Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
runcinate
دارای دندانههای اره مانند
Other Matches
scraggier
دارای دندانههای غیرمنظم
scraggy
دارای دندانههای غیرمنظم
dentelated
دارای دندانههای ریز
dentellated
دارای دندانههای ریز
serrulate
دارای دندانههای فریف
serrulated
دارای دندانههای فریف
scraggiest
دارای دندانههای غیرمنظم
xylocarpous
دارای میوه چوب مانند
mammilary
دارای برامدگیهای پستان مانند
vulviform
دارای شکاف فرج مانند
crutched
دارای تکهای که مانند چلیپاباشد
discifloral
دارای گلهای صفحه مانند
gramineous
علف مانند دارای غلات
sawtooth
دارای دندانه اره مانند
saw toothed
دارای دندانه اره مانند
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
rhizomatous
دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
bicornuate
دارای دوشاخ یا زوائد شاخ مانند
globy
گوی مانند دارای گلولههای ریز
globe like
گوی مانند دارای گلولههای ریز
mooned
دارای نشان هلال ماه مانند
acids
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acid
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
high octane
دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
doughface
دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
chip pocket
شیار دندانههای اره
scabby
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabbiest
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabbier
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
saw doctor
ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
crown wheel
چرخی که دندانههای ان نسبت به سطح ان عمودباشد
peristome
ردیف دندانههای کوچک درپیرامون دهانه خزه ها
jo bolt
نوعی پرچ با دندانههای داخلی متشکل از سه قسمت
pin wheel
درساعت سازی چرخی که دندانههای استوانهای دارد
backing off
عمل تراشیدن یا پخ زدن پشت دندانههای تیغههای فرز
papillary
مانند برامدگی دارای برامدگی
actinoid
دارای شعاع مانند شعاع
pitch line
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
fossiliferous
فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate
لایه مانند ورقه مانند
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
tractor feed
روش وارد کردن کاغذ در چاپگر که سوراخهای لبه کاغذ در دندانههای چاپگر قرار می گیرند تا کاغذ به جلو برود
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
gypsiferous
گچ مانند
aquiform
اب مانند
capitate
مانند سر
fulidal
اب مانند
argillaceous
رس مانند
fluty
نی مانند
argillaceous
گل مانند
similiar
مانند
arundinaceous
نی مانند
goatish
بز مانند
floriform
گل مانند
capillaceous
مانند نخ
plumose
پر مانند
mammilliform
مانند
mammilary
مانند
liplike
لب مانند
lambdoid
مانند
nears
مانند
icily
یخ مانند
nearer
مانند
as
مانند
near
مانند
nearing
مانند
near-
مانند
castellated
دژ مانند
myrtle formed
اس مانند
filiform
نخ مانند
etcetera
و مانند ان
pipelike
نی مانند
inapproachable
بی مانند
plumelike
پر مانند
penniform
پر مانند
encephaloid
مخ مانند
foggier
مانند مه
foggiest
مانند مه
foggy
مانند مه
neared
مانند
nearest
مانند
reedier
نی مانند
tendinous
بی مانند
thready
نخ مانند
tough
پی مانند
incomparable
بی مانند
tougher
پی مانند
toughest
پی مانند
impish
جن مانند
similar
مانند
frothy
کف مانند
threadlike
نخ مانند
inimitable
بی مانند
string
نخ مانند
vide
مانند
without an e.
بی مانند
blotchy
لک مانند
analogue
مانند
etc
و مانند آن
unapproachable
بی مانند
analogues
مانند
unprecedentedly
بی مانند
unprecedented
بی مانند
after the example of
مانند
unequalled
بی مانند
analog
مانند
reediest
نی مانند
simulant
مانند
womanlike
زن مانند
analogous
مانند
feathery
پر مانند
unparalleled
بی مانند
unequaled
بی مانند
and so on
و مانند ان
reedy
نی مانند
unique
بی مانند
anthoid
گل مانند
uniquely
بی مانند
exemplar
مانند مثال
frondose
برگ مانند
crusty
پوسته مانند
froggy
غوک مانند
dreamful
خواب مانند
likened
مانند کردن
likens
مانند کردن
eburnian
عاج مانند
drossy
تفاله مانند
likening
مانند کردن
elephantoid
پیل مانند
dollish
عروسک مانند
disklike
صفحه مانند
glassy
شیشه مانند
disclike
صفحه مانند
spherical
گوی مانند
discoid
صفحه مانند
adenoid
غده مانند
likes
بودن مانند
discoid
قرص مانند
liked
بودن مانند
elfin
مانند جن یا پری
earthy
خاک مانند
frutescent
بوته مانند
owlish
جغد مانند
exemplars
مانند مثال
discoidal
صفحه مانند
discoidal
قرص مانند
mulish
قاطر مانند
owlishly
جغد مانند
rhizomorphous
ریشه مانند
resemble
مانند بودن
finlike
بال مانند
fish like
ماهی مانند
forficate
قیچی مانند
fish tail
مانند دم ماهی
flagelliform
تازیانه مانند
flamy
شعله مانند
flannelly
فلانل مانند
fungoid
قارچ مانند
downy
مانند پر ریز
carroty
زردک مانند
elephantine
پیل مانند
pebbly
ریگ مانند
foliaceous
برگ مانند
foliar
برگ مانند
leaflike
برگ مانند
filoplume
پرنخ مانند
resembled
مانند بودن
fringent
ریشه مانند
felid
گربه مانند
liken
مانند کردن
resembling
مانند بودن
ensample
مانند نظیر
epidermoid
بشره مانند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com