English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
court of appeal دادگاه عالی محکمه استیناف
courts of appeal دادگاه عالی محکمه استیناف
Other Matches
court of appeal محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
courts of appeal محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
prohibition حکم خودداری از اقدام قضایی که دادگاه عالی به محکمه تالی میدهد
court of a محکمه استیناف
lord chief justice رئیس کل محکمه استیناف انگلستان
court of appeals دادگاه استیناف
courts of appeal دادگاه استیناف
court of appeal دادگاه استیناف
circuit court دادگاه استیناف
appeal [to] or [for] درخواست [برای] [استیناف در دادگاه]
tribunals دادگاه محکمه
tribunal دادگاه محکمه
forum دادگاه محکمه
forums دادگاه محکمه
disciplinary court دادگاه انتظامی محکمه اداری
united court of customs appeals patent and دادگاه متحد استیناف و امورگمرکی و ثبت اختراعات
superior court دادگاه عالی
general court martial دادگاه عالی نظامی
star chamber دادگاه عالی مدنی وجنایی
quashing نقض رای در دادگاه عالی
reversal نقض رای در دادگاه عالی
reversals نقض رای در دادگاه عالی
hight disciplinary court of judges دادگاه عالی انتظامی قضات
mandamus حکم دادگاه عالی بدادگاه تالی
generals ژنرال امیر ارتش دادگاه عالی تیمسار
general ژنرال امیر ارتش دادگاه عالی تیمسار
r.s.c قوانین مربوط به دادگاه یادیوان عالی معادل supremecourt of rules
procedendo حکم ارجاع مجدد دعوی از محکم عالی به دادگاه تالی
sanhedrim سهندرین :دادگاه وشورای عالی بنی اسرائیل دراورشلیم درزمانهای پیشین
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
advanced level پایه مهارت عالی در سطح عالی
judge advocate دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
discharges مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharge مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
continuance تمدید یا تجدید وقت دادگاه دادگاه را به عنوان تنفس موقتا" تعطیل کردن
prize courts دادگاه مامور رسیدگی به مسائل مربوط به prize بدون رای این دادگاه به مال
transfer of cause احاله امر از یک دادگاه به دادگاه دیگر به علل قانونی
parquet محل نشستن اعضا دادگاه در دادسرامحوطه دادگاه
purging a contempt of court جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
on an even keel <idiom> به ترتیب عالی یا محیطی عالی
manadamus حکم دادگاه بالاتربه دادگاه پایین تر
remanet احاله موضوع از یک دادگاه به دادگاه دیگر
summary court دادگاه اولیه دادگاه پادگانی
writ دستور دادگاه حکم دادگاه
writs دستور دادگاه حکم دادگاه
appeal استیناف
appeals استیناف
appealed استیناف
appealer استیناف دهنده
appealable قابل استیناف
inappellable غیرقابل استیناف
appellable قابل استیناف
unappealable غیرقابل استیناف
appealability قابلیت استیناف
unappealabe غیرقابل استیناف
appellant استیناف دهنده
unappealing غیر قابل استیناف
to lodge an a عرضحال استیناف دادن
inappealable غیر قابل استیناف
repleader درخواست تجدیدنظر استیناف
arrested جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrests جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrest جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
appeals تشبث کردن استیناف دادن
appeal تشبث کردن استیناف دادن
appealed تشبث کردن استیناف دادن
assize محکمه
tribunals محکمه
forum محکمه
forums محکمه
tribunal محکمه
court محکمه
court of first instance محکمه بدایت
judgements حکم محکمه
judgments حکم محکمه
the court above محکمه بالاتر
judgement حکم محکمه
arret حکم محکمه
religious court محکمه شرع
criminal court محکمه جنائی
court of minor offence محکمه خلاف
court of petty offences محکمه خلاف
industrial tribunal محکمه صناعی
police court محکمه خلاف
open court محکمه عمومی
lower court محکمه تالی
docketing دفتر اوقات محکمه
querela دعوی مطروح در محکمه
docketed دفتر اوقات محکمه
probate court محکمه امور حسبی
benches هیات قضات محکمه
bench هیات قضات محکمه
arraignment احضار به محکمه تعقیب
docket دفتر اوقات محکمه
venire faciac حکم احضار به محکمه
dockets دفتر اوقات محکمه
out of court settlement توافق بدون محکمه [حقوق]
docked جای محکوم یازندانی در محکمه
judicial writ نامه رسمی صادره از محکمه
dock جای محکوم یازندانی در محکمه
docks جای محکوم یازندانی در محکمه
right of begin حق مدعی در اغازبیان ادعا در محکمه
pre audience ترتیب تقدم صحبت اصحاب دعوی در محکمه
consultary response نظر محکمه حقوقی درباره یک دعوی خاص
special pleading علم تهیه لوایح دفاعی و طرح ریزی دفاع در محکمه
rogatory احاله رسیدگی به قضیه مطروحه به دادگاهی غیر از محکمه مطروح فیه
swell عالی
swelled عالی
whizbang عالی
swells عالی
top hole عالی
whizzbang عالی
imperial عالی
first-rate عالی
unrivaled عالی
tophole عالی
living end <idiom> عالی
wallies عالی
advanced عالی
wally عالی
nobby عالی
high grade عالی
high عالی
top-notch عالی
brave عالی
plummier عالی
slap-up عالی
par excellence عالی
plummiest عالی
beaut عالی
magnificent عالی
plummy عالی
beautiful عالی
superior عالی
superiors عالی
much عالی
spanking عالی
braved عالی
braver عالی
ripping عالی
braves عالی
lofty عالی
bravest عالی
braving عالی
spankings عالی
supreme عالی
beauts عالی
splendid عالی
superlative عالی
copesetic عالی
super عالی
remarkable عالی
capital عالی
excellent عالی
awesome <adj.> عالی
famous عالی
spiffy عالی
knockouts عالی
knockout عالی
palmary عالی
eximious عالی
copacetic عالی
superbly عالی
superlatives عالی
ripsnorting عالی
great <adj.> عالی
cool <adj.> عالی
sick [British E] <adj.> عالی
wicked <adj.> عالی
superb عالی
first rate عالی
firsthand عالی
immense عالی
highs عالی
highest عالی
advance عالی
advances عالی
braw عالی
exquisite عالی
advancing عالی
level best خیلی عالی
quad density چگالی عالی
much عالی مقام
high toned زیر عالی
magnificently بطور عالی
glad-rags پوشاک عالی
jim dandy چیز عالی
superlatively در درجه عالی
quodlibet نکته عالی
high contrast تغایر عالی
magna cum laude با درجه عالی
advanced course دوره عالی
advance course دوره عالی
stand out برجسته عالی
pooh bah عالی مرتبه
highly بطور عالی
high moral روحیه عالی
supreme فرماندهی عالی
pluperfect خیلی عالی
your excellency جناب عالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com