Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English
Persian
loyal services
خدمات صادقانه
Other Matches
cross servicing
خدمات جنبی یا جانبی خدمات چند جانبه
special services
یکان خدمات مخصوص خدمات رفاهی
truly
صادقانه
loyally
صادقانه
sincerely yours
صادقانه
candidly
صادقانه
veraciously
صادقانه
veraciosly
صادقانه
sincerely
صادقانه
faithfully
صادقانه
loyal
صادقانه
sinerely
صادقانه
guilelessly
صادقانه
ingenuously
بی حیله صادقانه
speak the trurh
صادقانه گفتن
your truly
حقیقتا` صادقانه
lay it on the line
<idiom>
صادقانه حرف زدن
lay one's cards on the table
<idiom>
صادقانه معامله کردن
certificate of honorable service
مدرک تصدیق خدمت صادقانه
Cross your heart!
<idiom>
راستگو باش !
[صادقانه بگو!]
yeoman's service
خدمت صادقانه و از روی وفاداری و صمیمیت
The documentary tries to be truthful to the events.
این فیلم مستند تلاش می کند صادقانه رویدادها را توصیف کند.
unbundled
خدمات
services
خدمات
service company
گروهان خدمات
service support
پشتیبانی خدمات
health services
خدمات بهداشتی
public services
خدمات عمومی
goods and services
کالاها و خدمات
field service
خدمات رزمی
field service
خدمات پایکار
field exercise
خدمات صحرایی
field duty
خدمات رزمی
personnel services
خدمات پرسنلی
service squadron
گروه خدمات
medical service
خدمات پزشکی
service industry
صنعت خدمات
service passport
پاسپورت خدمات
service sector
بخش خدمات
service force
یکان خدمات
joint services
خدمات مشترک
service department
بخش خدمات
medical services
خدمات پزشکی
information service
خدمات اطلاعات
service department
قسمت خدمات
personnel services
خدمات کارمندی
hospital benefit
خدمات بیمارستانی
service unit
یکان خدمات
signal services
خدمات مخابراتی
advisory services
خدمات مشورتی
mail services
خدمات پستی
administrative services
خدمات اداری
social work
خدمات اجتماعی
social services
خدمات اجتماعی
Civil Service
خدمات اجتماعی
Civil Service
خدمات کشوری
welfare services
خدمات رفاهی
civil
خدمات شهری
services
خدمات سرویسها
we owe him for his services
خدمات او هستم
auxiliary service
خدمات جنبی
crypto service
خدمات رمز
computer utility
خدمات کامپیوتری
sister services
خدمات وابسته
social service
خدمات اجتماعی
common user
خدمات عمومی
civil services
خدمات دولتی
civil defence service
خدمات کشوری
special services
خدمات مخصوص
technical services
خدمات فنی
urban servitudes
خدمات شهری
postal services
خدمات پستی
war service chevron
علامت خدمات جنگی
service squadron
قسمت خدمات دریای
railroad service
خدمات راه اهن
public utilities
خدمات عمومی مانند اب
complimentary supply
خدمات یا کلاهای مجانی
exchange services
خدمات فروشگاهی فروشگاهها
combat service support
پشتیبانی خدمات رزمی
bunched income
درامد خدمات شخصی
obliging
حاضر خدمات مهربان
agricultural extension services
خدمات ترویج کشاورزی
computer serrices company
شرکت خدمات کامپیوتری
beach group
گروه خدمات ساحلی
port auxiliary service
یگان خدمات بندری
i am satisfied with his servic
از خدمات او راضی یا خوشنودهستم
aids to trade
خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
acquisition authority
اعتبار خرید کالاو خدمات
giros
خدمات بانکی اداره پست
welfare
رعایت کردن خدمات اجتماعی
giro
خدمات بانکی اداره پست
hospitalization
پذیرایی خدمات بیمارستانی و درمانی
accessorial services
خدمات بارگیری و تخلیه بار
remote computing services
خدمات محاسباتی از راه دور
home service
خدمات فروش در داخل کشور
environmental services
دوایر خدمات بهسازی محیط زیست
ordnance service
خدمات مربوط به اردنانس واسلحه و مهمات
beach unit
یکان مسئول اسکله یا خدمات ساحلی
terminal service company
گروهان خدمات بارانداز یاسکوی نظامی
welfare state
دولتی که به خدمات اجتماعی توجه خاص دارد
service chevron
علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
joint servicing
دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
casualty control book
دفتر خدمات موتور ناو دفترچه خدمت موتورناو
triage
سیستم ارزیابی خدمات پزشکی و نیازهای درمانی پرسنل
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
the source
خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
sergeanty
انجام خدمات مختلف در دوره ملوک الطوایفی برای تملک تیول
cams
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
cam
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
serviced
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
performance monitor
برنامهای که سطوح خدمات ارائه شده توسط یک سیستم کامپیوتری را پی گیری میکند
service
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
legion ofholour
نشان افتخارکه دولت فرانسه درازای خدمات برجسته لشکری یاکشوری میدهد
veil of money
نظریهای که براساس ان پول فقط بعنوان پوشش برای کالاها و خدمات بحساب می اید
muck rack
کسی که عادتا" می خواهدکارمندان خدمات عمومی و یاجمیع مردم را به رشوه خواری و فساد و خلافکاری متهم کند
equation of exchange
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
polemarch
سرکرده سوم از نه تن سرکرده که خدمات لشگری انجام میداند
retaining fee
وجهی که بطور مستمرپرداخت به وکیل پرداخت شودتا از خدمات حقوقی اومستمرا" استفاده شود یا اورا از قبول وکالت طرف مقابل بازدارند
aeronautical station
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
Tahmasb
شاه تهماسب
[پسر شاه اسماعیل موسس سلسله صفوی خدمات زیادی برای حفظ و اعتلا هنر فرشبافی ایران به جای گذاشت.]
cost fraction
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
health services
خدمات بهداری قسمتهای بهداری
airlift service
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
channel airlift
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
central postal directory
دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
staging unit
یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com