English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
English Persian
bustiest دارای پستانهای بزرگ
busty دارای پستانهای بزرگ
Other Matches
macropterous دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
abdominous دارای شکم بزرگ
throaty دارای گلوی بزرگ
steatopygous دارای کفل بزرگ
throatiest دارای گلوی بزرگ
throatier دارای گلوی بزرگ
steatopygic دارای کفل بزرگ
gor bellied دارای شکم بزرگ
nasute دارای منخرین بزرگ
swell butted دارای کفل بزرگ
chesty دارای سینهی بزرگ
urceolate دارای شکم بزرگ و دهانه کوچک
industrial دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
breast drill نوعی دریل دارای مته بزرگ
pycnic دارای شکم بزرگ واندام خپله
swelled head دارای عقاید بزرگ خود فروش
pyknic دارای شکم بزرگ واندام خپله
big bore اسلحه دارای کالیبر بزرگ بیش از 220
ranking دارای مقام بزرگ و عالی رتبه بندی
billhook نوعی کارد بزرگ که دارای نوک برگشته است
great dane نوعی سگ بزرگ وقوی که دارای پوست نرمی است
zinjanthropus شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان اسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی
oogamous دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
My grandparents are six feet under. <idiom> پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
museum piece آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
Lori Pambak motif ترنج لری [پامبک، این نام از شهری به همین نام در جنوب شهر تفلیس قزاقستان گرفته شده است. طرح دارای دو بال هشت وجهی بزرگ و دو لوزی کوچک در جهت مخالف بوده و زمان آن را به قرن نوزدهم میلادی نسبت می دهند.]
grandparents پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam مادر بزرگ ننه بزرگ
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
swingeing بزرگ
majestic بزرگ
adult بزرگ
gates در بزرگ
big بزرگ
wallopings بزرگ
immane بزرگ
hugeous بزرگ
walloping بزرگ
greatest بزرگ
great- بزرگ
megapod بزرگ پا
bandog سگ بزرگ
dignified بزرگ
adults بزرگ
great بزرگ
canis major سگ بزرگ
gross بزرگ
grossed بزرگ
grosser بزرگ
king size بزرگ
grosses بزرگ
grossest بزرگ
biggest بزرگ
grossing بزرگ
extra- بزرگ
nonus بزرگ
large sized بزرگ
extras بزرگ
voluminous بزرگ
vasty بزرگ
extra بزرگ
mightier بزرگ
large بزرگ
larger بزرگ
largest بزرگ
enormous بزرگ
mightiest بزرگ
bigger بزرگ
mighty بزرگ
of a large size بزرگ
egregious بزرگ
large sized a بزرگ
doyennes زن بزرگ
doyenne زن بزرگ
paternal grandmother نه نه بزرگ
vast بزرگ
swith بزرگ
canis majoris سگ بزرگ
massive بزرگ
considerably large بس بزرگ
massively بزرگ
full bottomed بزرگ
eminent بزرگ
gravest بزرگ
propylon در بزرگ
graves بزرگ
grave بزرگ
small بزرگ نه
macro بزرگ
bulkier بزرگ
bulkiest بزرگ
spanking بزرگ
spankings بزرگ
magacephalic بزرگ سر
bulky بزرگ
gate در بزرگ
extensive بزرگ
smaller بزرگ نه
highs بزرگ
stour بزرگ
macrocephalic بزرگ سر
major بزرگ
majored بزرگ
decuman بزرگ
headman بزرگ
majoring بزرگ
long ton تن بزرگ
majuscule بزرگ
jumbo بزرگ
headmen بزرگ
high بزرگ
jumbos بزرگ
highest بزرگ
smallest بزرگ نه
majuscular بزرگ
big bang theory خرس بزرگ
large-scale مقیاس بزرگ
large-scale در مقیاس بزرگ
case knife چاقوی بزرگ
magnifcation بزرگ سازی
magnifier بزرگ ساز
large scale مقیاس بزرگ
magnifier بزرگ کننده
big dipper خرس بزرگ
heavyweights بزرگ و سنگین
manor خانه بزرگ
tuba شیپور بزرگ
tubas شیپور بزرگ
mainframe کامپیوتر بزرگ
mainframes کامپیوتر بزرگ
drum major طبل بزرگ
edifice ساختمان بزرگ
land mass سرزمین بزرگ
edifices ساختمان بزرگ
chump تکه بزرگ
heavyweight بزرگ و سنگین
cataract ابشار بزرگ
big dippers خرس بزرگ
sow شمش بزرگ
cataracts ابشار بزرگ
sowed شمش بزرگ
archangel فرشتهء بزرگ
sows شمش بزرگ
colossal بسیار بزرگ
grandpa پدر بزرگ
grandpas پدر بزرگ
drum majors طبل بزرگ
chumps تکه بزرگ
large scale در مقیاس بزرگ
mandore ماندولین بزرگ
big bang انفجار بزرگ
major planets سیارات بزرگ
minster کلیسای بزرگ
monkey wrench اچارفرانسه بزرگ
bass fiddle ویلن سل بزرگ
bass drum طبل بزرگ
equerry اصطبل بزرگ
biggish نسبتا بزرگ
equerries اصطبل بزرگ
heaviest موج بزرگ
caverns غار بزرگ
cavern غار بزرگ
big league لیگ بزرگ
bronchocele بزرگ شدگی
grandmothers مادر بزرگ
master mind فکر بزرگ
bonefire اتش بزرگ
megalocephalia بزرگ سری
megalopolis بزرگ شهر
mandola ماندولین بزرگ
caldron کتری بزرگ
grows بزرگ شدن
numerous بزرگ پرجمعیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com