English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
pasties خمیر مانند کلوچه قیمه دار
pasty خمیر مانند کلوچه قیمه دار
Other Matches
fritter کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
fritters کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
pulp جسم خمیر مانند
doughface دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
minced قیمه
farcing قیمه
executrix قیمه
stuffing قیمه
forcemeat قیمه
minced قیمه شده
to chop up قیمه کردن
mince قیمه کردن
mince گوشت قیمه
minces قیمه کردن
minces گوشت قیمه
lard vt با قیمه خوک پرکردن
minces تلویحا گفتن قیمه
mince تلویحا گفتن قیمه
mincemeat گوشت قیمه شده
mincemeat قیمه امیخته باکشمش
cecils قیمه سرخ کرده
buble and squeak قیمه با سبزی یا کلم
mincing پر ادا واطوار قیمه شده
pork pies کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
pork pie کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
cookie کلوچه
pastry cook کلوچه پز
cookies کلوچه
cooky کلوچه
pomfret cake کلوچه سوس
shortcake کلوچه ترد
genoa cake کلوچه بادامی
crackers کلوچه کوچک
griddles فر کلوچه پزی
shortbread کلوچه ترد
pieman کلوچه فروش
biscuits کلوچه خشک
biscuit کلوچه خشک
griddle فر کلوچه پزی
cracker کلوچه کوچک
rissole کلوچه فیمه دار
bun یکجور کلوچه یاکماج
pies کلوچه میوه دارپای
rissoles کلوچه فیمه دار
griddles کلوچه پز ماهی تابه
griddle کلوچه پز ماهی تابه
pomfret cake کلوچه شیرین بیان
pie کلوچه گوشت پیچ
pattypan تابه کلوچه پزی
pie کلوچه میوه دارپای
pies کلوچه گوشت پیچ
buns یکجور کلوچه یاکماج
mince pie کلوچه گوشت دار
hoecake کلوچه ارد ذرت
mince pies کلوچه گوشت دار
corndodger کلوچه ارد ذرت
scones کلوچه یاکیک چای بیسکویت
tartlet کلوچه میوه دار کوچک
scon کلوچه یا کیک چای بیسکویت
scone کلوچه یاکیک چای بیسکویت
frangipani بوته یاسمن نوعی کلوچه
sour ball کلوچه سخت ترش مزه
cruller کلوچه تخم مرغی سرخ شده
oatcake کلوچه ور نیامده که ازارذجودوسردرست می کنند قرص جودوسر
waffles کلوچه یا نان پخته شده درقالبهای دو پارچه اهنی
waffling کلوچه یا نان پخته شده درقالبهای دو پارچه اهنی
waffled کلوچه یا نان پخته شده درقالبهای دو پارچه اهنی
waffle کلوچه یا نان پخته شده درقالبهای دو پارچه اهنی
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
pound cake کلوچه یا که وزت اجزا عمده هر کدام یک پاوندیا گیروانکه است
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
paste خمیر
pasted خمیر
pastes خمیر
pulp خمیر
pasting خمیر
dough خمیر
unguent خمیر
duff خمیر
mush خمیر
leavening خمیر مایه
kneaded خمیر کردن
knead خمیر کردن
masticating خمیر کردن
masticates خمیر کردن
masticated خمیر کردن
masticate خمیر کردن
leavens خمیر مایه
leaven خمیر مایه
leaven خمیر ترش
mush خمیر نرم
leavening خمیر ترش
leavens خمیر ترش
toothpastes خمیر دندان
toothpaste خمیر دندان
kneads خمیر کردن
kneading خمیر کردن
sour dough خمیر ترش
carton-pierre خمیر کاغذ
puff paste خمیر پف دار
malaxate خمیر کردن
malax خمیر کردن
levigate خمیر کردن
knead clay by hand خمیر کردن
dentifrice خمیر دندان
impaste خمیر گرفتن
temper خمیر کردن
tempered خمیر کردن
lime paste خمیر اهک
tempers خمیر کردن
impaste خمیر کردن
pap خمیر نرم
matzo خمیر فطیر
matzoh خمیر فطیر
tooth paste خمیر دندان
cement paste خمیر سیمان
oakum خمیر بتونه
soden خمیر سست
wood pulp خمیر چوپ
commutator compound خمیر جابجاگر
papier mache خمیر کاغذ
wood pulp خمیر چوب
sourdough خمیر ترش
griddle cake نوعی نان شیرینی پهن ونازک که دو طرفش را روی اهن کلوچه پزی سرخ میکنند
mash خمیر کردن شیفتن
batter خراب کردن خمیر
batters خراب کردن خمیر
peanut butter خمیر بادام زمینی
mashing خمیر کردن شیفتن
mashed خمیر کردن شیفتن
mashes خمیر کردن شیفتن
saturated soil paste خمیر خاک اشباع
pulpwood خمیر چوب مخصوص کاغذسازی
puff pastry خمیر هزارلا [غذا و آشپزخانه]
puff paste خمیر هزارلا [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) خمیر هزارلا [غذا و آشپزخانه]
flaky pastry خمیر هزارلا [غذا و آشپزخانه]
plaster خمیر مخصوص اندوددیوار و سقف
plasters خمیر مخصوص اندوددیوار و سقف
flaky pastry خمیر ورقه ای [غذا و آشپزخانه]
puff pastry خمیر ورقه ای [غذا و آشپزخانه]
magma خمیر مواد معدنی یا الی
puff paste خمیر ورقه ای [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) خمیر ورقه ای [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) خمیر پای فرانسوی [غذا و آشپزخانه]
puff paste خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
puff paste خمیر پای فرانسوی [غذا و آشپزخانه]
puff pastry خمیر پای فرانسوی [غذا و آشپزخانه]
pate de foie gras خمیر چربی جگر غاز ودنبلان
moulding board تختهای که خمیر را روی ان قالب میکنند
flaky pastry خمیر پای فرانسوی [غذا و آشپزخانه]
puff pastry خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
frit خمیر شیشه وچینی سازی گداختن
flaky pastry خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
library paste نوعی خمیر چسبنده که ازنشاسته درست میکنند
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
bread-board تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
bread-boards تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
clobber خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
strudel ورقه نازک خمیر پخته که لوله شده و لای ان شیرینی باشد
clobbering خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbers خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
seed cake کلوچه تخم زده یا زیره زده
mashed خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashes خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mash خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashing خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
temper درست ساختن درست خمیر کردن
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
paste چسب زدن به خمیر زدن
ro rub up خمیر کردن پرداخت کردن
pasting چسب زدن به خمیر زدن
pastes چسب زدن به خمیر زدن
pasted چسب زدن به خمیر زدن
tendinous بی مانند
argillaceous رس مانند
mammilary مانند
thready نخ مانند
arundinaceous نی مانند
capitate مانند سر
mammilliform مانند
capillaceous مانند نخ
plumelike پر مانند
analog مانند
penniform پر مانند
myrtle formed اس مانند
and so on و مانند ان
anthoid گل مانند
after the example of مانند
etc و مانند آن
aquiform اب مانند
threadlike نخ مانند
toughest پی مانند
tougher پی مانند
pipelike نی مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com