English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
line of communications خطوط ارتباطی زمین
Other Matches
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
contours خطوط تراز زمین
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
graticule خطوط مشخصه زمین درعکس هوایی
yard line خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard marker خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
Hanbel [نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
isobars خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isotherm خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobar خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
HyperTerminal برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
isohaline خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
coragne line خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
cotidal lines خطوط هم مد
tricked خطوط
trick خطوط
tricking خطوط
inconsequence بی ارتباطی
long distance line خط ارتباطی
disconnectedness بی ارتباطی
incorerence rency بی ارتباطی
irrelation بی ارتباطی
communication line خط ارتباطی
tie line خط ارتباطی
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
zigzag خطوط منکسر
isostatic lines خطوط ایزواستاتیک
dedicated lines خطوط اختصاصی
isovent خطوط هم باد
balmer lines خطوط بالمر
leading فاصله خطوط
dark lines خطوط تاریک
lines of force خطوط نیرو
closed traverse خطوط متقاطع
line of communications خطوط مواصلات
line of flux خطوط قوا
cotidal lines خطوط مدیکسان
line of induction خطوط القا
line spacing فاصله خطوط
line to line fault تماس خطوط
lines of communication خطوط مواصلاتی
lines of force خطوط قوا
along line در امتداد خطوط
zigzagged خطوط منکسر
extension lines خطوط دنباله
street railway خطوط تراموا
stream lines خطوط جریان
curvature lines خطوط مدور
spectral lines خطوط طیفی
front lines خطوط مقدم
emission spectrum lines خطوط نشری
outside lines خطوط حمله
curvature lines خطوط منحنی
flowlines خطوط جریان
flow lines خطوط جریان
equipotential lines خطوط هم پتانسیل
fraunhofer lines خطوط فرانهوفر
symmetry lines خطوط تقارن
zigzagging خطوط منکسر
isocline خطوط هم شیب
air way station خطوط هوایی
isochromatique خطوط همرنگ
absorption spectrum خطوط جذبی
absorption lines خطوط دراشامی
grid lines خطوط شبکه
zigzags خطوط منکسر
communication circuit مدار ارتباطی
communication channels وسایل ارتباطی
communication device دستگاه ارتباطی
communication interface میانجی ارتباطی
communication channel کانال ارتباطی
telecommunication cable کابل ارتباطی
relationship therapy درمان ارتباطی
communication link پیوند ارتباطی
communication link اتثال ارتباطی
communication network شبکه ارتباطی
communication protocol پروتکل ارتباطی
communication system نظام ارتباطی
communication channel کانل ارتباطی
long distance cable کابل ارتباطی
association nuclei هستههای ارتباطی
association pathway گذرگاه ارتباطی
networks شبکه ارتباطی
routes of communication مسیرهای ارتباطی
association neuron نورون ارتباطی
association areas مناطق ارتباطی
answer/originate رسانه ارتباطی
network شبکه ارتباطی
routes of communication کانالهای ارتباطی
trunk cable کابل ارتباطی
communication cable کابل ارتباطی
communication channel مجرای ارتباطی
communications terminal ترمینالهای ارتباطی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
redstone موشک زمین به زمین رداستون
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
phraseogram خط یا خطوط نماینده عبارات
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
cutting line of force قطع خطوط قوا
gules خطوط موازی عمودی
curvilinear ornament زینتکاری با خطوط خمیده
contours خطوط کناره نما
electric line of force خطوط نیروی برق
domestic air traffic خطوط هوایی داخلی
rivulose دارای خطوط مارپیچی
crawl trench خطوط رابط سنگرها
sheetlines خطوط کناره نقشه
equal cost lines خطوط هزینه برابر
retrace blanking خاموشی خطوط بازگشتی
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
hypen ladder خطوط تیره نردبانی
hypen ladder ردیف خطوط تیره
advance of defensive line در جلو خطوط پدافندی
magnetic path مسیر خطوط قوا
air line of communications خطوط مواصلات هوایی
hoseline خطوط لوله لاستیکی
open lines خطوط باز شطرنج
magnetic lines of force خطوط قوای مغناطیسی
diplomatics شناسایی خطوط باستانی
isohyetal map نقشه خطوط هم باران
magnetic line of force خطوط قوای مغناطیسی
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
leased line network شبکه با خطوط استیجاری
sheetlines خطوط حاشیه نقشه
magnetic lines of force خطوط نیروی مغناطیسی
trackage خطوط راه اهن
zigzags خطوط جناغی پیوسته
meridian خطوط نصف النهار
meridians خطوط نصف النهار
zigzag خطوط جناغی پیوسته
zigzagged خطوط جناغی پیوسته
contour interval فاصله خطوط واصل
contour lines خطوط میزان منحنی
zigzagging خطوط جناغی پیوسته
grid interval فاصله خطوط شبکه
collimate منطبق کردن خطوط
river سفیدی بین خطوط
communications خطوط مواصلاتی ارتباطات
vermiculate دارای خطوط موجی
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
front lines خطوط جلو جبهه
rivers سفیدی بین خطوط
engineering circuit کانال ارتباطی فنی
communication control character کاراکتر کنترل ارتباطی
disrelation عدم ارتباط بی ارتباطی
frontal association area منطقه ارتباطی پیشانی
receives پذیرش داده از یک خط ارتباطی
receive پذیرش داده از یک خط ارتباطی
band مدار ارتباطی که سیگنال
bands مدار ارتباطی که سیگنال
communication مراوده وسایل ارتباطی
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
overhead trolley خطوط هوایی ترن برقی
converged تقارب خطوط وجود تشابه
lpm تعداد خطوط دردقیقه inutes
magnetic path length طول مسیر خطوط قوا
lineolate خط دار دارای خطوط ریز
ingrain خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
paleography شناسایی وکشف خطوط قدیمه
gridiron خطوط یا میلههای فلزی مشبک
converging تقارب خطوط وجود تشابه
lineolated خط دار دارای خطوط ریز
convergent خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
floating lines خطوط مواج عکس هوایی
sidelining خطوط طرفین میدان بازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com