English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (5 milliseconds)
English Persian
line of collimation خط تنظیم عدسی دوربین
Search result with all words
hyperfocal distance مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
Other Matches
lens distortion خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
infinity method روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
eye piece عدسی سر دوربین
lens عدسی دوربین
reticle عدسی دوربین
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
fixed reticle عدسی ثابت دوربین
trick درجه بندی عدسی دوربین
tricked درجه بندی عدسی دوربین
tricking درجه بندی عدسی دوربین
field glass عدسی درونی دوربین یاذره بین
zoom lenses عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
zoom lens عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
object glass عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
sniper scope دوربین تیراندازی بوسیله تیراندازان ماهر دوربین مادون قرمز دیدبانی در شب
angle of view زاویه رویت دوربین عکاسی میدان دید دوربین
cross line بعلاوه داخل دوربین خط تار موی دوربین
synchroscope دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
tunes تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tune تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tunes تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
lentiform عدسی
lentoid عدسی
glass عدسی
bifocal lens عدسی
eyepieces عدسی
eyepiece عدسی
lens عدسی
cylindrical lens عدسی استوانهای
convex lens عدسی محدب
objectives عدسی شیئی
objective عدسی شیئی
contact lens عدسی مماس
eyepiece عدسی چشمی
compound lens عدسی مرکب
concave lens عدسی کاو
convergent lens عدسی همگرا
convergent lens عدسی متقارب
convex lens عدسی کوژ
concave lens عدسی مقعر
cheese head سر عدسی در پیچها
eyepieces عدسی چشمی
wide-angle عدسی گسترش
achromatic lens عدسی بی رنگ
wide angle عدسی گسترش
biconcave lens عدسی دوکاو
biconcave lens عدسی مقعرالطرفین
double concave lens عدسی دوکاو
double concave lens عدسی مقعرالطرفین
biconvex lens عدسی دوکوژ
button head سر عدسی در پیچ ها
mushroom head سر عدسی در پیچ ها
achromate عدسی اکروماتیک
divergent lens عدسی واگرا
contact lenses عدسی مماس
optical lens عدسی اپتیکی
optical lens عدسی نوری
ocular lens عدسی چشمی
objective lens عدسی شیئی
focuses کانون عدسی
objective glass عدسی شیئی
object glass عدسی شیئی
contact lenses عدسی بساو
contact lens عدسی بساو
vergency تقارب عدسی
focus کانون عدسی
focused کانون عدسی
spherical lens عدسی کروی
focussed کانون عدسی
focusses کانون عدسی
focussing کانون عدسی
nummulite شاهدانه عدسی
meniscus lens عدسی هلالی
electrostatic lens عدسی الکتروستاتیکی
floating reticle عدسی مواج
knurled head سر عدسی اج دار
lens coating روکش عدسی
electron lens عدسی الکترونی
lensatic عدسی دار
lenticular عدسی وار
electromagnetic lens عدسی الکترومغناطیسی
lenticular مرکب از عدسی
double convex lens عدسی دو کوژ
divergent lens عدسی متباعد
lenticulation ایجاد عدسی
zoom فاصله عدسی را کم و زیادکردن
refractor عدسی نور شکن
relative aperture ضریب کانونی عدسی
lentiform nucleus هسته عدسی شکل
electronic lens عدسی یا لنز الکترونی
diverging meniscus lens عدسی هلالی واگرا
double convex lens عدسی محدب الطرفین
convergent meniscus lens عدسی هلالی همگرا
mensicus عدسی کاو- کوژ
lens بشکل عدسی در اوردن
plano convex lens عدسی تخت کوژ
astigmatic نامنظمی عدسی چشم
anastigmat عدسی غیر استیگمات
lenticular nucleus هسته عدسی شکل
zooms فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zoomed فاصله عدسی را کم و زیادکردن
biconvex lens عدسی محدب الطرفین
focal مربوط به کانون عدسی
eyepieces عدسی سردوربین یامیکروسکپ
lens coating پوشش روی عدسی
eyepiece عدسی سردوربین یامیکروسکپ
parabolic lens عدسی سهمی وار
plano concave lens عدسی تخت کاو
plano concave lens عدسی مسطح- مقعر
plano convex lens عدسی مسطح- محدب
lensatic قطب نمای عدسی دار
glass شیشه ذره بین عدسی
condenser الت تقصیر عدسی محدب
burning glass عدسی محدب یاایینه مقعر
twinkle box عدسی هاو یک دیسک چرخان
focal plane افق مار بر کانون عدسی
linear perspective پروژکتور دارای عدسی مخطط
spiders عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
spider عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
cameras دوربین
long sighted دوربین
camera دوربین
night glass دوربین شب
opera glasses دوربین
telescope دوربین
longsighted دوربین
far sighted دوربین
the penetration of a telescope دوربین
binocular دوربین
far seeing دوربین
telescopes دوربین
presbyopic دوربین
far-sighted دوربین
nose piece قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
camera tube دوربین تلویزیونی
binocular دوربین دوچشمی
metascope دوربین تک چشمی
closed-circuit camera دوربین امنیتی
binocular دوربین دو چشم
electron camera دوربین الکترونی
elbow telescope دوربین بازویی
drawtube لوله دوربین
camera nadir خط لولای دوربین
security camera دوربین امنیتی
miniature camera دوربین مینیاتوری
pickup tube دوربین تلویزیونی
cross hair خط داخل دوربین
CCTV camera دوربین امنیتی
computing sight دوربین محاسب
surveillance camera دوربین نظارت
surveillance camera دوربین امنیتی
observation camera دوربین امنیتی
closed-circuit camera دوربین نظارت
vial حباب دوربین
box camera دوربین قوطی
opticians دوربین فروش
television camera tube دوربین تلویزیونی
director sight دوربین هادی
CCTV camera دوربین نظارت
security camera دوربین نظارت
camera-shy بیزار از دوربین
kodak دوربین عکاسی
coarse sight دوربین یدکی
box cameras دوربین قوطی
color camera دوربین رنگی
optician دوربین فروش
the penetration of a telescope قوه دوربین
theodo;ite دوربین مهندسی
telescopy فن استعمال دوربین
reflex sight دوربین منشوری
observation camera دوربین نظارت
telescopes دوربین نجومی
spyglass دوربین کوچک
hypermetrope ادم دوربین
gun sight دوربین توپ
sights دوربین دیدن
sight دوربین دیدن
telescope دوربین نجومی
field glass دوربین صحرایی
periscopic lens شیشه عدسی که بوسیله ان انسان مستواندچیزهای دورترازچشم رس راهم به بیند
cameras دوربین یا جعبه عکاسی
closed-circuit camera دوربین مدار بسته
surveillance camera دوربین مدار بسته
vidicon لوله دوربین عکاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com