English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
floating charactep دخشه شناور
Other Matches
floating base ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
floated شناور شدن شناور بودن
iceberg کوه یخ شناور توده یخ شناور
icebergs کوه یخ شناور توده یخ شناور
float شناور شدن شناور بودن
floats شناور شدن شناور بودن
optical character recognition تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری
gull هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
gulls هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
asterisk دخشه
characters دخشه
character دخشه
character generator دخشه زا
asterisks دخشه
blank character دخشه
special character دخشه
special character دخشه ویژه
control character دخشه کنترلی
character reader دخشه خوان
escape charaoter دخشه گریز
optical character دخشه نوری
check character دخشه مقابلهای
magnetic character دخشه مغناطیسی
null character دخشه پوچ
graphic character دخشه نگارهای
gap character دخشه شکاف پر کن
swash دخشه متون
rub out character دخشه پاک کن
forbidden character دخشه ممنوعه
numeric character دخشه عددی
control character دخشه کنترل
compose sequence دخشه ساختگی
character per second دخشه در ثانیه
character density تراکم دخشه ها
character per inch دخشه در اینچ
character based program برنامه دخشه
characters دخشه کاراکتر
character دخشه کاراکتر
blank character دخشه فاصله
character recognition دخشه شناسی
backspace character دخشه پسبرد
coded character دخشه رمزی
characters per second دخشه بر ثانیه
sign character دخشه علامت نما
line feed character دخشه تعویض پذیر
new line character دخشه تعویض سطر
separating character دخشه جدا ساز
illigal character دخشه غیر مجاز
functional character دخشه وفیفه بندی
oversrike چاپ مضاعف دخشه
optical character reader دخشه خوان نوری
cpi Inch Per Character دخشه در اینچ
accuracy control character دخشه یا کاراکتر کنترل دقت
ocr Recognition OpticalCharacter تشخیص نوری دخشه
to kern a letter فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
automatic kerning کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
autokerning کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
to kern کاهش دادن [و تنظیم کردن ] فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
kerning کاهش دادن فضای خالی میان دو حرف معین کاهش فاصله دخشه ها
magnetic ink character recognition تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
floating fundation پی شناور
floaty شناور
drift ice یخ شناور
vessel شناور
buoyant شناور
vessels شناور
bouyant foundation پی شناور
float bridge پل شناور
flying bridge پل شناور
floating شناور
pontoons پل شناور
pontoon پل شناور
floating bridge پل شناور
free swimming شناور
above water <adj.> شناور
float شناور
pack ice یخ شناور
floats شناور
ballcock شناور
ballcocks شناور
floated شناور
nectonic شناور
on the float شناور
afloat شناور
character set دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
dipped electrode الکترود شناور
fluxed electrode الکترود شناور
dipping enamel لعاب شناور
carburetor float شناور کاربراتور
vessels یگان شناور
float test ازمون شناور
dipping varnish لاک شناور
floating mine مین شناور
natatores مرغان شناور
submersible pump پمپ شناور
floating point با ممیز شناور
floating point ممیز شناور
submergible pump پمپ شناور
pontoon bridge پل شناور قایقی
plunger piston پیستون شناور
plunge valve سوپاپ شناور
phytoplankton گیاهان شناور
ice field یخزار یخ شناور
immersion thermometer دماسنج شناور
nekton جانور شناور
levitative شناور در هوا
floating gyro ژایرو شناور
floating grid شبکه شناور
drifting mine مین شناور
oil slicks نفت شناور
float guage اشل شناور
float into position شناور شدن
float valve دریچه شناور
float well چاه شناور
floater جسم شناور
floating aquatics ابزیان شناور
oil slick نفت شناور
floating audress نشانی شناور
zooplankton جانوران شناور
booms دستگاه شناور
floating dock حوض شناور
life bouy رهنمای شناور
floats شناور شدن
pontoon طراده شناور
pontoons اسکله شناور
icebergs توده یخ شناور
pontoons طراده شناور
booming دستگاه شناور
boom دستگاه شناور
float شناور شدن
buoys راهنمای شناور در اب
immersion heaters اب گرم کن شناور
immersion heater اب گرم کن شناور
buoys شناور ساختن
buoys جسم شناور
lifebuoys گوی شناور
vessel یگان شناور
pontoon اسکله شناور
wafts شناور ساختن
boomed دستگاه شناور
wafting شناور ساختن
wafted شناور ساختن
floated شناور شدن
float شناور بودن
floats شناور بودن
waft شناور ساختن
swim شناور شدن
iceberg توده یخ شناور
floated شناور بودن
swims شناور شدن
lifebuoy گوی شناور
buoying شناور ساختن
bay پل رابط در پل شناور
buoyed راهنمای شناور در اب
bayed پل رابط در پل شناور
buoyed شناور ساختن
bouyancy pump پمپ شناور
buoyed جسم شناور
bays پل رابط در پل شناور
buoyed رهنمای شناور
adrift شناور مهارشده
antisurface ضد ناوهای شناور
buoy شناور ساختن
buoy راهنمای شناور در اب
buoying رهنمای شناور
barges تراده شناور
floe تخته یخ شناور
buoying راهنمای شناور در اب
baying پل رابط در پل شناور
buoying جسم شناور
barge تراده شناور
barged تراده شناور
bouyant foundation پایه شناور
buoy رهنمای شناور
plungers پیستون شناور
buoy جسم شناور
plunger پیستون شناور
buoys رهنمای شناور
light buoy راهنمای شناور چراغدار
submersible غوطه ور شناور زیرابی
rafts دسته الوار شناور بر اب
watching mine مین شناور در سطح اب
floats روی اب نگهداشتن شناور
natant شناور یامتحرک دراب
plungers شناور کاربوراتور غوطه ور
popping plug طعمه ماهیگیری شناور
power driven vessel یگان شناور موتوری
short scope buoy بویه شناور قائم
raft دسته الوار شناور بر اب
snagline mine مین با شاخک شناور
plunger شناور کاربوراتور غوطه ور
plunge battery باتری با الکترد شناور
floating rate of exchange نرخ شناور ارز
floating base پایگاه شناور دریایی
floating point ممیز شناور [ریاضی]
popper طعمه شناور ماهیگیری
poppers طعمه شناور ماهیگیری
drift fishing ماهیگیری از قایق شناور
wreck شناور غرق شده
wrecking شناور غرق شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com