English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
flat racing seat خم شدن روی اسب و دستها وسر در امتداد گردن اسب
Other Matches
lei دستبند یا گردن بندی از گل وغیره که بر گردن میاویزند گردن بند گل
nose ribs تیغه هایی در امتداد وتر که در تمام طول بال و تا تیرک جلویی امتداد میابند
son دستها
sons دستها
manual dexterity test ازمون چالاکی دستها
walkovers قدم زدن با دستها
walkover قدم زدن با دستها
To rub ones hands. دستها را بهم مالیدن
handspring معلق زدن بر روی دستها
support تکیه بدن ژیمناست روی دستها
planche وضع افقی بدن ژیمناست روی دستها
gymnastic chack پودری از کربنات منیزیوم که ژیمناستها به دستها می مالند
lay back spin چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
neck گردن سر و گردن اسب
necks گردن سر و گردن اسب
straddle seat تعادل روی پارالل روی دستها با پاهای باز
torticollis کجی مادرزادی گردن گردن کجی
tensions امتداد
tension امتداد
runs امتداد
direction امتداد
extensions امتداد
extension امتداد
run امتداد
elongation امتداد
protraction امتداد
building line امتداد
in range with در امتداد
alignments امتداد
alignment امتداد
extensiveness امتداد
extensions امتداد دادن
fine draw امتداد دادن
flushes هم سطح یا در یک امتداد
flushing هم سطح یا در یک امتداد
flush هم سطح یا در یک امتداد
protractile امتداد پذیر
prolonger امتداد دهنده
protend امتداد یافتن
extension ملحقه امتداد
extension امتداد دادن
extensions ملحقه امتداد
prolongs امتداد دادن
good continuation امتداد خوب
prolonging امتداد دادن
trailing خط ی در امتداد چیزی
extend امتداد دادن
extending امتداد دادن
along line در امتداد خطوط
to be prolonged امتداد یافتن
to eke out امتداد دادن
trail خط ی در امتداد چیزی
trailed خط ی در امتداد چیزی
cutting stroke امتداد برش
extends امتداد دادن
prolong امتداد دادن
eke out امتداد دادن
trails خط ی در امتداد چیزی
endarch از مرکزبخارج امتداد یافته
extend the life of the company امتداد مدت شرکت
inextension عدم امتداد یا توسعه
contour bund بند در امتداد خط تراز
endarchy امتداد از مرکز به خارج
prolong امتداد یافتن بتاخیرانداختن
prolonging امتداد یافتن بتاخیرانداختن
prolongs امتداد یافتن بتاخیرانداختن
accosting در امتداد چیزی حرکت کردن
rate of sideslip همنه تندی در امتداد محورعرضی
accosts در امتداد چیزی حرکت کردن
accosted در امتداد چیزی حرکت کردن
accost در امتداد چیزی حرکت کردن
fore and aft امتداد سینه تا پاشنه ناو
duplexes ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
duplex ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
prolongate طولانی کردن امتداد دادن
elongate دراز کردن امتداد دادن
elongates دراز کردن امتداد دادن
abeam امتداد عمود برمحور طولی
elongating دراز کردن امتداد دادن
to spin out امتداد دادن مفصلا درست کردن
cicycle ارابه فرودی با دو پایه اصلی در امتداد خط مرکز
center of thrust امتداد اثر برایند تمام نیروهای جلوبرنده
go baseline حرکت کردن در امتداد خط پایانی برای دریافت پاس
dogtooth ناپیوستگی در ناحیه داخلی لبه حمله در امتداد وتر
feed سوراخهای دندانه دار پانچ شده در امتداد لبه کاغذ
feeds سوراخهای دندانه دار پانچ شده در امتداد لبه کاغذ
bi directional انتقال داده که در یک وسیله در امتداد یک کانال مشخص انجام میشود
notch بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
notches بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
worded کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
word کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
neck گردن
neck necessity گردن
mooic گردن
paxwax پی گردن
crookneck گردن کج
stiff-necked گردن کش
necks گردن
restiff گردن کش
nape پس گردن
napes پس گردن
insubordinate گردن کش
packet کامپیوتر مخصوص که داده سریال را از ترمینال آسنکرون به حالی که در امتداد بسته ها
packets کامپیوتر مخصوص که داده سریال را از ترمینال آسنکرون به حالی که در امتداد بسته ها
necker chief دستمال گردن
stiff neck خشکی گردن
necklet خز یا شال گردن
stiff neck گردن خشک
ascot دستمال گردن
stiff necked گردن کلفت
noddle پشت گردن
stoutness گردن کلفتی
nip up اسکلبکا پس گردن
the neck of a bottle گردن بطری
anadem گردن بند
the neck of a womb گردن زهدان
arrogantly گردن فراز
ascot شال گردن
feeds تغذیه گردن
decollate گردن زدن
arrogant گردن فراز
refractorily گردن کشانه
pervicacious گردن کش سرسخت
to shake off the dust گردگیری گردن
hoodman blind گردن کلفت
long necked گردن دراز
incrassate غلیظ گردن
ties دستمال گردن
tie دستمال گردن
narrow necked گردن باریک
dumpy گردن کلفت
decollation گردن زنی
roughneck گردن کلفت
deer neck گردن کشیده
necklet گردن پوش
feed تغذیه گردن
restiveness گردن کشی
neckcloth دستمال گردن
neck cloth دستمال گردن
restively گردن کشانه
nucha پشت گردن
handkerchief دستمال گردن
He came back downcast ( shamefacekly ) . با گردن کج بر گشت
decapitated گردن زدن
decapitates گردن زدن
decapitating گردن زدن
chasing گردن توپ
deer neck گردن همایی
beheads گردن زدن
beheading گردن زدن
muffler شال گردن
mufflers شال گردن
decapitate گردن زدن
necklines گردن لباس
handkerchiefs دستمال گردن
chokers شال گردن
cervical وابسته به گردن
choker شال گردن
chases گردن توپ
chased گردن توپ
chase گردن توپ
neckline گردن لباس
stodgy گردن کلفت
beheaded گردن زدن
behead گردن زدن
neckerchief دستمال گردن
collars گردن بند
ruffian گردن کلفت
ruffians گردن کلفت
necklace گردن بند
nape پشت گردن
napes پشت گردن
collar گردن بند
cervixes پشت گردن
shawls دستمال گردن
shawl دستمال گردن
neckerchiefs دستمال گردن
noddles پشت گردن
cervices پشت گردن
cervix پشت گردن
tippet گردن پوش
desktop میله وضعیت که معمولاگ در امتداد دکمهای از صفحه ویندوز نشان داده میشود
fishplate صفحه پولادینی که دو خط اهن یا دوتیر را بهم متصل ساخته ودر امتداد هم قرارمیدهد
cam ground piston پیستونی که قطر ان در امتدادموازی با انگشتی کمتر ازقطر ان در امتداد عمود برانگشتی باشد
restiff گردن کشانه بیقرار
pelerine خز پشت گردن بانوان
neck of (the) uterus [Cervix uteri] گردن رحم [کالبدشناسی]
uterine neck [Cervix uteri] گردن رحم [کالبدشناسی]
obstreperoussness پر هیاهویی گردن کشی
neck of the womb [Cervix uteri] گردن رحم [کالبدشناسی]
tepefy نیم گردن کردن
to bear the blame تقصیر را به گردن گرفتن
nuchalgia درد پشت گردن
the dog wasled سگ بند در گردن داشت
short necked flask بالن گردن کوتاه
scrofula سل غدد لنفاوی گردن
uterine cervix [Cervix uteri] گردن رحم [کالبدشناسی]
victorine گردن پوش بلند
riviere گردن بند جواهر
tippet خز دور گردن وسردست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com