Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 226 (15 milliseconds)
English
Persian
abdominous
دارای شکم بزرگ
gor bellied
دارای شکم بزرگ
Search result with all words
throatier
دارای گلوی بزرگ
throatiest
دارای گلوی بزرگ
throaty
دارای گلوی بزرگ
ranking
دارای مقام بزرگ و عالی رتبه بندی
industrial
دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
big bore
اسلحه دارای کالیبر بزرگ بیش از 220
billhook
نوعی کارد بزرگ که دارای نوک برگشته است
breast drill
نوعی دریل دارای مته بزرگ
great dane
نوعی سگ بزرگ وقوی که دارای پوست نرمی است
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
nasute
دارای منخرین بزرگ
oogamous
دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
pycnic
دارای شکم بزرگ واندام خپله
pyknic
دارای شکم بزرگ واندام خپله
steatopygic
دارای کفل بزرگ
steatopygous
دارای کفل بزرگ
swell butted
دارای کفل بزرگ
swelled head
دارای عقاید بزرگ خود فروش
urceolate
دارای شکم بزرگ و دهانه کوچک
zinjanthropus
شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان اسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی
bustiest
دارای پستانهای بزرگ
busty
دارای پستانهای بزرگ
chesty
دارای سینهی بزرگ
Lori Pambak motif
ترنج لری
[پامبک، این نام از شهری به همین نام در جنوب شهر تفلیس قزاقستان گرفته شده است. طرح دارای دو بال هشت وجهی بزرگ و دو لوزی کوچک در جهت مخالف بوده و زمان آن را به قرن نوزدهم میلادی نسبت می دهند.]
Other Matches
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
swingeing
بزرگ
majestic
بزرگ
adult
بزرگ
gates
در بزرگ
big
بزرگ
wallopings
بزرگ
immane
بزرگ
hugeous
بزرگ
walloping
بزرگ
greatest
بزرگ
great-
بزرگ
megapod
بزرگ پا
bandog
سگ بزرگ
dignified
بزرگ
adults
بزرگ
great
بزرگ
canis major
سگ بزرگ
gross
بزرگ
grossed
بزرگ
grosser
بزرگ
king size
بزرگ
grosses
بزرگ
grossest
بزرگ
biggest
بزرگ
grossing
بزرگ
extra-
بزرگ
nonus
بزرگ
large sized
بزرگ
extras
بزرگ
voluminous
بزرگ
vasty
بزرگ
extra
بزرگ
mightier
بزرگ
large
بزرگ
larger
بزرگ
largest
بزرگ
enormous
بزرگ
mightiest
بزرگ
bigger
بزرگ
mighty
بزرگ
of a large size
بزرگ
egregious
بزرگ
large sized a
بزرگ
doyennes
زن بزرگ
doyenne
زن بزرگ
paternal grandmother
نه نه بزرگ
vast
بزرگ
swith
بزرگ
canis majoris
سگ بزرگ
massive
بزرگ
considerably large
بس بزرگ
massively
بزرگ
full bottomed
بزرگ
eminent
بزرگ
gravest
بزرگ
propylon
در بزرگ
graves
بزرگ
grave
بزرگ
small
بزرگ نه
macro
بزرگ
bulkier
بزرگ
bulkiest
بزرگ
spanking
بزرگ
spankings
بزرگ
magacephalic
بزرگ سر
bulky
بزرگ
gate
در بزرگ
extensive
بزرگ
smaller
بزرگ نه
highs
بزرگ
stour
بزرگ
macrocephalic
بزرگ سر
major
بزرگ
majored
بزرگ
decuman
بزرگ
headman
بزرگ
majoring
بزرگ
long ton
تن بزرگ
majuscule
بزرگ
jumbo
بزرگ
headmen
بزرگ
high
بزرگ
jumbos
بزرگ
highest
بزرگ
smallest
بزرگ نه
majuscular
بزرگ
big bang theory
خرس بزرگ
large-scale
مقیاس بزرگ
large-scale
در مقیاس بزرگ
case knife
چاقوی بزرگ
magnifcation
بزرگ سازی
magnifier
بزرگ ساز
large scale
مقیاس بزرگ
magnifier
بزرگ کننده
big dipper
خرس بزرگ
heavyweights
بزرگ و سنگین
manor
خانه بزرگ
tuba
شیپور بزرگ
tubas
شیپور بزرگ
mainframe
کامپیوتر بزرگ
mainframes
کامپیوتر بزرگ
drum major
طبل بزرگ
edifice
ساختمان بزرگ
land mass
سرزمین بزرگ
edifices
ساختمان بزرگ
chump
تکه بزرگ
heavyweight
بزرگ و سنگین
cataract
ابشار بزرگ
big dippers
خرس بزرگ
sow
شمش بزرگ
cataracts
ابشار بزرگ
sowed
شمش بزرگ
archangel
فرشتهء بزرگ
sows
شمش بزرگ
colossal
بسیار بزرگ
grandpa
پدر بزرگ
grandpas
پدر بزرگ
drum majors
طبل بزرگ
chumps
تکه بزرگ
large scale
در مقیاس بزرگ
mandore
ماندولین بزرگ
big bang
انفجار بزرگ
major planets
سیارات بزرگ
minster
کلیسای بزرگ
monkey wrench
اچارفرانسه بزرگ
bass fiddle
ویلن سل بزرگ
bass drum
طبل بزرگ
equerry
اصطبل بزرگ
biggish
نسبتا بزرگ
equerries
اصطبل بزرگ
heaviest
موج بزرگ
caverns
غار بزرگ
cavern
غار بزرگ
big league
لیگ بزرگ
bronchocele
بزرگ شدگی
grandmothers
مادر بزرگ
master mind
فکر بزرگ
bonefire
اتش بزرگ
megalocephalia
بزرگ سری
megalopolis
بزرگ شهر
mandola
ماندولین بزرگ
caldron
کتری بزرگ
grows
بزرگ شدن
numerous
بزرگ پرجمعیت
largish
نسبتا بزرگ
heavier
موج بزرگ
grow
بزرگ شدن
main frame
کامپیوتر بزرگ
tomes
جلد بزرگ
tome
جلد بزرگ
high treason
خیانت بزرگ
bumpers
چیزخیلی بزرگ
archangels
فرشتهء بزرگ
tycoon
ثروتمند بزرگ
bumper
چیزخیلی بزرگ
mansions
عمارت بزرگ
mansion
عمارت بزرگ
heavies
موج بزرگ
heavy
موج بزرگ
excessive
بسیار یا بزرگ
major epilepsy
صرع بزرگ
capital letter
حرف بزرگ
hauteur
بزرگ منشی
medallions
مدال بزرگ
medallion
مدال بزرگ
major cycle
چرخه بزرگ
major cycle
بزرگ چرخه
tycoons
ثروتمند بزرگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com