Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
intempestive laughter
خنده بیجا یا نا بهنگام
Other Matches
sportiveŠetc
خنده کن خنده وبازی کن
updated
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updates
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
pointless
بیجا
unwarrantable
بیجا
intempestive
بیجا
inapt
بیجا
inapposite
بیجا
inopportune
بیجا
impolitic
بیجا
unwarranted
بیجا
inappropriate
بیجا
out of time
بیجا
out of place
بیجا
comeuppance
توبیخ بیجا
not to point
پرت بیجا
simpers
بیجا خندیدن
simpering
بیجا خندیدن
misapplication
استعمال بیجا
simper
بیجا خندیدن
arrogation
ادعای بیجا
simpered
بیجا خندیدن
an a remark
سخن بیجا
an inappropriate remark
نکته ای بیجا
meddling
دخالت بیجا
meddlesomeness
دخالت بیجا
arrogate
ادعای بیجا کردن
facetious
اهل شوخی بیجا
improper
بیجا خارج از نزاکت
Irrelevent. I nappropriate. Out of place.
بیجا ( بی مورد ؟نامناسب )
ineptly
بطور مزخرف یا بیجا
tizzy
سرو صدای بیجا
step in
مداخله بیجا در کاری کردن
phobic
وابسته به ترس بیجا تشویشی
phobics
وابسته به ترس بیجا تشویشی
self confidence
اعتماد بنفس غرور بیجا
betimes
بهنگام
in season
بهنگام
seasonable
بهنگام
mistimed
تا بهنگام
timely
بهنگام
up to date
بهنگام
up-to-date
بهنگام
precociously
نا بهنگام
timous or meous
بهنگام
opportune
بهنگام
timeous
بهنگام
timous
بهنگام
pat
بهنگام بموقع
The untively death ( passing away ) …
درگذشت نا بهنگام ...
patting
بهنگام بموقع
patted
بهنگام بموقع
updating
بهنگام دراوری
pats
بهنگام بموقع
updates
بهنگام دراوری
updates
بهنگام در اوردن
microsoft
بهنگام سازی
update
بهنگام در اوردن
update
بهنگام دراوری
updated
بهنگام در اوردن
updated
بهنگام دراوری
well timed
بهنگام در وقت مناسب
well-timed
بهنگام در وقت مناسب
to poach a start in race
نا بهنگام پیش افتادن
whiffle
نا بهنگام وزیدن جنبیدن شعله
premature decision
تصمیم نا بهنگام یا شتاب امیز
journals
لیست تغییرات یا بهنگام سازی ها در فایل
turnaround jump shot
پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
turnaround jumper
پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
upgrade
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgraded
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrades
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrading
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
journal
لیست تغییرات یا بهنگام سازی ها در فایل
o quake at work and sweet at meals.
<proverb>
به وقت کار,جدیت ,بهنگام غذا,رئوفت.
dual
صفحه LCD رنگی که تصویر را در دو مرحله بهنگام میکند
upto the mark
داخل موضوع درست درجای خود بهنگام بموقع
I dont mean to intrude .
قصد مزا حمت ندارم ( ملاقات یا ورود نا بهنگام )
storage
حافظهای که نیاز دارد محتوایش مرتب بهنگام شود
irrision
خنده
laugh
خنده
laughed
خنده
laughing
خنده
laughs
خنده
laughter
خنده
belly laugh
خنده از ته دل
stepped motor
دستگاه مکانیکی که بهنگام پالس دادن به ان مقدار ثابتی می چرخد
risibility
خنده داربودن
risible faculty
استعداد خنده
snigger
خنده استهزاامیز
sniggered
خنده استهزاامیز
funny
خنده دار
sniggering
خنده استهزاامیز
titters
خنده تو دزدیده
sniggers
خنده استهزاامیز
tittering
خنده تو دزدیده
titter
خنده تو دزدیده
tittered
خنده تو دزدیده
queerest
خل خنده دار
laugh away
با خنده گذراندن
playfully
با خنده و بازی
lusory
بازی کن خنده کن
laughingstock
مایه خنده
laughter is infectious
خنده مسری
funniest
خنده دار
grin
خنده نیشی
grinned
خنده نیشی
grinning
خنده نیشی
comics
خنده دار
comic
خنده دار
funnier
خنده دار
laugh down
با خنده از رو بردن
howler
خنده اور
laugher
خنده کننده
nicker
خنده کردن
sarcasm
زهر خنده
farcical
خنده اور
grins
خنده نیشی
humorous
خنده اور
laughing
خنده اور
laughing stock
مایهی خنده
A forced laugh.
خنده زورکی
To burst with laughter.
از خنده غش کردن
crack up
<idiom>
از خنده ترکیدن
serio comic
هم خنده دار
boisterous laughter
خنده بلند
gaff
خنده بلند
fleer
خنده نیشدار
laughable
خنده دار
hilarious
خنده دار
risible
خنده اور
laughs
صدای خنده
ludicrous
خنده اور
irrision
خنده استهزایی
laugh
صدای خنده
laughed
صدای خنده
to laugh away
با خنده گذراندن
ridiculous
خنده دار
droll
خنده اور
tricksy
بازی کن خنده کن خنده و بازی کن
queer
خل خنده دار
queerer
خل خنده دار
howlers
خنده اور
dynamically
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
dynamically
تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید
addition
رکوردی که برای بهنگام سازی رکورد اصلی فایل بکار می رود
switching
بهنگام سازی ثابت اطلاعات بین تغییر مبدا و مقصد در شبکه
dynamic
حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
additions
رکوردی که برای بهنگام سازی رکورد اصلی فایل بکار می رود
dynamic
تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید
refresh
مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
refreshes
مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
refreshed
مدت زمانی که کنترول محتوای قطعه RAM پویا را بهنگام میکند
miming
نمایش خنده اور
mimed
نمایش خنده اور
to burst in to a laugh
زیر خنده زدن
mime
نمایش خنده اور
laugh off
با خنده دور کردن
laughter is infectious
خنده همه را می گیرد
keep a straight face
از خنده خودداری کردن
it provokes laughter
باعث خنده است
it provokes laughter
خنده اور است
mimes
نمایش خنده اور
funnily
چنانکه خنده اورد
to force a smile
خنده زورکی کردن
to laugh away
با خنده واستهزا کردن
to laugh down
با خنده خاموش کردن
to set in a roar
از خنده روده برکردن
hysterical
بسیار خنده دار
hysterically
بسیار خنده دار
to roar with laughter
<idiom>
از خنده روده بر شدن
to be on the grin
خنده نیشی کردن
to be convulsed with laughter
از خنده بخود پیچیدن
to split one's sides
از خنده روده برشدن
comic opera
نمایش خنده دار
nitrogen monoxide
گاز خنده اور
nitrous oxide
گاز خنده اور
opera comique
نمایش خنده اور
rediculously
بطور خنده اور
ridiculousness
خنده اور بودن
sidesplitting
روده براز خنده
raise a laugh
خنده راه انداختن
laughing gas
گاز خنده اور
laughably
بطور خنده دار
giggle
با خنده افهار داشتن
funny
خنده اور عجیب
funniest
خنده اور عجیب
funnier
خنده اور عجیب
sardonically
وابسته به زهر خنده
sardonic
وابسته به زهر خنده
farces
نمایش خنده اور
farce
نمایش خنده اور
gigs
شوخی خنده دار
gig
شوخی خنده دار
giggles
با خنده افهار داشتن
comedy
نمایش خنده دار
comedies
نمایش خنده دار
giggling
با خنده افهار داشتن
laughter
صدای خنده بلند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com