English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (3 milliseconds)
English Persian
dropping ژیگ
dropping قطره
dropping چکه
dropping نقل
dropping اب نبات
dropping از قلم انداختن
dropping افتادن چکیدن
dropping رهاکردن
dropping انداختن قطع مراوده
dropping افت
dropping سقوط
dropping کم کردن
dropping فرود
dropping قطره سقوط کردن کم کنید
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping جاگذاشتن حریف
dropping پشت سر گذاشتن حریف دو
dropping بار
dropping چکه سقوط
dropping نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropping یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
dropping دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
dropping خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
dropping محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropping افت سقوط
Other Matches
name-dropping نامیدنافرادمعروفبهسبکغیررسمی
dropping angle زاویه رهایی بمب
dropping funnel قیف چکاننده
dropping tube قطره چکان
dropping angle زاویه پرتاب بمب
dropping ball viscosimeter گرانروی سنج با سقوط گلوله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com