Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English
Persian
army aviator
خلبان هوانیروز نیروزفر
Other Matches
copilot
کمک خلبان خلبان دوم
aviation
هوایی هوانیروز
aviation badge
نشان خلبانی هوانیروز
army aviation
هواپیمای نیروی زمینی هوانیروز
squadron
گردان هواپیمایی یا سوار یا سوارزرهی یا هوانیروز
squadrons
گردان هواپیمایی یا سوار یا سوارزرهی یا هوانیروز
aviators
خلبان
pilotless
بی خلبان
fly boy
خلبان
aeronaut
خلبان
aivatrix
خلبان زن
pilot
خلبان
aviator
خلبان
pilots
خلبان
piloted
خلبان
cockpit
کابین خلبان
beeps
هواپیمای بی خلبان
flying officer
افسر خلبان
cockpits
کابین خلبان
cockpits
اطاقک خلبان
cockpit
اطاقک خلبان
co pilot
کمک خلبان
co-pilots
کمک خلبان
first pilot
خلبان اول
co-pilot
کمک خلبان
autopilot
خلبان اتوماتیک
copilot
کمک خلبان
compilot
کمک خلبان
beeping
هواپیمای بی خلبان
beeped
هواپیمای بی خلبان
beep
هواپیمای بی خلبان
droning
هواپیمای بی خلبان
drones
هواپیمای بی خلبان
droned
هواپیمای بی خلبان
cockpit canopy
سایبان خلبان
drone
هواپیمای بی خلبان
automatic pilot
خلبان اتوماتیک
automatic pilots
خلبان اتوماتیک
nautical
خلبان کتاب
soloist
خلبان تک پرواز
soloists
خلبان تک پرواز
sailplaner
خلبان هواپیمای بی موتور
cockpit
اطاقک خلبان درهواپیما
pilot's trace
کالک دستی خلبان
army aviator
خلبان نیروی زمینی
fury
نوعی جت تک موتوره و تک خلبان
unattended
به طور خودکار بی خلبان
ace
خلبان ماهر و متهور
cockpits
اطاقک خلبان درهواپیما
aces
خلبان ماهر و متهور
piloted
خلبان هواپیما راننده کشتی
pilot's trace
کالک راهنمای خلبان هواپیما
pilot
خلبان هواپیما راننده کشتی
kamikaze
خلبان ازجان گذشته ژاپنی
drone antisubmarine helicopter
هلی کوپتر بی خلبان ضدزیردریایی
test pilots
خلبان ازمایش کننده هواپیما
test pilot
خلبان ازمایش کننده هواپیما
pilots
خلبان هواپیما راننده کشتی
How can I make such pilot
چگونه میتوانم با خلبان جمله بسازم
autopilot
[A/P]
خلبان خودکار
[حمل و نقل هوایی]
automatic pilot
[A/P]
خلبان اتوماتیک
[حمل و نقل هوایی]
autopilot
[A/P]
خلبان اتوماتیک
[حمل و نقل هوایی]
automatic pilot
[A/P]
خلبان خودکار
[حمل و نقل هوایی]
helicopter pilot
خلبان هلیکوپتر
[شغل]
[حمل و نقل هوایی]
helicopter pilot
خلبان چرخبال
[شغل]
[حمل و نقل هوایی]
clamshell
کاناپه خلبان که از جلو یاعقب لولا شده
sky surfer
هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
hand glider
هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
decision altitude
ارتفاع نهایی مسیرفرودهواپیمای بی خلبان حداکثرارتفاع در مسیر فرود
decision height
حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
standing wave
موج نوساندار هوا که در اوج خلبان از ان استفاده میکند
astrodome
گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
wingman
خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
artificial horizon
یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد
cartridge actuated device
وسیلهای که با فشار گازفشنگ کار میکند وسیله فشنگی برای پرتاب صندلی خلبان
wobble pump
پمپ دستی در کابین خلبان برای وارد ساختن فشار اولیه به سوخت قبل از استارت موتور پیستونی
cabin pressure altimeter
ارتفاع سنج نشان دهنده فشارکابین خلبان فشار سنج کابین
drone
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droned
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drones
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
skipper
فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skippered
فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skippering
فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
skippers
فرمانده دسته نظامی فرمانده یا خلبان هواپیما کاپیتان
pressure breathing
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
command ejection
پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com