English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
congenial دارای تجانس روحی
congenial <adj.> دارای تجانس روحی
Other Matches
lyophobic دارای عدم تجانس با مایعی که دران پراکنده شده
congruity تجانس
congruence تجانس
congruency تجانس
incongruity عدم تجانس
heterogeny عدم تجانس
assimilable قابل تجانس
dissimilarity عدم تجانس
dissimilarities عدم تجانس
heterogeneity عدم تجانس
incongruities عدم تجانس
incongruence عدم تجانس
disproportion بی قوارگی عدم تجانس
uniform scaling تجانس [هندسه] [ریاضی]
imparity عدم تجانس نابرابری
isotropic scaling تجانس [هندسه] [ریاضی]
heterology عدم تجانس بین اعضای مختلف ناهمگنی اعضاء ازلحاظ ساختمانی
spiritual روحی
intrinsic روحی
psychiatry طب روحی
mental روحی
inanition بی روحی
psychic روحی
spectral روحی
psychical روحی
to raise a ghost روحی راحاضرکردن
obsession عقده روحی
to lay a ghost روحی راناپدیدکردن
anagogy تعالی روحی
panpsychism روحی نگری
analeptic محرک روحی
anagoge تعالی روحی
obsessions عقده روحی
emotional and physical روحی وبدنی
psychotherapy تداوی روحی
psychic force نیروی روحی
supersensible روحی روانی
psychasthenia ضعف روحی
numinous اسرارامیز روحی
inner روحی باطنی
verve سبک روحی
gaiety سبک روحی
psychic force قوه روحی
spiritually معنوی روحی
anagogical وابسته بتعالی روحی
psychic واسطه پدیده روحی
anagogic وابسته بتعالی روحی
to sustain a trauma ضربه روحی خوردن
invigorate تقویت روحی کردن
insalutary تاثیر روحی بد اب و هوا
psycho analysis تجزیه و تجلیل روحی
obsess ایجاد عقده روحی کردن
traumas ضربه روحی روان اسیب
trauma ضربه روحی روان اسیب
to empower somebody به کسی قدرت [روحی] دادن
obsesses ایجاد عقده روحی کردن
obsessed ایجاد عقده روحی کردن
to be shattered [British E] از نظر روحی خرد شدن
to hit rock bottom از نظر روحی خرد شدن
to be devastated از نظر روحی خرد شدن
obsessing ایجاد عقده روحی کردن
to be dashed to the ground از نظر روحی خرد شدن
psychotherapy ortherapeutics معالجه بوسائل روحی یاهیپنوتیزیم
haunt دوستی روحی که زیاد بمحلی امدوشدکند
haunts دوستی روحی که زیاد بمحلی امدوشدکند
syupersubstantial مافق وجود یا جوهر مادی روحی
to walk به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
to haunt به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
orthopsychiatry تداوی روحی اختلالات فکری وروحی اطفال
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
structuralism بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
zombies روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
zombie روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
zombi روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
satyagraha اصطلاح ابداعی گاندی پیشوای نهضت ملی هند برای به کار بردن قدرت روحی به جای خشونت وشدت عمل برای وصول به اهداف سیاسی و اجتماعی
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
glochidiate دارای مو
trilinear دارای سه خط
footy دارای پا
three-legged دارای سه پا
fraught with دارای
iodic دارای ید
three legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
odoriferous دارای بو
feldspathic دارای فلدسپار
haired دارای موی ...
adamantean دارای تلئلو
trinomial دارای سه عبارت
reversioner دارای حق رجوع
hearted دارای قلب ...
short range دارای برد کم
sabulous دارای شن ریزه
sulfureous دارای گوگرد
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
glary دارای تشعشع
reboant دارای واکنش
rattly دارای صدای تق تق
bipartite دارای دوقسمت
binucleated دارای دو هسته
binucleate دارای دو هسته
binuclear دارای دو هسته
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
syntonic دارای بسامدمشابه
binocular دارای دو چشم
bimotored دارای دوموتور
heterogamous دارای مادگی ها
bimorphemic دارای دوشکل
swell butted دارای ته گنده
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
rarely beautiful دارای زیبائی
bimolecular دارای دوملکول
rugose دارای رکه
binaural دارای دو گوش
glanduliferous دارای غد دکوچک
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
short-range دارای برد کم
shelterer دارای حفاظ
arbitrative دارای اختیارحکمیت
spirituous دارای الکل
shoaly دارای جاهای کم اب
artiodactyl دارای سم شکافته
azotic دارای ازت
artiodactylous دارای سم شکافته
spiriferous دارای عضومارپیچی
silicifoeous دارای در کوهی
sonant دارای اهنگ
rifled دارای خان
social minded دارای افکاراجتماعی
stannic دارای قلع
splashy دارای ترشح
sexagenary دارای سن 06 تا96
self abnegating دارای کف نفس
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
fibrinous دارای مودلیفی
strontic دارای استرونیوم
straight line دارای خط مستقیم
bichrome دارای دو رنگ
geniculate دارای زانویی
bicentric دارای دومرکز
floaty دارای اب نشین کم
stannous دارای قلع
staminate دارای جرثومه نر
foliolate دارای برگچه
basined دارای ابگیر
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
aulait دارای شیر
isometrics دارای یک میزان
splash دارای ترشح
splashes دارای ترشح
splashing دارای ترشح
multilineal دارای چندین خط
keyed دارای جاانگشتی
multiflorous دارای بیش از سه گل
multifid دارای چندشکاف
keeled دارای تبر ته
muciferous دارای مخاط
keratinous دارای موادشاخی
kibed دارای شکاف
myrrhic دارای بوی مر
myrrhy دارای بوی مر
isometric دارای یک میزان
nucleate دارای هسته
melodious دارای ملودی
melodic دارای ملودی
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com