English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
rectification دائم سازی
Other Matches
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
continued دائم
permanent دائم
alcoholics دائم الخمر
toper دائم الخمر
alcoholic دائم الخمر
steady load بار دائم
permanent marriage نکاح دائم
sottish دائم الخمر
perpetual motion حرکت دائم
permanent insanity جنون دائم
steady flow جریان دائم
malt worm دائم الخمر
tippler دائم الخمر
dead load بار دائم
constant current جریان دائم
permanent magnet اهنربای دائم
eye splice حلقه دائم
direct current جریان دائم
life imprisonment حبس دائم
intermissions غیر دائم
fee simple حق تملک دائم
intermission غیر دائم
tosspot دائم الخمر
steady state حالات دائم
d.c c. motor موتورجریان دائم
d.c. جریان دائم
d.c. motor موتورجریان دائم موتور C.D
obsessions فکر دائم وسواس
tippling دائم الخمر بودن
d.c. reciever گیرنده جریان دائم
maintain watch به گوش بودن دائم
d.c. resistance مقاومت جریان دائم
dynamos مولد جریان دائم
d.c. drive محرکه جریان دائم
grid d.c. جریان دائم شبکه
tipples دائم الخمر بودن
d.c. drive ماشین جریان دائم
d.c. brake ترمز جریان دائم
d.c. cable کابل جریان دائم
d.c. converter مبدل جریان دائم
obsession فکر دائم وسواس
tipple دائم الخمر بودن
dynamo مولد جریان دائم
tippled دائم الخمر بودن
d.c. heating گرمایش جریان دائم
d.c. ammeter امپرمتر جریان دائم
loyalty rebate تخفیف مشتریان دائم
d.c. commponent بخش جریان دائم
loyalty discount تخفیف مشتریان دائم
perpetual motion machine ماشین با حرکت دائم
grid d.c. modulation مدولاسیون جریان دائم شبکه
bowlers مشروب خوارافراطی دائم الخمر
habitual شخص دائم الخمر عادی
high direct voltage فشار قوی جریان دائم
d.c. arc welding converter مبدل جوشکاری جریان دائم
d.c. arc welding generator مولد جوشکاری جریان دائم
bowler مشروب خوارافراطی دائم الخمر
d.c. winding سیم پیچی جریان دائم
tetanize بحالت انقباض دائم دراوردن
have one's nose in a book <idiom> دائم سر توی کتاب داشتن
fuddle دائم الخمر بودن گیج کردن
d.c. series wound motor موتور با سیم پیچی جریان دائم
variable speed d.c. motor موتور جریان دائم با سرعت متغیر
inductive d.c. voltage drop افت ولتاژ جریان دائم القائی
d.c. instrument دستگاه اندازه گیری جریان دائم
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
paramagnetic اجسامی با قابلیت گذردهی یانفوذپذیری بیشتر از یک وخاصیت مغناطیسی دائم
peers of iveland بزرگانی که از میان انها 82تن بطور دائم برای نمایندگی برگزیده می شوند
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
achalasia عدم انبساط عضلات مجاری بدن و باقی ماندن انها در حال انقباض دائم
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
perpetual inventory فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
flooring کف سازی
individualizing تک سازی
individualizes تک سازی
repk lection پر سازی
individualization تک سازی
individuation تک سازی
individualize تک سازی
flection خم سازی
padding له سازی
pavement کف سازی
local anasthesia سر سازی
pavements کف سازی
compaction تو پر سازی
deflexion خم سازی
stylization مد سازی
idolization بت سازی
individualised تک سازی
individualized تک سازی
individualises تک سازی
truncation بی سر سازی
bridgework پل سازی
individualising تک سازی
bridge building پل سازی
retortion کج سازی
retortion خم سازی
equality gate برابر سازی
evisceration تهی سازی
insulates عایق سازی
eversion واژگون سازی
neutralization بی اثر سازی
die making حدیده سازی
neutralization خنثی سازی
insulate عایق سازی
insulating عایق سازی
assimilation درون سازی
die shop حدیده سازی
pacification ارام سازی
emulation نمونه سازی
divestment بی بهره سازی
elution پاکیزه سازی
discolourment بدرنگ سازی
divestiture بی بهره سازی
dwelling construction اپارتمان سازی
dwelling construction خانه سازی
divestiture برهنه سازی
duplexing مضاعف سازی
emulsification امولسیون سازی
enthralment بنده سازی
assimilation همگون سازی
exclusion محروم سازی
fading محو سازی
milling ارد سازی
enrichment غنی سازی
humanization مردمی سازی
dilution رقیق سازی
nationalization ملی سازی
industrialization صنعتی سازی
domestication اهلی سازی
harmonization هم اهنگ سازی
forgery صورت سازی
forgery سند سازی
impregnation ابستن سازی
forgeries صورت سازی
forgeries سند سازی
incavation پوک سازی
inceration موم سازی
immortalization جاوید سازی
heterodyne reception زنه سازی
histogenesis بافت سازی
horology ساعت سازی
hymnography سرود سازی
ichnography زمینه سازی
reductions ساده سازی
reduction ساده سازی
roofing سقف سازی
implementation پیاده سازی
severance جدا سازی
solutions چاره سازی
solution چاره سازی
stripping برهنه سازی
abbreviation کوته سازی
replacements جانشین سازی
replacement جانشین سازی
intensification پر قوت سازی
extinction خاموش سازی
inurement معتاد سازی
invalidation باطل سازی
irksomeness کسل سازی
wearisomeness کسل سازی
abbreviations کوته سازی
separating جدا سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com