Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (4 milliseconds)
English
Persian
ejaculate
خروج منی
ejaculated
خروج منی
ejaculates
خروج منی
ejaculating
خروج منی
spermatism
خروج منی
Search result with all words
overrun
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
exit
خروج
exit
خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
exits
خروج
exits
خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
infinite
حلقهای که خروج ندارد.
jet
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jets
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetted
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetting
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
blowing
خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
outage
راه خروج
outages
راه خروج
outlet
مجرای خروج
outlets
مجرای خروج
marketing
بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
propulsion
خروج
emission
صدور خروج
emission
خروج
emissions
صدور خروج
emissions
خروج
gangway
محل ورود و خروج از ناو
gangways
محل ورود و خروج از ناو
eccentricities
خروج از مرکزیت
eccentricities
خروج از مرکز
eccentricities
گریز یا خروج از مرکز
eccentricity
خروج از مرکزیت
eccentricity
خروج از مرکز
eccentricity
گریز یا خروج از مرکز
blast
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
blasts
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
shell
برنامه خروج موقت
shelling
برنامه خروج موقت
shells
برنامه خروج موقت
valve
دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
valves
دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
secession
تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
exhaust
خروج
exhaust
خروج گاز یابخار
exhaust
تخلیه کردن خروج
exhausts
خروج
exhausts
خروج گاز یابخار
exhausts
تخلیه کردن خروج
spurt
خروج ناگهانی
spurted
خروج ناگهانی
spurting
خروج ناگهانی
spurts
خروج ناگهانی
exodus
خروج
device
که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
devices
که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
angle of emergence
زاویه خروج
bifuel propulsion
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
blow out
خروج ناگهانی
blowdown
خروج باقیمانده سوخت توسط فشار گاز
break cover
خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
capital outflow
خروج سرمایه
out flow of capital
خروج سرمایه
choke ring
حلقه مانع خروج گاز
clear air turbulence
اشفتگی در اسمان فاقد ابر که معمولا در ارتفاعات بالا وهمراه با تغییر سرعت درنزدیکی مسیر خروج گازهامیباشد
clearance outwards
مجور خروج کشتی پس ازبارگیری
clearance outwards
مجوز خروج کشتی
clearance papers
اسناد خروج کشتی از بندر
clearing outwards
اعلامیه خروج کشتی
cyclotron
دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
debouch
راه خروج
debouchment
خروج ازتنگنا
defecation
خروج مدفوع
deffered entry
ورود به یک زیربرنامه که نتیجه خروج غیر مترقبه ازبرنامه میباشد که کنترل به ان منتقل شده است
deflation port
سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
dump valve
شیر خروج
eccentricity of the load
خروج از مرکزیت بار
egress
خروج
egression
خروج
electron affinity
انرژی خروج
emergency exit
خروج اضطراری
emersion
خروج
exeat
اجازهء خروج
exhaust pipe
لوله خروج بخار یا دود
exhaust valve
شیر خروج
exhaust velosity
سرعت خروج
exit point
نقطه خروج
exit road
راه خروج ازموضع یا سر پل یا منطقه فرود
exophthalmos
خروج تخم چشم
extravasattion
خروج ازمجرای طبیعی ریزش خون وغیره درانساج بدن
fifo
خروج به ترتیب ورود
freedom of entry and exit
ازادی ورود و خروج
gas tight
مانع خروج گاز
i/o
دستور برنامه نویسی کامپیوتری که امکان ورود یا خروج داده از پردازنده را میدهد
ingress and egress
دخول و خروج
inner work function
انرژی خروج درونی
jet propulsion
جهش و کشش جسمی بطرف جلو در اثر خروج مایع جهندهای در جهت عقب
jet propulsion
نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
last in , first out
اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
leakage or breakage
خروج
light spill
خروج نور
Other Matches
outgo
خروج
prolapsus
خروج
prolapse of the uterus
خروج سیبک
order off the field
حکم خروج
log off
خروج از سیستم
log out
خروج از سیستم
logout
خروج از سیستم
order off
حکم خروج
emergency exit
در خروج اضطراری
work function
انرژی خروج
transpiration
خروج نفوذ
steam tight
مانع خروج بخار
out flow of labor
خروج نیروی کار
outer work function
انرژی خروج بیرونی
undoubling
خروج از دوبلگی شطرنج
Where is the emergency exit?
در خروج اضطراری کجاست؟
primer leak
خروج گازاز ته چاشنی
obturator
الات مانع خروج گاز
Please show me the way out I'll show you !
لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
trap house
محل خروج هدفهای متحرک
ne exeat regno
دستور عدم خروج از مملکت
to shut in
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
spermatorrhoea
خروج منی بدون اراده احتلام
muzzle energy
نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
lithotomy
برش مثانه برای خروج سنگ
port of exit
مرز خروج کالا یا فرد ازکشور
to take off one
رفع توقیف از ورود و خروج کشتی کردن
photoemission
خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
turbostarter
استارتر موتوراصلی که توسط توربینی میچرخد که خودتوسط خروج گاز به حرکت درامده
timeout
1-تابع خروج روی ترمینال -On line وقتی هیچ دادهای وارد نشود.2-مدت زمان یک عمل
mediastinal emphsema
اسیب رسیدن به قلب و ریه درموقع خروج هوا از ریه
muzzle energy
انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
locked in
ناتوانی موج سوار در خروج از موج
period of concentration
در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com