English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English Persian
intercommunicate دارای مراوده
Other Matches
intercommunion مراوده
intercourse مراوده معامله
intercommunicate مراوده داخلی داشتن
commercial intercourse معامله یا مراوده بازرگانی
drops انداختن قطع مراوده
drop انداختن قطع مراوده
dropped انداختن قطع مراوده
dropping انداختن قطع مراوده
communication مراوده وسایل ارتباطی
communicate مراوده کردن ارتباط برقرارکردن
communicates مراوده کردن ارتباط برقرارکردن
communicated مراوده کردن ارتباط برقرارکردن
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
footy دارای پا
fraught with دارای
three-legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
bilabiate دارای دو لب
three legged دارای سه پا
glochidiate دارای مو
odoriferous دارای بو
iodic دارای ید
low-spirited دارای روحیه بد
heterogamous دارای مادگی ها
cirrous دارای اویز
polygamous دارای چند زن
chymiferous دارای کیموس
weak sighted دارای چشم کم سو
vivific دارای حیات
pileate دارای کلاهک
cingulate دارای کمربند
bodily دارای بدن
hearted دارای قلب ...
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
rectilinear دارای مسیرمستقیم
low spirited دارای روحیه بد
handy <adj.> دارای مزیت
flabby دارای عضلات شل
hook-nosed دارای بینی کج
pinnular دارای برگچه
wapper jawed دارای ارواره کج
self abnegating دارای کف نفس
pinnular دارای بالچه
overlapping دارای اشتراک
sulfureous دارای گوگرد
haired دارای موی ...
plumose دارای دسته پر
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
backed دارای پشت
equivocal دارای دومعنی
warty دارای زگیل
hook nosed دارای بینی کج
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
divan دارای دوفرفیت
in power دارای اختیارات
musical دارای اهنگ
musicals دارای اهنگ
starchy دارای نشاسته
overbusy دارای کارزیاد
straight line دارای خط مستقیم
accredited دارای اعتبارنامه
capitated دارای سرمجزا
allergic دارای حساسیت به
weak eyed دارای چشم کم سو
preferable دارای رجحان
zygomorphic دارای تقارن
knobby دارای برامدگی
ill neighboured دارای همسایه بد
calcareous دارای کلسیم
superabundant دارای وفور
in force دارای اعتبار
in flower دارای شکوفه
in defect دارای کاستی
isometrics دارای یک میزان
calcic دارای اهک
isometric دارای یک میزان
sexagenary دارای سن 06 تا96
ill neighboured دارای محیط بد
wordy دارای اطناب
zonate دارای مدار
cephalous دارای کله
humous دارای موادالی
bifocals دارای دو کانون
bifocal دارای دو کانون
monogamous دارای یک همسر
windiness دارای باد
hexameter دارای شش وزن
chinned دارای چانه
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
whizzer دارای صدای غژ
divans دارای دوفرفیت
petiolate دارای دمگل
pelliculate دارای پوسته
weighted دارای وزن
alcoholic دارای الکل
alcoholics دارای الکل
palmy دارای نخل
strontic دارای استرونیوم
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
homolographic دارای قرینه
woolly headed دارای سر پشمالو
papillose دارای برامدگی
myrrhic دارای بوی مر
petiolated دارای دمگل
triradiate دارای سه شعاع
trigonous دارای سه زاویه
dichotomous دارای دو بخش
trifoliolate دارای سه نشریه
salaried دارای حقوق
dimorphic دارای دو شکل
tricyclic دارای سه چرخ
entitative دارای وجودخارجی
dimply دارای فرورفتگی
prerogatives دارای حق ویژه
tricuspidate دارای سه لخت
prerogative دارای حق ویژه
trigynous دارای سه مادگی
tristigmatic دارای سه مادگی
pulsatile دارای تپش
reversioner دارای حق رجوع
testate دارای وصیت
synonymous دارای ترادف
formal دارای فکر
tripetalous دارای سه کلبرگ
trinomial دارای سه عبارت
trinary دارای سه متغیر
trinal دارای سه متغیر
trimolecular دارای سه ملکول
trilocular دارای سه حفره
pulsant دارای تپش
quartziferous دارای در کوهی
melodic دارای ملودی
tinctorial دارای ته رنگ
dyslogistic دارای خاطرات بد
reboant دارای واکنش
rarely beautiful دارای زیبائی
energetic دارای انرژی
double tongued دارای دوقول
rattly دارای صدای تق تق
synonymous دارای تشابه
stilted دارای چوب پا
dolose دارای قصدجرم
titlist دارای عنوان
dipteran دارای دو بال
tinct دارای ته رنگ
dipolar دارای دو قطب
tricorn دارای سه شاخ
deadbeat دارای سکون
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
triconered دارای سه گوشه
tricone دارای سه شاخ
melodious دارای ملودی
trichotomous دارای سه قسمت
dipetalous دارای دوگلبرگ
diplopodous دارای هزار پا
triatomic دارای سه اتم
tintinnabulary دارای طنین
ternal دارای سه تغییر
short range دارای برد کم
syntonic دارای بسامدمشابه
crepitant دارای صدای خش خش
univalent دارای یک فرفیت
unipod دارای یک پایه
cretaceous دارای گچ فراوان
unifoliate دارای یک برگ
unifilar دارای یک سیم یا نخ
unidirectional دارای یک جهت
unidirection دارای یک جهت
preemptor دارای حق شفعه
sabulous دارای شن ریزه
vagile دارای تحرک
vagility دارای تحرک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com