Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
lighting mains
خط روشنایی اصلی
Other Matches
iceblink
روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
it is insensitive to light
روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
coordinated illumination
روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
stapled
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
staple
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
stapling
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generations
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypal
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
night light
روشنایی شب
electric lighting
روشنایی
peep
روشنایی کم
lightest
روشنایی
luminosity
روشنایی
lightness
روشنایی
peeps
روشنایی کم
peeping
روشنایی کم
peeped
روشنایی کم
illuminations
روشنایی
luminouity
روشنایی
clearness
روشنایی
rushlight
روشنایی کم
luminance
روشنایی
light
روشنایی
lighted
روشنایی
lighting
روشنایی
illumination
روشنایی
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
lighting source
منبع روشنایی
lighting switch
کلید روشنایی
lighting unit
واحد روشنایی
lighting transformer
مبدل روشنایی
lighting set
دستگاه روشنایی
lighting engineering
تکنیک روشنایی
earth shine
روشنایی خاکستری
lighting feeder
تهیه روشنایی
earth light
روشنایی خاکستری
lighting line
سیم روشنایی
lighting outlet
خروجی روشنایی
lighting plant
تاسیسات روشنایی
direct lighting
روشنایی مستقیم
lighting effect
اثر روشنایی
electric light
روشنایی برقی
lighting battery
باتری روشنایی
lighting control
کنترل روشنایی
lighting scheme
ترتیب روشنایی
lighting engineering
مهندسی روشنایی
light meter
روشنایی سنج
emergency lighting
روشنایی اضطراری
illumination method
سبک روشنایی
illumination method
روش روشنایی
illumination change
تعویض روشنایی
illuminating system
سیستم روشنایی
illuminating gas
گاز روشنایی
illuminating fixture
لوازم روشنایی
illuminating engineering
تکنیک روشنایی
illuminating engineering
مهندسی روشنایی
illuminating device
تجهیزات روشنایی
illuminating beam
پرتو روشنایی
illumniation aperture
روزنه روشنایی
illuminating aperture
روزنه روشنایی
illuminance
شدت روشنایی
gaslight
روشنایی گاز
illuminator
دستگاه روشنایی
illuminator
وسیله روشنایی
intensity level
سطح روشنایی
light gap
فاصله روشنایی
light fluctuation
نوسان روشنایی
light control
کنترل روشنایی
light conditions
نسبتهای روشنایی
light brightness control
کنترل روشنایی
light adaptation
انطباق با روشنایی
lambert
واحد روشنایی
fluorescent light
روشنایی فلورسنت
intensity of illumination
شدت روشنایی
full beam spread
باندکامل روشنایی
indirect lighting
روشنایی غیرمستقیم
incandescent lamp
لامپ روشنایی
image brightness
روشنایی تصویر
light point
منبع روشنایی
ligting conditions
نسبتهای روشنایی
glares
روشنایی زننده
glared
روشنایی زننده
glare
روشنایی زننده
sustained illumination
روشنایی پایدار
street lighting
روشنایی خیابان
illumination
شدت روشنایی
search light illumination
روشنایی با نورافکن
incandescence
روشنایی سیمابی
illuminations
شدت روشنایی
room lighting
روشنایی اطاق
sustained illumination
روشنایی مداوم
luminosity
بازده روشنایی
ray
روشنایی تشعشع
looms
هاله روشنایی
optics
علم روشنایی
flashes
روشنایی مختصر
flashed
روشنایی مختصر
flash
روشنایی مختصر
candlelight
روشنایی شمع
glimmer
روشنایی ضعیف
phosphorescence
روشنایی شب تابی
glimmered
روشنایی ضعیف
glimmers
روشنایی ضعیف
loom
هاله روشنایی
loomed
هاله روشنایی
looming
هاله روشنایی
photometer
روشنایی سنج
photology
دانش روشنایی
luminous intensity
شدت روشنایی
luminous flux
فلوی روشنایی
luminous flux
شار روشنایی
luminous flux
شاره روشنایی
luminous efficiency
راندمان روشنایی
luminous efficiency
ضریب روشنایی
luminance decay
کم شدن روشنایی
ceiling light
روشنایی سقفی
luminance channel
کانال روشنایی
constant luminance
روشنایی ثابت
continuous illumination
روشنایی مداوم
country life
زندگی روشنایی
decorative ligthing
روشنایی تزیینی
asterism
روشنایی و نور
phot
واحد روشنایی
glimmerings
روشنایی ضعیف
brightness control
پیچ روشنایی
artifical light
روشنایی مصنوعی
brightness signal
پیام روشنایی
lux meter
روشنایی سنج
luminous power
قوه روشنایی
glimmering
روشنایی ضعیف
FEP
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
lighting
سیستم روشنایی ماشین
gas light
نور یا روشنایی گازی
at first light
در اولین روشنایی روز
b y signal b y
پیام روشنایی ب- ایگرگ
front lighting
روشنایی جلو ساختمان
neon
شبیه روشنایی نئون
gas lights
نور یا روشنایی گازی
g y signal
پیام روشنایی جی ایگرگ
lighting equipments
الات و ادوات روشنایی
lucifugous
گریزان از روشنایی روز
it is pervious to light
روشنایی ازان می گذرد
zodiacal light
روشنایی صبح کاذب
lambent
دارای روشنایی ملایم
lighting cable
کابل نور روشنایی
photothermic
مربوط به گرماو روشنایی
lighting point
محل یا نقطه روشنایی
r y signal
پیام روشنایی ار ایگرگ
sensitive to light
حساس نسبت به روشنایی
over expose
زیاد روشنایی دادن
lighting hours
زمان روشنایی یا سوختن
to i. light from anything
گذر کردن روشنایی
train lighting battery
باتری روشنایی ترن
photomrtry
سنجش شدت روشنایی
illumination plan
طرح روشنایی منطقه
illumination photometer
شدت روشنایی سنج
continuous illumination
روشنایی پایدار منطقه رزم
will o the wisp
روشنایی کاذب درباغ سبز
ligting conditions
شرایط روشنایی نسبتهای نور
photodynamic
اثر روشنایی در جنبش گیاهان
paraselene
روشنایی اطراف هاله ماه
will o the wisp
روشنایی مردابی فانوس شیطان
photogenic
ایجاد شده در اثرنور و روشنایی
illumination
روشن کردن منطقه روشنایی
illuminations
روشن کردن منطقه روشنایی
intensity amplifier
تقویت کننده شدت روشنایی
friars lantern
روشنایی شبانه بر روی باطلاق
photothropism
جنبش در تحت تاثیر روشنایی
lambency
ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
photorealistic
که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
light is necessary to life
روشنایی لازمه زندگی است
photodynamics
اثر روشنایی در جنبش گیاهان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com