English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (6 milliseconds)
English Persian
talus دامنه تالیوز
Other Matches
subalpine ساکن دامنه کوهستان الپ مربوط به دامنه کوه
tails دامنه
tailed دامنه
tail دامنه
amplitude دامنه
mountainside دامنه
skirted دامنه
skirts دامنه
skirt دامنه
foot دامنه
hillsides دامنه
hillside دامنه
mountainsides دامنه
ranges دامنه
magnitude دامنه
brae دامنه
scope دامنه
slopes دامنه
sloped دامنه
slope دامنه
range دامنه
talus دامنه
ranged دامنه
criteria range دامنه ملاک
discriminating range دامنه افتراق
interval confidence دامنه اطمینان
double amplitude دامنه دوبل
f.of mountain دامنه کوه
maximum amplitude دامنه حداکثر
one tailed test ازمون یک دامنه
frequency response خم دامنه- بسامد
midrange میان دامنه
impluse amplitude دامنه ایمپولز
hill side دامنه تپه
pulse amplitude دامنه تپش
tropic range دامنه استوایی
two tailed test ازمون دو دامنه
vibration amplitude دامنه ارتعاش
total amplitude of oscillation دامنه کل نوسان
tooth flank دامنه دندانه
talus meterial واریزه دامنه
range expression عبارت دامنه
range format قالب دامنه
range name نام دامنه
range of motion دامنه حرکت
range of stress دامنه تنش
response amplitude دامنه پاسخ
restriction of range محدودیت دامنه
talus دامنه سنگلاخی
range دامنه [ریاضی]
flanked دامنه جناح
amplitude modulation مدولاسیون دامنه
amplitude دامنه بزرگی
combe دامنه تپه
hillsides دامنه کوه
hillside دامنه کوه
feet پایین دامنه
am مدولاسیون دامنه
ranges دامنه تغییرات
ranged دامنه تغییرات
range دامنه تغییرات
tolerances دامنه تغییرات
flank دامنه جناح
scope دامنه رسیدگی
flanking دامنه جناح
amplitude of oscillation دامنه نوسان
tolerance دامنه تغییرات
class interval دامنه طبقه
colluvial دامنه کوهی
wave amplitude دامنه موج
audio frequency دامنه شنودپذیری
audibility range دامنه شنودپذیری
amplitude of vibration دامنه ارتعاش
lifted بالارو دامنه بالابری
foothill تپه دامنه کوه
The matter assumed significant proportions. دامنه کار با لاگرفت
semi interquartile range دامنه نیمه چارکی
cylinder skirt حاشیه یا دامنه سیلندر
skirting armor زره دامنه تانک
impluse amplitude دامنه ضربه جریان
double apron fence سیم خاردار دو دامنه
interquartile range دامنه میان چالاکی
tidal range دامنه جذر و مد دریایی
modular range دامنه تغییرات مدول
lifts بالارو دامنه بالابری
lifting بالارو دامنه بالابری
lift بالارو دامنه بالابری
purview دامنه شمول قانون
domain of definition دامنه تعریف [ریاضی]
magnitude of alternating current دامنه جریان متناوب
domain of a function دامنه یک تابع [ریاضی]
foot hill تپه ای که در دامنه کوهی باشد.
sidehill واقع در کنار تپه دامنه
skirt دامنه کوه حومه شهر
ridges پشته تپههای دامنه کوه
ridge پشته تپههای دامنه کوه
neap range دامنه نوسان جزر و مدضعیف
skirted دامنه کوه حومه شهر
skirts دامنه کوه حومه شهر
coves خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
foehn باد خشک وگرم دامنه کوه
daily range of soil temperature دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
damping factor نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
cove خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
infrasound صدایی با توان و دامنه بسیارو فرکانس بسیار کم
stepping قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
step قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
fumarole شکاف دامنه اتش فشان که از ان دود وبخارمتصاعد است
hook's law تغییر شکل یک جسم الاستیک در دامنه الاستیسیته با تنش وارده متناسب است
wave trough نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
omni axial nozzle نازل موتور راکت که میتوانددر دامنه تعیین شده درراستاهای مختلف تنظیم شود
freeware نرم افزاری که در دامنه عمومی قرار دارد و هر کسی بدون پرداخت میتواند از آن استفاده کند
continuous wave امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
wobbulator تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
spring tide جذر و مد با دامنه زیاد حداکثر جذر و مد نهایی دریایی
lithosol خاک کم عمق دامنه کوه ودشت که مرکب از سنگریزه وسنگهای نیمه خاک شده میباشد
damped wave موجی که دامنه ان رفته رفته کاهش میابد
slope of cutting دامنه برش یا سینه برش شیروانی کند
slope of bankment دامنه خاکریز یا سینه خاکریز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com