English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
gastrogenic دارای منشاء معدی
gastrogenous دارای منشاء معدی
Other Matches
phytogenic دارای منشاء گیاهی
root of title منشاء سمت در CL فروشنده اراضی بایدترتیب ایادی را ضمن 03سال گذشته در موقع معامله روشن و منشاء سمت مالکیت خود را مشخص کند
gastrogenic معدی
stomachic معدی
gastro hepatic معدی
gastrogenous معدی
gastric معدی
pneumogastric ریوی- معدی
gastro intestinal معدی امعائی
gastrointestinal معدی رودهای
gastrointestinal معدی و رودهای
vagus nerve عصب ریوی-معدی
nervus vagus عصب ریوی-معدی
gastro enteric وابسته به معده وروده معدی امعائی
fountain منشاء
paternity منشاء
origin منشاء
origins منشاء
fountains منشاء
parent منشاء
source منشاء
provenance منشاء
germ ریشه منشاء
germs ریشه منشاء
parent والدین منشاء
cause of claim منشاء دعوی
message source منشاء پیام
data origination سر منشاء داده ها
root of title منشاء مالکیت
source منبع منشاء
fatherhood منشاء اصل
grass roots اجتماع محلی منشاء
logos اصل یا منشاء عقل عالم وجود
cunclude تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
diachrony تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
erastianism سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
owenism اصول عقاید رابرت اون کارخانه دار انگلیس در قرن 91 که شاید بتوان منشاء سوسیالیزم نوینش دانست
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
invisible hand منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
irredentism نهضت استرداد منظور جنبشی است که هدف ان پیوستن قسمتی از اراضی مجاور یک کشورکه اهالی ان به زبان اهالی کشور منشاء نهضت صحبت می کنند به این مملکت باشد
hunting design طرح شکارگاهی [این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
fraught with دارای
footy دارای پا
glochidiate دارای مو
three legged دارای سه پا
three-legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
bilabiate دارای دو لب
fibrinous دارای مودلیفی
weighted دارای وزن
far reaching دارای اثرزیاد
two way دارای دو راه
two handed دارای دو دست
trigonous دارای سه زاویه
trifoliolate دارای سه نشریه
pulsant دارای تپش
tricyclic دارای سه چرخ
pulsatile دارای تپش
deadbeat دارای سکون
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
floaty دارای اب نشین کم
trigynous دارای سه مادگی
tristigmatic دارای سه مادگی
febile دارای حالت تب
triradiate دارای سه شعاع
primiparous دارای یک اولاد
primipara دارای یک اولاد
pseudonymous دارای تخلص
feldspathic دارای فلدسپار
tripetalous دارای سه کلبرگ
prerogatived دارای حق ویژه
trinomial دارای سه عبارت
foliolate دارای برگچه
tungstic دارای تنگستن
trinary دارای سه متغیر
trinal دارای سه متغیر
trimolecular دارای سه ملکول
turpentinous دارای تربانتین
trilocular دارای سه حفره
umbrageous دارای سوفن
undersigned دارای امضاء
woolly headed دارای سر پشمالو
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
pileate دارای کلاهک
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
pinnular دارای برگچه
weak sighted دارای چشم کم سو
weak eyed دارای چشم کم سو
pinnular دارای بالچه
hearted دارای قلب ...
heterogamous دارای مادگی ها
redundant دارای اطناب
humous دارای موادالی
homolographic دارای قرینه
pelliculate دارای پوسته
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
windiness دارای باد
petiolate دارای دمگل
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
whizzer دارای صدای غژ
hexameter دارای شش وزن
deficient دارای کمبود
warty دارای زگیل
wapper jawed دارای ارواره کج
vagility دارای تحرک
vagile دارای تحرک
petiolated دارای دمگل
univalent دارای یک فرفیت
unipod دارای یک پایه
pre emptive دارای حق شفعه
unifoliate دارای یک برگ
unifilar دارای یک سیم یا نخ
unidirectional دارای یک جهت
unidirection دارای یک جهت
preemptor دارای حق شفعه
rifled دارای خان
tricuspidate دارای سه لخت
varietal دارای تنوع
plumose دارای دسته پر
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
haired دارای موی ...
polygamous دارای چند زن
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
vivific دارای حیات
viniferous دارای شراب
glary دارای تشعشع
glanduliferous دارای غد دکوچک
geniculate دارای زانویی
underweight دارای کسروزن
tricorn دارای سه شاخ
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
calcic دارای اهک
calcareous دارای کلسیم
staminate دارای جرثومه نر
hectic دارای تب لازم
bumpiness دارای برامدگی
privileged دارای امتیاز
prurient دارای فکرشهوانی
buckish دارای خوی بز
shelterer دارای حفاظ
bodied دارای بدن
shoaly دارای جاهای کم اب
accentual دارای تاکید
bizonal دارای دومنطقه
stannic دارای قلع
stannous دارای قلع
sexagenary دارای سن 06 تا96
strontic دارای استرونیوم
cirrous دارای اویز
cingulate دارای کمربند
chymiferous دارای کیموس
straight line دارای خط مستقیم
isometric دارای یک میزان
isometrics دارای یک میزان
chinned دارای چانه
cephalous دارای کله
ambivalence دارای دو جنبه
behind دارای پس افت
behinds دارای پس افت
capitated دارای سرمجزا
acetylate دارای ریشهء
acetylize دارای ریشهء
splashy دارای ترشح
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
silicifoeous دارای در کوهی
bichrome دارای دو رنگ
bicentric دارای دومرکز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com