English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
local procurement خرید محلی
local purchase خرید محلی
regional purchase خرید محلی
Search result with all words
field buying خرید کردن در صحرا خرید محلی
Other Matches
close price دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
purchase request درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
bitblt در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
blit در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر
localism ایین محلی علاقه محلی
local procurement تدارک محلی فراورده محلی
purchase price variance سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
local posts پستهای استراق سمع محلی پستهای دیده ور محلی
order خرید سفارش خرید
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
underwrote خرید
buying خرید
bondwoman زن زر خرید
purchasing خرید
shopping خرید
procurement خرید
bond servant زر خرید
purchase خرید
buy خرید
buys خرید
underwrite خرید
underwrites خرید
underwriting خرید
underwritten خرید
purchases خرید
purchased خرید
natives محلی
vernaculars محلی
regional محلی
occupation crossing پل محلی
native محلی
local line خط محلی
parochial محلی
autochthonous محلی
topical محلی
domestic محلی
regionally محلی
sympatry هم محلی
vernacular محلی
residential محلی
locals محلی
local <adj.> محلی
regional <adj.> محلی
autochthon محلی
local محلی
purchase notice agreements قراردادهای خرید
purchasing office دفتر خرید
local purchase خرید از محل
purchasing office قسمت خرید
purchasing department دفتر خرید
buy خرید کردن
purchase notice agreements پیمان خرید
purchase order دستور خرید
purchase rate نرخ خرید
purchasing department قسمت خرید
oniomania جنون خرید
purchase order سفارش خرید
purchasing analyst تحلیل گر خرید
purchase requisition درخواست خرید
bid پیشنهاد خرید
purchasing power قدرت خرید
bulk buying خرید فله
monopolist انحصار خرید
open purchase خرید ازاد
offer to purchase پیشنهاد خرید
lump sum purchase خرید کلی
lump sum purchase خرید یکجا
dealing خرید و فروش
purchasing power توان خرید
counter purchase خرید متقابل
purchasable باب خرید
business خرید یا فروش
businesses خرید یا فروش
procurement cycle دوره خرید
monopsony انحصار خرید
nundination خرید و فروش
buying and selling خرید و فروش
shopping cart گاری خرید
bargain خرید ارزان
buyers market بازار خرید
buyer's market بازار خرید
forward purchasing پیش خرید
blanket buying خرید کلی
corner خرید یکجا
cornering خرید یکجا
futures exchange خرید اتی
corners خرید یکجا
shopping basket سبد خرید
credit purchase خرید نسیه
dear bought گران خرید
conditions of purchase شرایط خرید
coemption خرید کل محصول
field buying خرید در صحرا
forward purchase خرید سلف
forward purchase پیش خرید
buying rate نرخ خرید
buys خرید کردن
buying price قیمت خرید
impulse buying خرید بی مقدمه
to make a purchase خرید کردن
rebuy خرید مکرر
redemption yield بازده خرید
real estate خرید زمین
short covering پیش خرید
advance purchase خرید سلف
acquisition authority اجازه خرید
redemption باز خرید
achate عقیق خرید
purchasing patterns الگوی خرید
purchasing officer مامور خرید
purchasing officer مسئول خرید
hire purchase خرید اقساطی
bids پیشنهاد خرید
territorial محلی منطقهای
local time زمان محلی
costumes لباس محلی
costume لباس محلی
local time وقت محلی
civil time ساعت محلی
local paper روزنامه محلی
local currency پول محلی
local echo پژواک محلی
local enquiry بازجویی محلی
local road راه محلی
local file فایل محلی
domestic economy اقتصاد محلی
local security تامین محلی
local norm هنجار محلی
local network شبکه محلی
local circuit مدار محلی
ordinance مقررات محلی
local investigation تحقیق محلی
local intelligence هوش محلی
local group گروه محلی
homebred بازیگر محلی
homebrew بازیگر محلی
patters لهجه محلی
patter لهجه محلی
pattered لهجه محلی
kangoroo court دادگاه محلی
legman خبرنگار محلی
local center مرکز محلی
indigenous industries صنایع محلی
provincial ولایتی محلی
local authority انجمن محلی
local government حکومت محلی
local national سکنه محلی
local mode باب محلی
local loop حلقه محلی
local area network شبکه محلی
local government حاکم محلی
ordinances مقررات محلی
pattering لهجه محلی
brogues لهجه محلی
parish council شورای محلی
brogue لهجه محلی
provincial road جاده محلی
off از محلی بخارج
placing در محلی گذاردن
places در محلی گذاردن
place در محلی گذاردن
sepoy پاسبان محلی
localized محلی - محصوربهیکمحل
provincialism محلی اندیشی
local terminal ترمینال محلی
local terminal پایانه محلی
local vertical قائم محلی
local store ذخیره محلی
localism اصطلاح محلی
local variable متغیر محلی
dialects زبان محلی
local storage انباره محلی
dialect زبان محلی
blanket buying خرید بصورت عمده
course of dealing دوره خرید و فروش
credits خرید وفروش اعتباری
average purchase rate نرخ متوسط خرید
shops کارخانه خرید کردن
Examine it first before buying. قبل از خرید امتحانش کن
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
income effect تناسب خرید با درامد
hedged خرید و فروش تامینی
automated purchasing خرید بصورت اتوماتیک
on approval خرید کالا به شرط
hedge خرید و فروش تامینی
home trade خرید وفروش داخلی
crediting خرید وفروش اعتباری
credited خرید وفروش اعتباری
off-market purchases خرید در بیرون از بورس
purchases خرید خریداری کردن
purchased خرید خریداری کردن
purchase خرید خریداری کردن
demands تقاضای خرید کالا
collaborative purchase خرید با تشریک مساعی
duopsony انحصار دو جانبه خرید
demanded تقاضای خرید کالا
furriery خرید وفروش خز خزدوزی
brokerage کارمزد خرید سهام
credit خرید وفروش اعتباری
buy in advance پیش خرید کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com