Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
they make much noise
خیلی صدا می کنند
Search result with all words
rollover
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
Other Matches
to provoke somebody until a row breaks out
<idiom>
کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
multiprocessing system
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessor
تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
noncompatibility
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
When brothers quarrel, only fools believe.
<proverb>
برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
modes
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
mode
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
collision detection
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
she has a well poised head
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
paint oneself into a corner
<idiom>
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
go great guns
<idiom>
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
microfilming
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
MMU
مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
CSMA CD
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
ponderous
خیلی سنگین خیلی کودن
rattling
خیلی تند خیلی خوب
companding
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
emergencies
خیلی خیلی فوری
emergency
خیلی خیلی فوری
jim dandy
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
PRI
پشتیبانی کنند
he is well spoken of
از او تعریف می کنند
they mingle their tears
با هم گریه می کنند
he warned them to obey
اطاعت کنند
My feet hurt.
پاهایم درد می کنند.
i hear him complain
میشنوم که شکایت می کنند
the trumpets blows
شیپورها صدا می کنند
charnel house
مردگان راتوده می کنند
had it trans ted
بدهید ترجمه کنند
compatible
با هم درست کار می کنند
daisy chain
سومین را و... فراخوانی می کنند
Murray code
- بیت استفاده می کنند
they dispute about nothing
درسرهیچ نزاع می کنند
they make much noise
زیاد شلوق می کنند
they went to r. themselves
رفتند که نامه نویسی کنند
they are in full retreat
سخت عقب نشینی می کنند
They act after their kind.
جنس خود رفتار می کنند.
watch pocket
جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
fillister
رندهای که با ان کنش کاودرست کنند
the iron interest
کسانی که در اهن کار می کنند
screen coordinator
هماهنگ کنند پوشش دریایی
fire support coordinator
هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
knife board
میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
Those who agree,raise their hands.
موافقین دستهایشان رابلند کنند
combination
مجموعهای از اعداد که یک قفل را باز می کنند
musette
اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
oleomargarine
کره تقلیدی که از گوشت گاودرست می کنند
saw doctor
ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
pontoons
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
pontoon
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
tightrope
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
tightropes
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
Birds of a feather flock together .
<proverb>
پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
numerical
داده ذخیره شده کار می کنند
nogging
اجری که بان فواصلی را پرمی کنند
She is the talk of the town .
همه راجع به او ( پشت او ) صحبت می کنند
koumiss
قومیس نوشابهای که تاتارهاازشیرمادیان درست می کنند
Providence watches over him.
از عالم غیب اورا حفا ظت می کنند
oast
کورهای که رازک را دران خشک می کنند
fleas i. doges and cats
کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
The story goes that …
آورده اند که (چنین روایت کنند )…
mouses
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
mountain dew
ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
They fight like cat and dog .
باهم مثل سگ وگربه دعوا می کنند
tandems
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
tandem
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
mouse
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
ccd
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
the police are on his track
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
who are your reference?
چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
collaret
یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست می کنند
company grade
پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
human machine interface
حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
combatable
قابل اینکه باان نبردیاضدیت کنند
mud sill
پایه تبر پی استوانهای که در گل فرو می کنند
mealing table
صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
meat safe
قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
In a quarrel they do not distribute sweetmeat.
<proverb>
توى دعوا یلوا پخش نمى کنند.
generations
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
pentarch
یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
process
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
pulper
اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
priestcraft
دکانی که کشیش هاو ملاهادران بازی می کنند
oatcake
کلوچه ور نیامده که ازارذجودوسردرست می کنند قرص جودوسر
corporal oath
سوگندی که بادست زدن بکتاب یاد کنند
qualifying shares
سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
carriage
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
column
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
generation
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
The surely clean you out in this nightclub .
دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
rissoles
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
rissole
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
functional
مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند
carriages
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
Can you get it repaired?
آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
The squirrels are storing up nuts for the winter.
سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
pond life
جانوران بی مهره
[که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
departmental LAN
چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
These trees deprive the house of light .
این درختها منز ؟ را نور محروم می کنند
processes
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
columns
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
Refugees believe Germany is a land of milk and honey.
پناهندگان فکر می کنند در آلمان حلوا می دهند.
hydrotherapeutic
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
timed
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
databases
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
live lining
ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
This car is assembled in Iran.
این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
lachryma christi
باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
mutton chop
دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
kirmess
جشن وعیدسالیانهای که ........وفریادهای شادی برپامی کنند
kago
تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
times
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
manil hemp
کنف مانیلایی که از ان طناب وبوریا درست می کنند
hydropath establishment
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
time
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
message
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
database
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
huck aback
حولهای پارچه نخ وکتان که گاهی گلداردرست می کنند
boat people
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
messages
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
picalilli
ترشی هندی که باسبزی وادویه تند درست می کنند
fritters
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
symmetry ink
مرکبی که اثران در روی کاغذتنهاوقتی نمودارمیشودکه ان کاغذراگرم کنند
He was engrossed in conversation .
فوتبالیستها دارند قبل از بازی خودرا گرم می کنند
Atari ST
و از پردازنده هایی استفاده می کنند که سازگار با IBM PC نیستند
mail application programming interface
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
analogue
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
backplane
مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
initialling
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
an out match
مسابقهای که بیرون از زمین بازی خانگی برپا کنند
in house training
برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
candle ends
باقی مانده هرچیزکه مردم لئیم جمع می کنند
initial
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialed
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
analogue
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
wysiwyg
You What Is See WhatYou کلمه پردازهایی که تصاویر صفحهای تولید می کنند
analogues
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogues
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
accross the slope system
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
initialing
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialled
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initials
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
command sponsored dependent
بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
train headway
فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
gate
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
protonotary apostoloc
یکی از 21 تن متران هایی که فرمان پاپ را ثبت می کنند
fritter
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
transceiver
گیرنده و فرستنده که می توانند سیگنال را ارسال و دریافت کنند
resurection pie
کلوچهای که از ریزههای خوراک مانده از پیش درست کنند
guild hall
عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
gates
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
They live abroad for the greater part of the year.
آنها بخش بیشتری از سال را در خارج زندگی می کنند.
jacamar
پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
pneumatic
بافشار گاز وسایلی که با فشارگاز یا هوا کار می کنند
Olympic Games
مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
fetches
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
In the nature of things, young people often rebel against their parents.
طبعا جوانان اغلب با پدر و مادر خود سرکشی می کنند. .
splash scale
طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
functions
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
functioned
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
fetch
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
pos systems
فروشگاههای زنجیرهای وسوپرمارکتها که اخیرا " ازسیستمهای POS استفاده می کنند
punched card
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
to lose track
[of]
فراموش کنند
[یا دیگر ندانند]
که شخصی
[چیزی]
کجا است
fetched
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
punchboard
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
times
زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
tulip design
طرح گل لاله
[گاه اطراف ترنج مرکزی را با آن تزئین می کنند.]
lyuch law
مجازاتی که مردم بدون دادرسی و پیش خود معین می کنند
time
زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
communication
پارامتر هایی که نحوه کنترل ارسال داده را بیان می کنند
pact
قاعده عمومی و مطلقی را برقرار وخود را ملزم به رعایت ان می کنند
pacts
قاعده عمومی و مطلقی را برقرار وخود را ملزم به رعایت ان می کنند
operation
آزمایش هایی برای برنامه و آمادگی داده را بررسی می کنند
chalk troops
سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
indirect speech
گفته کسی که تغییرات دستوری دران داده نقل کنند
function
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
concerted action
عمل مرسوم عملی که عدهای برای انجام ان توافق کنند
timed
زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
acronyms
حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
ccitt
انجمن بین المللی که پروتکلهای ارتباطی و استانداردها را معرفی می کنند
acronym
حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
routh
خیلی
copious
خیلی
very
خیلی
ten
خیلی
dammit
خیلی
many
خیلی
highly
خیلی
not a few
خیلی ها
villainous
خیلی بد
damn
خیلی
in large quantities
خیلی خیلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com