Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (39 milliseconds)
English
Persian
fortifies
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
Other Matches
castellate
دارای استحکامات کردن
rampart
دارای استحکامات کردن
vallum
دارای استحکامات کردن
castellation
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
fortified
دارای استحکامات
fortified
سنگربندی شده دارای استحکامات
fortified church
[کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
defenses
دفاع کردن استحکامات
defence
دفاع کردن استحکامات
defense
دفاع کردن استحکامات
beef
شکوه وشکایت کردن تقویت کردن
beefed up
شکوه وشکایت کردن تقویت کردن
augmenting
اضافه کردن تقویت کردن
uphold
تقویت کردن تایید کردن
augment
اضافه کردن تقویت کردن
augments
اضافه کردن تقویت کردن
augmented
اضافه کردن تقویت کردن
upholds
تقویت کردن تایید کردن
fort
سنگربندی کردن تقویت کردن
stereophonic
دارای دستگاه تقویت کننده صوت از سه جهت
bolsters
تقویت کردن
amplified
تقویت کردن
reinforce
تقویت کردن
augments
تقویت کردن
intensifies
تقویت کردن
intensifying
تقویت کردن
intensify
تقویت کردن
bolstered
تقویت کردن
sustained
تقویت کردن
sustain
تقویت کردن
edify
تقویت کردن
edifies
تقویت کردن
edified
تقویت کردن
magnifying
تقویت کردن
relayed
تقویت کردن
magnify
تقویت کردن
rallied
تقویت کردن
rallies
تقویت کردن
rally
تقویت کردن
relays
تقویت کردن
bolster
تقویت کردن
relay
تقویت کردن
sustains
تقویت کردن
augment
تقویت کردن
trussing
تقویت کردن
augmentation
تقویت کردن
reenforce
از نو تقویت کردن
undergird
تقویت کردن
corroborating
تقویت کردن
trusses
تقویت کردن
magnified
تقویت کردن
corroborates
تقویت کردن
augmented
تقویت کردن
corroborate
تقویت کردن
augmenting
تقویت کردن
armor
تقویت کردن
amplifies
تقویت کردن
amplify
تقویت کردن
amplifying
تقویت کردن
truss
تقویت کردن
trussed
تقویت کردن
magnifies
تقویت کردن
intensified
تقویت کردن
reinforces
تقویت کردن
corroborated
تقویت کردن
invigorate
تقویت روحی کردن
to re establish ons's health
تقویت مزاج کردن
to establish one's health
تقویت مزاج کردن
backs
پشت را تقویت کردن
back-up
تقویت کردن تقویتی
back up
تقویت کردن تقویتی
back
پشت را تقویت کردن
strengthened
تقویت یافتن تحکیم کردن
strengthen
قوی کردن تقویت دادن
strengthen
تقویت یافتن تحکیم کردن
strengthens
تقویت یافتن تحکیم کردن
strengthened
قوی کردن تقویت دادن
strengthens
قوی کردن تقویت دادن
invigorate
پر زور کردن تقویت شدن
encourages
تقویت کردن پیش بردن
encouraged
تقویت کردن پیش بردن
fuelling
تقویت سوخت گیری کردن
upgrading
پیشرفت دادن تقویت کردن
upgrades
پیشرفت دادن تقویت کردن
fuels
تقویت سوخت گیری کردن
fuelled
تقویت سوخت گیری کردن
fueled
تقویت سوخت گیری کردن
fuel
تقویت سوخت گیری کردن
upgraded
پیشرفت دادن تقویت کردن
encourage
تقویت کردن پیش بردن
upgrade
پیشرفت دادن تقویت کردن
field work
استحکامات صحرایی استحکامات
personate
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
refreshes
نیروی تازه دادن تقویت کردن
prestress
باسیم ومیله اهن تقویت کردن
reinforcing
در حال تقویت کردن یک یکان دیگر
refresh
نیروی تازه دادن تقویت کردن
refreshed
نیروی تازه دادن تقویت کردن
latensify
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
spaced armor
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
curbed
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curb
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbs
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
thread
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporating
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporate
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporates
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
edges
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edge
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
catalyze
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflames
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame
دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishing
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflaming
دارای اماس کردن ملتهب کردن
reenforceŠetc
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
innervate
دارای پی کردن
force augmentation
تقویت یکان اضافه کردن به نیروی یکان
substantivize
دارای ماهیت کردن
indexed
:دارای فهرست کردن
personifying
دارای شخصیت کردن
embrasures
دارای منفذ کردن
gifts
دارای استعداد کردن
indexes
:دارای فهرست کردن
ensoul
دارای روح کردن
freckle
خال دارای کک مک کردن
personified
دارای شخصیت کردن
populate
دارای جمعیت کردن
varnish
دارای فاهرخوب کردن
personifies
دارای شخصیت کردن
embrasure
دارای منفذ کردن
gift
دارای استعداد کردن
hydrogenate
دارای هیدروژن کردن
varnished
دارای فاهرخوب کردن
varnishes
دارای فاهرخوب کردن
hydroxylate
دارای هیدروکسیل کردن
personify
دارای شخصیت کردن
tinkled
دارای طنین کردن
insoul
دارای روح کردن
nationalising
دارای ملیت کردن
transistorize
دارای ترانسیتور کردن
bodies
دارای جسم کردن
nationalize
دارای ملیت کردن
body
دارای جسم کردن
systemize
دارای همست کردن
tooth
دارای دندان کردن
nationalises
دارای ملیت کردن
vitaminize
دارای ویتامین کردن
personalize
دارای شخصیت کردن
tinkle
دارای طنین کردن
fluoridate
دارای فلورید کردن
nationalizing
دارای ملیت کردن
nationalised
دارای ملیت کردن
tinkling
دارای طنین کردن
populating
دارای جمعیت کردن
zigzags
دارای پیچ و خم کردن
zigzagging
دارای پیچ و خم کردن
index
:دارای فهرست کردن
whipstitch
دارای مرز کردن
varnishing
دارای فاهرخوب کردن
tinkles
دارای طنین کردن
zigzagged
دارای پیچ و خم کردن
populates
دارای جمعیت کردن
zigzag
دارای پیچ و خم کردن
potentialize
دارای استعداد کردن
crenellate
دارای کنگره کردن
nitrogenize
دارای نیتروژن کردن
crenelate
دارای کنگره کردن
nationalizes
دارای ملیت کردن
sanitate
دارای لوازم بهداشتی کردن
rehabilitate
دارای امتیازات اولیه کردن
ravines
دارای دره تنگ کردن
rehabilitated
دارای امتیازات اولیه کردن
ravine
دارای دره تنگ کردن
rehabilitating
دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitates
دارای امتیازات اولیه کردن
wigs
دارای گیس مصنوعی کردن
prongs
دارای چنگک یا چنگال کردن
bedevils
دارای روح شیطانی کردن
criss-cross
دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crossed
دارای نقش چلیپایی کردن
wig
دارای گیس مصنوعی کردن
criss-crosses
دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crossing
دارای نقش چلیپایی کردن
flyspeck
دارای لکه مگس کردن
panes
دارای جام شیشه کردن
to p a thing for a person
کسی را دارای چیزی کردن
methodize
دارای روش یاقاعدهای کردن
to p a thing person with athing
کسی را دارای چیزی کردن
granulate
دارای ذرات ریز کردن
reengine
دارای موتور تازه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com