English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
spermatorrhoea خروج منی بدون اراده احتلام
Other Matches
involuntarily بدون اراده
impulsively با نیروی انی و بدون اراده از روی تحریک
abuleia فقدان نیروی اراده ضعف اراده
abulia فقدان نیروی اراده ضعف اراده
overruns هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrun هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
wet dream احتلام
nocturnal pollution احتلام
nocturnal emission احتلام
real will مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
autoeroticism تحریک خود احتلام
autoerotism تحریک خود احتلام
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
volition اراده
intentions اراده
weak kneed بی اراده
determination اراده
thy will اراده ات
thy will اراده تو
resolution اراده
willed اراده
animus اراده
intention اراده
aimless بی اراده
purposeful با اراده
passives بی اراده
on the impluse of the moment بی اراده
will-power اراده
passive بی اراده
resolutions اراده
voluntariness اراده
volitionally با اراده
weak-kneed بی اراده
will اراده
infirm of purpose بی اراده
wills اراده
nisus اراده
abulic بی اراده
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
wills اراده کردن
driftless بی مرام بی اراده
dysbulia اختلال اراده
social will اراده اجتماعی
will اراده کردن
free will ازادی اراده
volitionary وابسته به اراده
automaton ادم بی اراده
will therapy اراده درمانی
willable قابل اراده
free will اراده ازاد
volition از روی اراده
steely look نگاه با اراده
willed اراده کردن
self will اراده شخصی
automatons ادم بی اراده
abulic فاقد اراده
will-power قدرت اراده
voluntarily از روی اراده
it is our pleasure to اراده ما اینست که
voluntarism اراده گرایی
An iron wI'll. اراده آهنین
The will of the nation [people] اراده ملت [مردم]
libertarian طرفدار ازادی اراده
To have a strong wI'll. اراده قوی داشتن
He is strong-wI'lled. آدم با اراده ای است
will of iron <idiom> اراده آهنین داشتن
libertarians طرفدار ازادی اراده
what is your will? اراده شما چیست
of one's own volition از روی اراده خود
real will نظریه اراده واقعی
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
abulomania دیوانگی در نتیجه ضعف اراده
animal مربوط به روح وجان یا اراده
will temprament tests ازمونهای اراده- خلق وخوی
willpower تصمیم جدی نیروی اراده
tenant at will متصرف به میل و اراده مالک
self surrender واگذاری خود تسلیم به اراده
He hasnt a mind of his own. ازخودش رأیی ندارد (بی اراده)
animals مربوط به روح وجان یا اراده
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
drifted بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
drifts بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
drifting بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
It depends on your decison. بستگش به اراده (تصمیم )شما دارد
jelly bean ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
automatize کسی را بی اراده الت دست کردن
drift بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
self enforcing دارای قدرت تحمیل اراده خودبر دیگران
downy's will temperament test ازمون داونی برای ارزیابی اراده و خلق
prolapsus خروج
outgo خروج
emissions خروج
leakage or breakage خروج
propulsion خروج
emersion خروج
egress خروج
emission خروج
egression خروج
exits خروج
exit خروج
exhaust خروج
exodus خروج
exhausts خروج
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
voluntarism فلسفهای که اراده را عامل موثر در ایجاد عالم وجودمیداند
transpiration خروج نفوذ
electron affinity انرژی خروج
emergency exit خروج اضطراری
exeat اجازهء خروج
outlet مجرای خروج
outlets مجرای خروج
dump valve شیر خروج
eccentricity خروج از مرکز
eccentricity خروج از مرکزیت
eccentricities خروج از مرکز
eccentricities خروج از مرکزیت
outage راه خروج
outages راه خروج
exhaust valve شیر خروج
prolapse of the uterus خروج سیبک
exhaust velosity سرعت خروج
order off the field حکم خروج
order off حکم خروج
ejaculating خروج منی
logout خروج از سیستم
log out خروج از سیستم
log off خروج از سیستم
ingress and egress دخول و خروج
exit point نقطه خروج
emission صدور خروج
emissions صدور خروج
spermatism خروج منی
light spill خروج نور
emergency exit در خروج اضطراری
angle of emergence زاویه خروج
spurts خروج ناگهانی
capital outflow خروج سرمایه
spurted خروج ناگهانی
blow out خروج ناگهانی
work function انرژی خروج
debouch راه خروج
debouchment خروج ازتنگنا
defecation خروج مدفوع
out flow of capital خروج سرمایه
ejaculates خروج منی
ejaculated خروج منی
ejaculate خروج منی
spurt خروج ناگهانی
spurting خروج ناگهانی
intrusive thoughts اندیشه هایی که بی اراده شخص بخاطرش می اید افکار فضول
exophthalmos خروج تخم چشم
steam tight مانع خروج بخار
fifo خروج به ترتیب ورود
freedom of entry and exit ازادی ورود و خروج
gas tight مانع خروج گاز
exhaust خروج گاز یابخار
exhaust تخلیه کردن خروج
shell برنامه خروج موقت
out flow of labor خروج نیروی کار
outer work function انرژی خروج بیرونی
inner work function انرژی خروج درونی
primer leak خروج گازاز ته چاشنی
shelling برنامه خروج موقت
shells برنامه خروج موقت
infinite حلقهای که خروج ندارد.
Where is the emergency exit? در خروج اضطراری کجاست؟
exhausts خروج گاز یابخار
clearing outwards اعلامیه خروج کشتی
undoubling خروج از دوبلگی شطرنج
eccentricity of the load خروج از مرکزیت بار
exhausts تخلیه کردن خروج
eccentricities گریز یا خروج از مرکز
clearance outwards مجوز خروج کشتی
eccentricity گریز یا خروج از مرکز
break cover خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
gangways محل ورود و خروج از ناو
gangway محل ورود و خروج از ناو
Please show me the way out I'll show you ! لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
choke ring حلقه مانع خروج گاز
clearance papers اسناد خروج کشتی از بندر
exhaust pipe لوله خروج بخار یا دود
ne exeat regno دستور عدم خروج از مملکت
clearance outwards مجور خروج کشتی پس ازبارگیری
trap house محل خروج هدفهای متحرک
obturator الات مانع خروج گاز
muzzle energy نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
exit خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
exits خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
jet خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
lithotomy برش مثانه برای خروج سنگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com