Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
uncircumcised
ختنه نشده
Other Matches
circumcision
ختنه
circumoision
ختنه
circumcise
ختنه کردن
circumciser
ختنه کننده
circumcised
ختنه کردن
circumcising
ختنه کردن
circumcises
ختنه کردن
phimosis
تنگی ختنه گاه
foreskin
پوست ختنه گاه
prepuce
پوست ختنه گاه
foreskins
پوست ختنه گاه
unpremediated
پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
proselte of the gate
کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
unobligated
اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
uncommitted
غیر متعهد نشده تعهد نشده
unbroke
رام نشده سوقان گیری نشده
unborn
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unresolved
تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
undisciplined
تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unbaoked
سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unpicked
نچیده گزین نشده انتخاب نشده
unsought
جستجو نشده کشف نشده
unsifted
الک نشده رسیدگی نشده
inconsummate
تکمیل نشده انجام نشده
unset
جایگزین نشده جاانداخته نشده
undirected
رهبری نشده راهنمایی نشده
uncharged
محسوب نشده رسمامتهم نشده
unredeemed
جبران نشده سبک نشده
irredenta
انجام نشده جبران نشده
unasked
خواسته نشده پرسیده نشده
untried
امتحان نشده محاکمه نشده
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
incomplete
انجام نشده پر نشده
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
unbowed
خم نشده
uncharged
پر نشده
uncontrolled
کنترل نشده
unwashed
شسته نشده
unalloyed
الیاژ نشده
unbidden
دعوت نشده
unpaid
پرداخت نشده
uncontrolled
مهار نشده
non-registered
[not registered]
<adj.>
ثبت نشده
unfulfilled
انجام نشده
undisturbed
مختل نشده
uncommitted
تقبل نشده
unconnected
وصل نشده
unsung
سروده نشده
unabridged
تلخیص نشده
unabridged
کوتاه نشده
unchanged
عوض نشده
unworn
کهنه نشده
savage
رام نشده
unpublished
چاپ نشده
unreconstructed
بازسازی نشده
unquestioned
بحث نشده
unquestioned
بررسی نشده
unquestioned
استنتاق نشده
unpublished
نشر نشده
unguarded
حساب نشده
unattached
توفیق نشده
Before it is too late. While there is stI'll time.
تا دیر نشده
unworn
استعمال نشده
savaged
رام نشده
uninvited
دعوت نشده
savages
رام نشده
wound less
زخمی نشده
savaging
رام نشده
unearned
کسب نشده
unguarded
حراست نشده
unattached
اعزام نشده
roughdry
اطو نشده
inedited
چاپ نشده
inedited
منتشر نشده
undirected
هدایت نشده
increate
افریده نشده
undisiplined
تربیت نشده
in sheets
صحافی نشده
in quires
صحافی نشده
imperforate
منگنه نشده
unexploded
منفجر نشده
unleached
سفید نشده
unlicked
لیسیده نشده
unsought
کاوش نشده
inextinct
نیست نشده
innascible
زایده نشده
intemerate
بی ناموس نشده
tenantless
اشغال نشده
the date was not specified
نشده بود
unaccommodated
فراهم نشده
unaccomplished
انجام نشده
unbacked
رام نشده
non switched line
خط گزینه نشده
unbowed
سر کوب نشده
uncleared
ترخیص نشده
uncoditioned
شرط نشده
undeeded
در سندقید نشده
undefined
تعریف نشده
custom uncleared
ترخیص نشده
unspotted
ننگین نشده
unstudied
مطالعه نشده
uncoditioned
قطعی نشده
unsung
ستایش نشده
unsung
خوانده نشده
unthickened
تغلیظ نشده
unabated
کاسته نشده
unclaimed
مطالبه نشده
uncut
از هم جدا نشده
uncut
قطع نشده
uncut
بریده نشده
haggard
رام نشده
unsocialized
اجتماعی نشده
unsight
دیده نشده
sightless
دیده نشده
unnormalized
هنجار نشده
unpolished
پرداخت نشده
unpremediated
تصور نشده
unsaturate
اشباع نشده
autochthonous
جابجا نشده
unsaturated
اشباع نشده
unsaved
پس انداز نشده
unset
ثابت نشده
unasked
سوال نشده
unshod
نعل نشده
unseen
مکشوف نشده
unseen
مشاهده نشده
unfulfilled
اجرا نشده
unevaluated
<adj.>
بازرسی نشده
unevaluated
<adj.>
ارزیابی نشده
unexamined
<adj.>
ارزیابی نشده
uninspected
<adj.>
ارزیابی نشده
untested
<adj.>
ارزیابی نشده
unaudited
<adj.>
ممیزی نشده
unchecked
<adj.>
ممیزی نشده
unevaluated
<adj.>
ممیزی نشده
uninspected
<adj.>
ممیزی نشده
untested
<adj.>
ممیزی نشده
unchecked
<adj.>
ارزیابی نشده
unaudited
<adj.>
ارزیابی نشده
virgins
استفاده نشده
unexamined
<adj.>
بازرسی نشده
virgin
استفاده نشده
uninspected
<adj.>
بازرسی نشده
unread
خوانده نشده
untested
<adj.>
بازرسی نشده
unaudited
<adj.>
امتحان نشده
unchecked
<adj.>
امتحان نشده
unevaluated
<adj.>
امتحان نشده
unexamined
<adj.>
امتحان نشده
uninspected
<adj.>
امتحان نشده
unexamined
<adj.>
ممیزی نشده
untested
<adj.>
امتحان نشده
inexact
درست نشده
unverified
<adj.>
تست نشده
unverified
<adj.>
بازرسی نشده
unverified
<adj.>
امتحان نشده
unverified
<adj.>
ارزیابی نشده
unverified
<adj.>
ممیزی نشده
unverified
<adj.>
بررسی نشده
unverified
<adj.>
تایید نشده
undetected
کشف نشده
unissued
<adj.>
توزیع نشده
inviolate
نقض نشده
unissued
<adj.>
منتشر نشده
unverified
<adj.>
آزمایش نشده
unverified
<adj.>
کنترل نشده
unadulterated
مخلوط نشده
unchecked
<adj.>
بازرسی نشده
undeterred
<adj.>
منصرف نشده
unevaluated
<adj.>
آزمایش نشده
unexamined
<adj.>
آزمایش نشده
unfinished
تمام نشده
untested
<adj.>
آزمایش نشده
opens
واریز نشده
opened
واریز نشده
open
واریز نشده
unaudited
<adj.>
کنترل نشده
unchecked
<adj.>
کنترل نشده
unevaluated
<adj.>
کنترل نشده
unexamined
<adj.>
کنترل نشده
uninspected
<adj.>
کنترل نشده
untested
<adj.>
کنترل نشده
unaudited
<adj.>
تایید نشده
unchecked
<adj.>
تایید نشده
unchecked
<adj.>
آزمایش نشده
unaudited
<adj.>
آزمایش نشده
outstandingly
پرداخت نشده
outstandingly
تصفیه نشده
outstandingly
وصول نشده
outstandingly
واریز نشده
outstanding
پرداخت نشده
outstanding
تصفیه نشده
outstanding
وصول نشده
outstanding
واریز نشده
unmitigated
کاسته نشده
unbleached
<adj.>
سفیدگری نشده
uncharted
اکتشاف نشده
undyed
<adj.>
رنگرزی نشده
unbroken
رام نشده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com