English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (4 milliseconds)
English Persian
request خواهش
request درخواست
request تقاضا خواسته
request خواستار شدن
request تمناکردن
request تقاضا کردن درخواست کردن
request تقاضا
request درخواست اماد کردن درخواست کردن
request درخواست می کنم
request سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
request تقاضا برای چیزی
request چیزی که کسی تقاضایش را دارد
Other Matches
at the request of برحسب
at the request of تقاضای
d. of a request در درخواست
d. of a request عدم قبول خواهش
to g. any one's request درخواست کسیراپذیرفتن
at the request of به خواهش [به درخواست]
on request of which [at his request] به درخواست او
at my request مطابق با تقاضای من
by request بنا بر خواسته [میل]
at the request of بخواهش
on request وقتی که درخواست بشود
My money request to him طلب من از او [مرد]
work request برگ درخواست انجام کار برگ کار
request stop ایستگاهیکهدرآناتوبوستنهازمانیمیایستدکهمسافرانخبردهند
REQUEST STOP ایستگاه درخواستی
to grant a request درخواستی را اعطا کردن
Thank you for the confirmation of your request! از تایید درخواستتان خیلی متشکرم.
I [O] request [IORQ] درخواست داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
to request the company of: حضور کسی را خواستن
request mast گزارش از طریق سلسله مراتب
request for quotation تقاضا برای اعلام قیمت
request for quotation استعلام بها
request for proposal تقاضا برای پیشنهاد
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
purchase request درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
mission request درخواست اجرای ماموریت هوایی
letters of request rogatory
i humbly request that خواهش عاجزانه دارم که ...
request mast از طریق سلسله مراتب
request modify درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
request signal علامت درخواست
to request issuance تقاضای صدور کردن
to be in great request زیادمورد احتیاج بودن
to be in great request مورد احتیاج زیاد بودن
supervisor request درخواست نافر
request substitution تقاضای تعویض
request to send تقاضای ارسال
request time out تقاضای تایم اوت یک دقیقهای
by popular [demand] request درخواست توده پسند
initial fire request درخواست ابتدایی اتش
His request was in the nature of a command. خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
input [output] request درخواست داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
To swallow ones pride and request someone (to do something). نزد کسی رو انداختن ( تقاضایی کردن )
request for price quotation درخواست مظنه قیمت
divorce granted at the a woman's request طلاق خلع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com