Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
laminal
دارای ورقههای نازک
laminar
دارای ورقههای نازک
Other Matches
thin skinned
دارای پوست نازک
sarmentose
دارای شاخههای نازک وخیمده بالا رونده
continuous forms
ورقههای پیوسته
bead
موج خطی در ورقههای فلزی
beads
موج خطی در ورقههای فلزی
aviation snips
قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
stationery
صفحات چاپگر که یک سری ورقههای طولانی را تشکیل می دهند
radius dimpling
ایجاد گودی در سطح ورقههای فلز توسط ابزارمخروطی شکل ویژهای
relief hole
سوراخی در ورقههای فلزی که تلاقی دو خم را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن میسازد
angle drill
ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
sheet
وسیلهای که به چاپگر وصل میشود تا امکان وارد شدن ورقههای کاغذ به صورت خودکار برقرار شود
nibbler
ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
sheets
وسیلهای که به چاپگر وصل میشود تا امکان وارد شدن ورقههای کاغذ به صورت خودکار برقرار شود
cable weft
پود ضخیم
[بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
sheet
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
sheets
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
decollator
ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
finest
نازک
fine
نازک
slim
نازک
slimmed
نازک
slimmest
نازک
young ice
یخ نازک
attenute
نازک
ethereal
نازک
tinnily
نازک
soft hearted
نازک دل
soft-hearted
نازک دل
fined
نازک
tenuous
نازک
tenderhearted
<adj.>
دل نازک
tender
نازک
tendered
نازک
tenderest
نازک
tendering
نازک
egg shell
نازک
feather edged
لب نازک
fragile
نازک
eggshell
نازک
eggshells
نازک
slims
نازک
thinnest
نازک
frailest
نازک
thinned
نازک
svelt
نازک
thinners
نازک
thin
نازک
tenderhearted
دل نازک
touchiest
دل نازک
touchier
دل نازک
tender hearted
دل نازک
gossamer
نازک
frailer
نازک
papyraceous
نازک
softhearted
نازک دل
thins
نازک
slimming
نازک
perone
نازک نی
touchy
دل نازک
frail
نازک
tender hearted
نازک دل
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
gold leaf
زرورق نازک
cardboard
مقوای نازک
cord
طناب نازک
thin film
لایه نازک
cords
طناب نازک
thin skinned
پوست نازک
small stuff
طناب نازک
d. touch
نازک کاری
d. constitution
وجود نازک
thin skinned
نازک نارنجی
scale board
تخته نازک
radicle
فرعی نازک
thready
نازک چسبناک
patsy
نازک نارنجی
pellicle
پوسته نازک
pellicle
غشاء نازک
lambkino
بچه نازک
squeamishness
نازک طبعی
tenderization
نازک سازی
folia
طبقات نازک
finespun
نازک رشته
fine spun
نازک ریسته
fine draw
نازک کردن
thinly
به طور نازک
thin film
غشای نازک
hairline rule
خط بسیار نازک
verglas
قشر نازک یخ
featheredge
لبه نازک
tenderhefted
دل نازک دل رحیم
feather edge
لبه نازک
extenuate
نازک کردن
tanyphonia
نازک صدایی
folium
طبقه نازک
slat
تخته نازک
rice paper
کاغذ نازک
delicate
نازک بین
shim
بوش نازک
softer
مهربان نازک
thinners
نازک کردن
thinned
نازک شدن
thinner
نازک کننده
thinned
نازک کردن
picksome
نازک نارنجی
thin
نازک شدن
thin
نازک کردن
thinners
نازک شدن
attenuating
نازک کردن
softest
مهربان نازک
thins
نازک شدن
thins
نازک کردن
attenuate
نازک کردن
attenuated
نازک کردن
thinnest
نازک شدن
thinnest
نازک کردن
attenuates
نازک کردن
soft
مهربان نازک
card board
مقوای نازک
joinery
نازک کاری
mull
ململ نازک
spare
نحیف نازک
filmed
پرده نازک
spared
نحیف نازک
film
پرده نازک
finishing
نازک کاری
racking
طناب نازک
slats
تخته نازک
oxide skin
قشر نازک اکسید
thin layer chromatography
کروماتوگرافی لایه نازک
thin film memory
حافظه غشایی نازک
thin walled cylinder
استوانه جدار نازک
attenuates
ضعیف شدن نازک
marline
طناب علفی نازک
attenuating
ضعیف شدن نازک
toile
پارچه کتان نازک
tissue paper
دستمال کاغذی نازک
scruff
پرده نازک غشاء
thin plate battery
باتری صفحه نازک
tin foil
ورق نازک قلع
depositions
سطح با یک لایه نازک
wire
هادی فلزی نازک
thin film circuit
مدار غشایی نازک
touchy
نازک نارنجی حساس
touchiest
نازک نارنجی حساس
seams
رگه نازک معدن
seam
رگه نازک معدن
splint bone
استخوان ساق نازک نی
gauzy
نازک وسوراخ سوراخ
magnetic thin film
غشاء نازک مغناطیسی
masterstrokes
نازک کاری هنری
magnetic thin film
فیلم نازک مغناطیسی
masterstroke
نازک کاری هنری
veneer
لایه نازک چوب
shear thinning
نازک شدن برش
metal foil
ورق نازک فلزی
niminy piminy
نازک نارنجی و ژستی
stave
شیارهای نازک چوب
deposition
سطح با یک لایه نازک
onion skin
یکجور کاغذ نازک
onionskin
کاغذ نازک زرورق
touchier
نازک نارنجی حساس
strip
ماده طولانی نازک
peeling
پارچه لباسی نازک
French stick
قرصدراز نازک نان
attenuate
ضعیف شدن نازک
feathured-edged
لبه نازک شده
fleshings
جامه نازک تن نما
foreign letter paper
کاغذ چاپاری نازک
flat colour
رنگ نازک مستوی
field point
سر تیر بسیار نازک
hair stroke
نازک کاری درخوشنویسی
wires
هادی فلزی نازک
gold leaf
ورقه طلای نازک
attenuated
ضعیف شدن نازک
decollate
جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
shallot
پیاز کوچک لوله نازک
jam nut
نوعی مهره قفلی نازک
delicacies
نازک بینی خوراک لذیذ
delicacy
نازک بینی خوراک لذیذ
pegs
دربالا پهن ودرپایین نازک
peg
دربالا پهن ودرپایین نازک
voile
پارچه نازک لباسی زنانه
fibula
استخوان نازک نی قصبه صغری
elaborateness
نازک کاری استادی در کار
fibulae
استخوان نازک نی قصبه صغری
tinfoil
حلبی ورقه نازک قلعی
fibulas
استخوان نازک نی قصبه صغری
squeamish
سخت گیر نازک نارنجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com