English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
Other Matches
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
What a lovely tall figure she has . چه قد وبا لای قشنگه دارد
The trees give a pleasant shade . درختان سایه قشنگه می اندازد
legibility خوانایی
readability خوانایی
illegibility نا خوانایی
blinded غیر خوانایی
readability index شاخص خوانایی
blinds غیر خوانایی
blind غیر خوانایی
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
has دارد
hast او دارد
are there any remarks? دارد
chains دارد.
he has worms دارد
he is ill with fever تب دارد
there is a time for everything دارد
he has a rage for money دارد
heavy fighting is in progress دارد
chain دارد.
he is fifty تمام دارد
what hurt is there in that چه زیانی دارد
what matter? چه اهمیت دارد
there is a rumour that شهرت دارد که
it is usual with him عادت دارد
walls have ears گوش دارد
he is 0 years old او ده سال دارد
it has sides سه پهلو دارد
what the odds چه اهمیت دارد
god is خداوجود دارد
it is sufficiently stamped کسرتمبر دارد
There is something wrong with the ... ... عیب دارد.
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
He has a day off. او مرخصی دارد.
it depends [on] بستگی دارد [به]
the reason is two fold دودلیل دارد
the reason is manifold چنددلیل دارد
he has a spite against me بامن لج دارد
he speaks to the purpose قصدی دارد
he tops .0 metres یک مترونیم قد دارد
figure on <idiom> بستگی دارد به
he has a maggot in his head وسواس دارد
not a patch on چه دخلی دارد
virus وجود دارد
viruses وجود دارد
multungulate که بیش از دو سم دارد
There is a knack in it . یک فنی دارد
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , بزرگ دارد
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
our library is well stocked خوبی دارد
the probability is احتمال دارد
Windows GDI بیتی دارد
he has an axe to grind غرض دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
he has much merit بسیار شایستگی دارد
bigamist زنی که دوشوهر دارد
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
he insists on going اصرار دارد برفتن
bigamists زنی که دوشوهر دارد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
it needs to be done carefully اینکارتوجه لازم دارد
battery که یک باتری پشتیبان دارد
it is worth 0 rials ده ریال ارزش دارد
it is very important بسیار اهمیت دارد
biased آنچه اریب دارد
he has much merit خیلی قابلیت دارد
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure . فشار خون دارد
he must needs go بیخوداصرار دارد برفتن
She has a delightfully mellow voice . صدای گرمی دارد
(not to be) sneezed at <idiom> ارزش داشتن را دارد
he keeps my a حساب مراونگه می دارد
There is only one condition attached to it . فقط یک شرط دارد
With his foul temper. با اخلاق سگه که دارد
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
There are ticks in every trade . <proverb> هر کار لمى دارد .
There are two sides to every question . <proverb> هر مساله ای دو جنبه دارد.
Somebody is beating at (upon)the door. یک کسی دارد در می زند
She has got regular teeth . دندانهای منظمی دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
rubrician کتاب نماز دارد
basses کسی که صدای بم دارد
bass کسی که صدای بم دارد
length خط با طول جر حرف دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
lengths خط با طول جر حرف دارد
She has engaging manners . رفتار گیرایی دارد
She has a soft voice صدای نرمی دارد
She has a subtle charm. جذابیت ظریفی دارد
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
backs که یک باتری پشتیبان دارد
he is rightly named اسم بامسمائی دارد
The kettel is boiling. قوری دارد می جوشد
he is f. of money پول فراوان دارد
it askes for attention توجه لازم دارد
significance معنای مخصوص دارد
likelihood احتمال کلی دارد
It is much sought after خیلی طالب دارد.
it is of frequent خیلی مورد دارد
He takes my advice. He listens to me. از من حرف شنوایی دارد
back که یک باتری پشتیبان دارد
in all like احتمال کلی دارد
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
he is in the know اطلاع ویژه دارد
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
He has influential contacts everywhere. همه جا دست دارد
he is in a hurry to go عجله دارد برفتن
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
the export of ... is granted the premium. صدور ... جایزه دارد.
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
there removred revolution شورشی که شهرت دارد
well and good باشد چه ضرر دارد
the cat has nine lives سگ هفت جان دارد
the switch is on برق جریان دارد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
double decker هرچیزیکه دو لایه دارد
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
delectus برای ترجمه دارد
what is wrong with that? مگراین چه عیبی دارد
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
what is that to you به شما جه دخلی دارد
to bring grist to the mill نان دراب دارد
he has Roman nose او بینی عقابی دارد
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
he has a loose tongue دهان لقی دارد
and there an end. و پایان وجود دارد.
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
He has a ready pen. قلم شیوا وروانی دارد
chaplain کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
chaplains کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
crapaudiue door دری که بالاوپایین ان محورگردنده دارد
creditor secured by pledge طلبکاری که رهینه در دست دارد
he is rather i. than sick بهم خوردگی یاساکت دارد
request چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requested چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requesting چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requests چیزی که کسی تقاضایش را دارد
corvette رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
She is stuffy and conceited. دماغش باد دارد ( پر افاده )
He has a glib(persuasive)tongue. زبان چرب ونرمی دارد
timber toe کسی که پای چوبین دارد
She is beginning to lose her looks . قیافه اش را دارد از دست می دهد
photorealistic که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
consuetude est alterra lex عادت قدرت قانونی دارد
The child is going to go to bed. بچه دارد می رود بخواب
It lookes like rain. هوا خیال باریدن دارد
He must have a hand in it. حتما" دراینکار دست دارد
interne یا جراحی که در بیمارستان اقامت دارد
infected computer کامپیوتری که یک برنامه ویروسی دارد
cornet a pistons یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
toggles یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
toggle یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
Is there a television? آیا تلویزیون وجود دارد؟
lunchroom رستورانی که غذاهای مختصرواماده دارد
Is there drinking water? آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
Has he gone nust ? Is he out of his mind ? مگر مغزش عیب دارد؟
[the house] is haunted [این خانه] روح دارد
He is distantly related to me . بامن نسبت دوری دارد
He takes ( heels) much interest in politics. به سیاست خیلی علاقه دارد
the battle still rages جنگ هنوز شدت دارد
He is a man with a kind heart. قلب مهربان ورئوفی دارد
stentor شخصی که صدای بلندی دارد
A cube has six faces. یک مکعب ۶ تا وجح دارد. [ریاضی]
administrator تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrators تنظیم و نگهداری شبکه دارد
tea has an adour p to itself چای بوی ویژهای دارد
There is a mountain of difficulties . کوهی از مشکلات وجود دارد
multifunction آنچه تابعهای متعددی دارد
the cow parts the hoofs گاو سمهای شکافته دارد
Is there electricity? آیا برق وجود دارد؟
dare he go? ایا جرات دارد برود
pavonazzo مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
dichord سازیکه هرنغمه ان دوسیم دارد
ox frame قابی که گوشههای چلیپایی دارد
A cat has nine lives . <proverb> گربه هفت جان دارد .
A big head has a big ache. <proverb> سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
He has a family of six to. support . he has six mouths to feed. شش سر نانخور دارد ( تحت تکلف )
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
mistress of cooking زنی که در اشپزی دست دارد
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
double breasted کتی که در دو طرف دکمه دارد
the odds are that he will doit احتمال دارد که انکار را بکند
NVRAM ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
The price includes flights and accommodation. بها پرواز و مسکن را در بر دارد.
She has a warm heart. قلب گرم ومهربانی دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com