English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 13 (3 milliseconds)
English Persian
overrunning تاخت و تاز کردن
overrunning تاراج کردن
overrunning سرتاسر محلی رافراگرفتن
overrunning تجاوز
overrunning تجاسر
overrunning اب لبریز شده
overrunning پوشاندن
overrunning انبوه شدن
overrunning تجاوزکردن
overrunning دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
overrunning هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
Other Matches
overrunning clutch کلاچ یک طرفه
freewheel [overrunning clutch ] چرخ آزاد [فناوری مکانیک]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com