Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
deep jeep
خودرو زیرابی
Other Matches
depth charge
خرج زیرابی بمب زیرابی
depth charges
خرج زیرابی بمب زیرابی
four by two
خودرو چهارچرخی که فقط دوچرخ ان نیرو داشته باشد خودرو چهار در دو
underwater
زیرابی
sub aqueous
زیرابی
pilling
سد زیرابی
undersea
زیرابی
deep jeep
جیپ زیرابی
scarp
صخره زیرابی
underneath swimming
شنای زیرابی
subsurface
زیردریایی زیرابی
triplane target
هدف کش زیرابی
underwater demolition
تخریب زیرابی
reef
صخره زیرابی
reefs
صخره زیرابی
sand bank
تپه زیرابی
depth bomb
بمب زیرابی
hydrophone
میکروفن زیرابی
ash can
بمب زیرابی
deep water waves
موجهای زیرابی
hurst
تپه زیرابی
deep creep attack
تک ناگهانی با بمب زیرابی
wet fly
طعمه ماهیگیری زیرابی
ambient noise
نوعی صدای زیرابی
submersible
غوطه ور شناور زیرابی
depth charge armor
روکش بمب زیرابی
shoals
کم جای تپه زیرابی
shoal
کم جای تپه زیرابی
depth charge armor
حفاظ بمب زیرابی
deep minefield
میدان مین عمیق زیرابی
bank
صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
k gun
سکوی پرتاب بمب زیرابی
banks
صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
flooder
غرق کننده محفظه مین زیرابی
torpex
نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
horned scully
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
underwater demolition
تخریب ضدزیردریایی تخریب موانع زیرابی
motor vehicle
خودرو
automotive
خودرو
locomobile
خودرو
self driven
خودرو
self grown
خودرو
self propelling
خودرو
four by four
خودرو 4 در 4
automobiles
خودرو
adventive
خودرو
autos
:خودرو
auto
:خودرو
self propelled
خودرو
vehicle
خودرو
vehicles
خودرو
automobile
خودرو
locomobile
گردونه خودرو
motorcar
خودرو سواری
liftruck
خودرو بالابر
to ride in the car
با خودرو رفتن
to use the car
با خودرو رفتن
moving stairway
پلکان خودرو
moving staircase
پلکان خودرو
escalator
پلکان خودرو
bumper bar
سپر خودرو
to turn
[to turn off]
[to make a turn]
پیچیدن
[با خودرو]
motor vehicle
خودرو موتوری
tank transporter
خودرو مازتانک بر
tank vehicle
خودرو تانکر
tank vehicle
خودرو تانکرسوخت
wildwood
جنگل خودرو
truck vehicle
خودرو نظامی
personnel carrier
خودرو نفربر
propeller shaft
گاردان خودرو
scout car
خودرو دیده ور
ammunition carrier
خودرو مهمات کش
propeller
گاردان خودرو
motor cars
گردونه خودرو
caterpillar truck
خودرو هزارپا
chasis
شاسی خودرو
escalator
پلکان خودرو
escalators
پلکان خودرو
weedy
هرز خودرو
drive screw
پیچ خودرو
automobile
ماشین خودرو
automobiles
ماشین خودرو
motor car
گردونه خودرو
vehicular
مربوط به خودرو
signaled
علامت راهنمای خودرو
boot
[British E]
صندوق چمدان
[خودرو]
payload
بازده خودرو یا دستگاه
signalled
علامت راهنمای خودرو
trunk
[American E]
صندوق چمدان
[خودرو]
signal
علامت راهنمای خودرو
payloads
بازده خودرو یا دستگاه
wheel brace
آچار چرخ خودرو
unladen weight
وزن کامل خودرو
unladen weight
وزن ناخالص خودرو
moving stairs
{pl}
پلکان های خودرو
[spider-type]
lug wrench
[American E]
آچار چرخ خودرو
wheel wrench
آچار چرخ خودرو
dimmed headlights
[lights]
[American English]
نور پایین
[خودرو]
low beams
[beam light]
[American English]
نور پایین
[خودرو]
dipped headlights
[lights]
[British English]
نور پایین
[خودرو]
dipped beams
[beam light]
[British English]
نور پایین
[خودرو]
high beam
[American English]
نور بالا
[در خودرو]
upper beam headlights
نور بالا
[در خودرو]
full beam
نور بالا
[در خودرو]
cross bar wrench
آچار چرخ خودرو
moving staircases
پلکان های خودرو
windshields
شیشه جلو خودرو
windshield
شیشه جلو خودرو
moving stairways
پلکان های خودرو
escalators
پلکان های خودرو
loading list
لیست بارگیری خودرو
short wheel
خودرو شاسی کوتاه
loading plan
طرح بارگیری خودرو
rollover
چپ شدن خودرو یاوسیله
oil pan
جعبه کارتر خودرو
lift truck
خودرو دارای جرثقیل
combat tire
تایر جنگی خودرو
suspension wheel
چرخ تعلیق خودرو
full tracked
خودرو تمام شنی
high gear
دنده قوی خودرو
technical inspection
معاینه فنی
[خودرو]
propeller joint
چهارشاخه گاردان خودرو
dome light
چراغ بالای طاق خودرو
motor vehicle passenger
سرنشین خودرو
[اتومبیل رانی]
motor transport
حمل ونقل به وسیله خودرو
Carpool
هم سفری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
to leave on
روشن گذاشتن
[موتور یا خودرو]
car passenger
مسافر خودرو
[اتومبیل رانی]
curb weight
وزن کل خودرو با سوخت وتجهیزات
laden weight
وزن کلی خودرو با بار
gradeability
قابلیت عبور خودرو از شیبها
to go for a spin
با خودرو گردش کوتاهی کردن
to go into the ditch
با خودرو به خندق جاده رفتن
mileage
مسافت طی شده به وسیله خودرو
automotive
مربوط به وسایل نقلیه خودرو
car passenger
سرنشین خودرو
[اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger
مسافر خودرو
[اتومبیل رانی]
wilding
گیاه یا میوه خودرو وحشی
ride
[American E]
سواری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
lift
سواری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
travelling crane
جرثقیل رونده بارانگیز خودرو
six by six
خودروی شش در شش نوعی خودرو شش چرخ
to get a ride with somebody
سواری گرفتن از کسی
[در خودرو]
endgate
درب عقب
[خودرو شناسی]
to get a lift with somebody
سواری گرفتن از کسی
[در خودرو]
to get a lift from somebody
سواری گرفتن از کسی
[در خودرو]
fast shuttle
تغییرمکان سریع یکانها یا خودرو
six by four
خودرو شش در چهار خودروی شش چرخ
choke
خفه کردن ساسات خودرو چوک
domes
کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
She swerved sharply to avoid hitting a dog.
او
[زن]
ویراژ تندی داد تا با خودرو به سگ نزند.
to swerve a car
<idiom>
با خودرو ویراژ دادن
[اصطلاح روزمره]
choked
خفه کردن ساسات خودرو چوک
chokes
خفه کردن ساسات خودرو چوک
half track
خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
tracklaying
زنجیرگذاری کردن خودرو شنی دار
loading
بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
trailer brake system
دستگاه ترمز تریلر
[فناری خودرو]
tank recovery vehicle
خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
skate mount
پایه دوار مسلسل روی خودرو
compass course
مسیر مغناطیسی خودرو یاهواپیما یا تانک
dome
کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
less than carload
وزن باراضافه از فرفیت تناژ خودرو
straddle truck
نوعی خودرو چهارچرخ حمل بار و جراثقال
crashed
سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashes
سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashing
سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashingly
سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
maximum gradeability
حداکثر شیب قابل عبور به وسیله خودرو
panel truck
یک نوع خودرو برای حمل بیسیم و غیره
four by four
خودرو چهارچرخی که هرچهارچرخ ان نیرو داشته باشد
crash
سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
trailers
خودرو تریلی کش هواپیمای تعقیب کننده هدف
trailer
خودرو تریلی کش هواپیمای تعقیب کننده هدف
parking
پارک کردن هواپیما یا وسیله توقفگاه خودرو
unprompted
ناشی از طیب خاطر خودبخود بی اختیار خودرو
fifth wheel
جفت ساز که خودرو را به تریلر وصل میکند
trucking
خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
tachograph
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
black box
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
speedograph
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
center disc
[disk wheel]
دیسک با سوراخ بزرگ در کانونش
[ فناوری خودرو]
trucked
خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
trucks
خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
truck
خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
to start
روشن کردن
[به کار انداختن]
[موتور یا خودرو]
stage
سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
stages
سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
mileage on departure
[arrival]
اندازه مسافت طی شده در زمان حرکت
[ورود]
خودرو
On comparison, the Mercedes was the more reliable of the two cars.
هنگام مقایسه دو خودرو، بنز قابل اطمینان تر بود.
The motor vehicle is covered by theft insurance.
این خودرو برابر سرقت بیمه شده است.
vehicle used for migrant-smuggling operations
خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
bulk petroleum conversion kit
جعبه وسایل تبدیل خودروی عمومی به خودرو حمل موادسوختی
turnaround cycle
مدت زمان بارگیری و رفت وبرگشت خودرو یا هواپیما یاکشتی
He lost control of the car and swerved towards a tree.
او
[مرد]
کنترل خودرو را از دست داد و از پهلو به درخت خورد.
back-seat drivers
مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat driver
مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
tailgate party
[American E]
پیکنیک روی درب عقب ماشینها در توقفگاه خودرو قبل از شروع مسابقه ورزشی
[در آمریکا]
droning
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drones
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com