Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
high sticking
خطا با ضربه چوب لاکراس
Search result with all words
bounce pass
پاس با ضربه به زمین لاکراس
Other Matches
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
lacrosse
لاکراس
laxman
بازیگر لاکراس
lacrosse field
زمین لاکراس
collar
گلوی چوب لاکراس
goal crease
نیمدایره جلودروازه لاکراس
collars
گلوی چوب لاکراس
brush off
پرده در بازی لاکراس
netting
قسمت توردار چوب لاکراس
cradler
بازیگر ماهر در حفظ گوی لاکراس
cradled
حفظ گوی در تور چوب لاکراس
cradle
حفظ گوی در تور چوب لاکراس
cradles
حفظ گوی در تور چوب لاکراس
hurling
نوعی هاکی یا لاکراس بین دوتیم 51 نفره
punt
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
boxla
مسابقه لاکراس بین دو تیم 6نفره در تالار سرپوشیده
jab checking
فروبردن غیرمجاز مستقیم چوب لاکراس به بدن حریف
box lacrosse
مسابقه لاکراس بین دو تیم 6نفره در تالار سرپوشیده
dip dodge
رد شدن از حریف با تغییردادن چوب لاکراس به دست دیگر
indian pendants
ریسمانهای انتهای چوب که کیسه لاکراس با ان سست یاتنگ میشود
goal light
چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
bomb
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bombed
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bombed out
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bombs
شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
crosser
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest
ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
end strings
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
fumbled
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumbles
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumble
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
guard
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guarding
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guards
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
bridged
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridge
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
placekick
ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
goal judge
داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
flap
ضربه
impulse
ضربه
flaps
ضربه
pulsed
ضربه
collision
ضربه
butt joint
ضربه
collisions
ضربه
impacts
ضربه
double kick
دو ضربه پی در پی
stroking
ضربه
strokes
ضربه
antiknock
ضد ضربه
stroked
ضربه
impact
ضربه
flapped
ضربه
hacks
ضربه
shock
ضربه
surge
ضربه
surged
ضربه
surges
ضربه
head
ضربه با سر
kick
ضربه با پا
kick
ضربه
brunt
ضربه
kicked
ضربه با پا
butting
ضربه با سر
hack
ضربه
shocked
ضربه
shocks
ضربه
hacked
ضربه
kicked
ضربه
kicking
ضربه با پا
thud
ضربه
thudded
ضربه
thudding
ضربه
thuds
ضربه
impulses
ضربه
tits
ضربه
tit
ضربه
kicking
ضربه
kicks
ضربه با پا
pulse
ضربه
kicks
ضربه
pushes
ضربه
pushed
ضربه
push
ضربه
interrupter
ضربه گر
sole of the foot kick
ضربه با کف پا
slugger
ضربه زن
pop
ضربه
pops
ضربه
mishit
ضربه بد
shock proof
ضد ضربه
shockproof
ضد ضربه
strikeless
بی ضربه
sole trap
ضربه با کف پا
shots
ضربه
impluse
ضربه
whang
ضربه
bonk
ضربه بر سر
bonked
ضربه بر سر
bonks
ضربه بر سر
sole kick
ضربه با کف پا
stroke
ضربه
yee jupkki
ضربه پا
popped
ضربه
blows
ضربه
bonking
ضربه بر سر
shot
ضربه
left
ضربه چپ
blow
ضربه
POW
صدای ضربه
tobi geri
ضربه پا در پرش
POWs
صدای ضربه
traumatism
ضربه تصادم
belted
ضربه محکم
whop
ضربه وزش
jolts
تکان ضربه
jolting
تکان ضربه
push shot
ضربه فشاری
ushiro geri
ضربه پا به پشت
jolted
تکان ضربه
quashed
با ضربه زدن
belt
ضربه محکم
belts
ضربه محکم
jolt
تکان ضربه
side foot
ضربه با کنار پا
shotmaking
ضربه به توپ
shockless
بدون ضربه
shock inducer
دستگاه ضربه زن
tosses
ضربه بلند
sevice kick
ضربه سرویس
tossed
ضربه بلند
scissors kick
ضربه قیچی
lash
ضربه مژگان
tossing
ضربه بلند
thrums
ضربه گیر
tee off
ضربه محکم
toss
ضربه بلند
spot kick
ضربه کاشته
range of storke
ناحیه ضربه
concussion
ضربه مغزی
single stroke bell
زنگ تک ضربه
mawashi geri
ضربه دورانی پا
rectangular pulse
ضربه مستطیلی
fall
ضربه فنی
drumbeats
ضربه طبل
To receive a blow.
ضربه خوردن
lollipop
ضربه اسان
lollipops
ضربه اسان
dub
ضربه کم جان
dubbed
ضربه کم جان
dubs
ضربه کم جان
deliver
ضربه زدن
delivers
ضربه زدن
percussion
ضربه زدن
shock
ضربه تکان
shocked
ضربه تکان
shocks
ضربه تکان
hammer
ضربه زدن
hammered
ضربه زدن
hammers
ضربه زدن
hit lists
فهرست ضربه
pickier
ضربه زننده
pickiest
ضربه زننده
hit list
فهرست ضربه
picky
ضربه زننده
blast
ضربه انفجار
blasts
ضربه انفجار
yoko geri
ضربه به پهلو
yohan nukite
ضربه با انگشتان
slashes
ضربه سریع
slashed
ضربه سریع
whip
ضربه زدن
whipped
ضربه زدن
whips
ضربه زدن
knock
ضربه زدن
knocked
ضربه زدن
knocks
ضربه زدن
quash
با ضربه زدن
quashes
با ضربه زدن
slash
ضربه سریع
c. degrace
ضربه مرگ
yeop chagi
ضربه با بغل پا
beat of drum
ضربه طبل
exchange of blows
تبادل ضربه
chip shot
ضربه کوتاه
color shock
ضربه رنگ
compression stroke
ضربه تراکم
impact test
ازمایش ضربه
cutting stroke
ضربه برش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com