Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (5 milliseconds)
English
Persian
disastrous
خطرناک فجیع
Other Matches
hot spots
نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
hot spot
نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
compromising emanation
پیام خطرناک از نظر تامین مخابراتی ارتباط خطرناک
run a risk
<idiom>
ریسک خطرناک ،نا امن خیلی خطرناک
calamitous
فجیع
slaughtered
کشتار فجیع
slaughter
کشتار فجیع
slaughters
کشتار فجیع
catastrophic failure
خرابی فجیع
tragic
محزون فجیع
gravest
بم خطرناک
graves
بم خطرناک
grave
بم خطرناک
dicey
خطرناک
jeopardous
خطرناک
malignant
خطرناک
parlous
خطرناک
perilous
خطرناک
hazardous
خطرناک
critical
خطرناک
unsafe
خطرناک
herculean
خطرناک
dangerousness
وضعیت خطرناک
dangerous play
بازی خطرناک
sthenic
قوی خطرناک
hazardous goods
امتعه خطرناک
hazardous goods
کالاهای خطرناک
offensive weapon
سلاح خطرناک
pernicious anemia
کم خونی خطرناک
warm corner
جای خطرناک
death trap
بسیار خطرناک
death traps
بسیار خطرناک
danger space
فضای خطرناک
danger bearing
سمت خطرناک
dangerously
بطور خطرناک
perilously
بطور خطرناک
predicament
وضع خطرناک
predicaments
وضع خطرناک
serious
سخت خطرناک
marginal
حاشیهای خطرناک
venturesome
با تهور خطرناک
between wind and water
در جای خطرناک
danger area
منطقه خطرناک
black propaganda
تبلیغات خطرناک
black body
قسمت خطرناک
critically wounded
مجروح خطرناک
calamitous
مصیبت بار خطرناک
imminent
قریب الوقوع خطرناک
malignantly
بطور خطرناک یاردی
danger space
فضای هوایی خطرناک
dicey
<idiom>
خطرناک
[اصطلاح روزمره]
hairy
<idiom>
خطرناک
[اصطلاح روزمره]
breakneck
فوق العاده خطرناک
pixie
ادم بازیگوش و خطرناک
pixy
ادم بازیگوش و خطرناک
pixies
ادم بازیگوش و خطرناک
krait
مار سمی و خطرناک هندی
porbeagle
کوسه ماهی خطرناک اقیانوس
cockatrice
ادم خیلی مضر و خطرناک
subcritical
زیر مرحله خطرناک وبحرانی
wipe out
افتادن خطرناک از روی تخته موج
near collision
فاصله خیلی خطرناک برای دو هواپیما
small craft warning
پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
aldis lmap
چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
labeled cargo
کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com