes
خانه متحرک
vegetable soil
خانه باغی
butler pantry
ابدار خانه
chancery
دفتر خانه
panel house
جنده خانه
cottages
خانه روستایی
department
وزارت خانه
schoolhouses
خانه مدیراموزشگاه
houseboys
خانه شاگرد
boathouses
قایق خانه
houseboy
خانه شاگرد
canteen
سفره خانه
canteens
سفره خانه
pinacotheca
نگار خانه
homeowner
صاحب خانه
homeowners
صاحب خانه
house arrest
بازداشت در خانه
observatories
رصد خانه
observatory
رصد خانه
menage
خانه داری
builders
خانه ساز
departments
وزارت خانه
boathouse
قایق خانه
houseboat
خانه قایقی
baby house
عروسک خانه
wanigan
خانه سیار
wash house
رختشوی خانه
houseboats
خانه قایقی
refineries
تصفیه خانه
refinery
تصفیه خانه
home-grown
محصول خانه
armory
اسلحه خانه
alveolus
شش خانه حبابچه
schoolhouse
خانه مدیراموزشگاه
household art
فن اداره خانه
houseproud
خانه سرفراز
active cell
خانه کاری
builder
خانه ساز
chequer
خانه شطرنج
the house over the way
خانه روبرو
tannage
دباغ خانه
husbandman
سرپرست خانه
tan yard
دباغ خانه
pumping ststion
تلمبه خانه
systems house
خانه سیستم ها
summer house
خانه تابستانی
i wrote home
برای خانه
insectarium
حشره خانه
hub or hub by
خانه دار
housewifery
خانه دار
tea house
قهوه خانه
house to get
خانه اجارهای
house to let
خانه اجارهای
house top
بام خانه
house work
خانه داری
telephone station
تلفن خانه
teahouse
چای خانه
teahouse
قهوه خانه
pumping station
تلمبه خانه
housewifely
خانه دار
insectary
حشره خانه
ranch house
خانه یک اشکوبه
landloper
خانه بدوش
landlouper
خانه بدوش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com