English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (8 milliseconds)
English Persian
wood pulp خمیر چوب
Search result with all words
wood pulp خمیر چوپ
pap خمیر نرم
batter خراب کردن خمیر
batters خراب کردن خمیر
duff خمیر
temper درست ساختن درست خمیر کردن
temper خمیر کردن
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
tempered خمیر کردن
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
tempers خمیر کردن
plaster خمیر مخصوص اندوددیوار و سقف
plasters خمیر مخصوص اندوددیوار و سقف
pulp جسم خمیر مانند
pulp خمیر
pasties خمیر مانند کلوچه قیمه دار
pasty خمیر مانند کلوچه قیمه دار
dough خمیر
clobber خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbering خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbers خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
mush خمیر نرم
mush خمیر
leaven خمیر مایه
leaven خمیر ترش
leavening خمیر مایه
leavening خمیر ترش
leavens خمیر مایه
leavens خمیر ترش
masticate خمیر کردن
masticated خمیر کردن
masticates خمیر کردن
masticating خمیر کردن
knead خمیر کردن
kneaded خمیر کردن
kneading خمیر کردن
kneads خمیر کردن
paste خمیر
paste چسب زدن به خمیر زدن
pasted خمیر
pasted چسب زدن به خمیر زدن
pastes خمیر
pastes چسب زدن به خمیر زدن
pasting خمیر
pasting چسب زدن به خمیر زدن
tooth paste خمیر دندان
toothpaste خمیر دندان
toothpastes خمیر دندان
peanut butter خمیر بادام زمینی
mash خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mash خمیر کردن شیفتن
mashed خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashed خمیر کردن شیفتن
mashes خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashes خمیر کردن شیفتن
mashing خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashing خمیر کردن شیفتن
cement paste خمیر سیمان
commutator compound خمیر جابجاگر
dentifrice خمیر دندان
doughface دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
frit خمیر شیشه وچینی سازی گداختن
impaste خمیر کردن
impaste خمیر گرفتن
knead clay by hand خمیر کردن
levigate خمیر کردن
library paste نوعی خمیر چسبنده که ازنشاسته درست میکنند
lime paste خمیر اهک
magma خمیر مواد معدنی یا الی
malax خمیر کردن
malaxate خمیر کردن
matzo خمیر فطیر
matzoh خمیر فطیر
moulding board تختهای که خمیر را روی ان قالب میکنند
oakum خمیر بتونه
papier mache خمیر کاغذ
pate de foie gras خمیر چربی جگر غاز ودنبلان
puff paste خمیر پف دار
pulpwood خمیر چوب مخصوص کاغذسازی
ro rub up خمیر کردن پرداخت کردن
saturated soil paste خمیر خاک اشباع
soden خمیر سست
sourdough خمیر ترش
strudel ورقه نازک خمیر پخته که لوله شده و لای ان شیرینی باشد
unguent خمیر
bread-board تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
bread-boards تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
carton-pierre خمیر کاغذ
sour dough خمیر ترش
flaky pastry خمیر هزارلا [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) خمیر هزارلا [غذا و آشپزخانه]
puff paste خمیر هزارلا [غذا و آشپزخانه]
puff pastry خمیر هزارلا [غذا و آشپزخانه]
flaky pastry خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
puff paste خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
puff pastry خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
flaky pastry خمیر ورقه ای [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) خمیر ورقه ای [غذا و آشپزخانه]
Other Matches
puff paste خمیر ورقه ای [غذا و آشپزخانه]
puff pastry خمیر ورقه ای [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) خمیر پای فرانسوی [غذا و آشپزخانه]
puff pastry خمیر پای فرانسوی [غذا و آشپزخانه]
flaky pastry خمیر پای فرانسوی [غذا و آشپزخانه]
puff paste خمیر پای فرانسوی [غذا و آشپزخانه]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com