Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (11 milliseconds)
English
Persian
interpolate
دخل و تصرف در سند
interpolated
دخل و تصرف در سند
interpolates
دخل و تصرف در سند
interpolating
دخل و تصرف در سند
Search result with all words
arrangement
تصرف
arrangements
تصرف
secure
تصرف کردن گرفتن هدف
secures
تصرف کردن گرفتن هدف
larceny
تصرف غیرقانونی
keeping
تصرف
seizing
تصرف توقیف
waste
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
wastes
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
regain
دوباره تصرف کردن
regained
دوباره تصرف کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
regains
دوباره تصرف کردن
seize
تصرف کردن
seize
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seized
تصرف کردن
seized
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seizes
تصرف کردن
seizes
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
occupation
اشغال تصرف
occupation
تصرف کردن
occupation
حق تصرف
occupation
حقوق و امتیازات ناشیه از تصرف اعیان غیرمنقول
occupation
تصرف
occupations
اشغال تصرف
occupations
تصرف کردن
occupations
حق تصرف
occupations
حقوق و امتیازات ناشیه از تصرف اعیان غیرمنقول
occupations
تصرف
hold
جا گرفتن تصرف کردن
hold
تصرف کردن
holds
جا گرفتن تصرف کردن
holds
تصرف کردن
term
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
termed
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
terming
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
تصرف کردن ربایش
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
تصرف کردن ربایش
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
تصرف کردن ربایش
prescription
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
priorities
سبق تصرف
priority
سبق تصرف
grab
تصرف کردن
grabbed
تصرف کردن
grabbing
تصرف کردن
grabs
تصرف کردن
occupies
تصرف کردن سرگرم کردن
occupies
تصرف کردن
occupy
تصرف کردن سرگرم کردن
occupy
تصرف کردن
occupying
تصرف کردن سرگرم کردن
occupying
تصرف کردن
possess
در تصرف داشتن
possess
تصرف کردن دارا بودن
possesses
در تصرف داشتن
possesses
تصرف کردن دارا بودن
possessing
در تصرف داشتن
possessing
تصرف کردن دارا بودن
eviction
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
evictions
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
dispossess
از تصرف محروم کردن
dispossessed
از تصرف محروم کردن
dispossesses
از تصرف محروم کردن
dispossessing
از تصرف محروم کردن
preoccupies
از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupy
از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupying
از پیش اشغال یا تصرف کردن
deflower
تصرف کردن
deflowered
تصرف کردن
deflowering
تصرف کردن
deflowers
تصرف کردن
conquer
فتح کردن تصرف کردن
conquering
فتح کردن تصرف کردن
conquers
فتح کردن تصرف کردن
abate
غصب یا تصرف عدوانی
abated
غصب یا تصرف عدوانی
abates
غصب یا تصرف عدوانی
abating
غصب یا تصرف عدوانی
catches
ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
restitution
اعاده تصرف
tenure
تصرف
re entry
اعاده تصرف
re-entry
اعاده تصرف
seizure
تصرف
seizures
تصرف
modification
تصرف در معنی
captured
تصرف شده اغتنامی دستگیر شده
occupancy
تصرف
originality
تصرف
possession
تصرف
possession
ید تصرف
tenement
هر چیز قابل تصرف
tenements
هر چیز قابل تصرف
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
acquest
تصرف
chose in action
حق مالکیت نسبت به اموالی که در تصرف فرد نیست
Other Matches
lien
حق تصرف
possessorship
تصرف
right of possession
حق تصرف
lien
حق تصرف وثیقه
come into
تصرف کردن
to come into
تصرف کردن
figuration
ترکیب تصرف
forceble entry and detainer
تصرف عدوانی
seizin
تصرف مطلق
seizin
تصرف املاک
seizor
تصرف کننده
take possession of
تصرف کردن
tenendum
مدت تصرف
tenability
قابلیت تصرف
to take possession of
تصرف کردن
to come to
تصرف کردن
vesture
تصرف اراضی
to get possession of
تصرف کردن
seisin
تصرف املاک
seisin
تصرف مطلق
forcible entry and detainer
تصرف عدوانی
glom on to
تصرف کردن
inhabitancy
تصرف حق سکنی
possessory right
حق تصرف یا مالکیت
prepossession
تصرف قبلی
right of lien
حق تصرف وثیقه
put in possession
تصرف کردن
expropriator
سلب تصرف کننده
forcible de ainer
ضبط یا تصرف عدوانی
mere right
حق مالکیت بدون تصرف
orinality
قوه انشا تصرف
usucaption
تصرف بلا معارض
redisseinsin
اعاده تصرف عدوانی
possession by title of ownership
تصرف به عنوان مالکیت
to hold in fee
تصرف مطلق داشتن در
disseise
تصرف عدوانی کردن
deforce
تصرف غاصبانه کردن
deforce
تصرف عدوانی کردن
disposable income
درامد قابل تصرف
reduction into possession
از قوه به فعل دراوردن تصرف
suppliant
خواهان دعوی اعاده تصرف
tenruial
وابسته بمدت تصرف یااجاره
vested in possession
واگذاری مال تحت تصرف
ejectment
حق تصرف ملک ومطالبه خسارت
personal disposable income
درامد قابل تصرف شخصی
land control operation
عملیات تصرف اماجهای زمینی
lien
حق وصول طلب حق تصرف وثیقه
hold down
برای اثبات مالکیت در تصرف داشتن
hold down
نصرف به عنوان مالکیت تصرف مالکانه
misappropriation of public property
تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
things in possession
اموالی که بالفعل در تصرف شخص هستند
knight service
تصرف مجانی ملک دربرابرخدمت نظامی
p is nine points of the law
تصرف شرط عمده مالکیت است
deflorate
تصرف شده بکارت ازدست داده
feudality
تصرف بشرط خدمت اصول ملوک الطوایفی
lien
حق تصرف مال یا ملکی تاهنگامیکه بدهی وابسته به ان داده شود
copyhold
تصرف زمین بموجب رونوشت صورتی که درمحکمه ارباب تیول تنظیم میش
waste of manor
اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
things in action
اموالی که بالفعل در تصرف شخصی نیستند ولی نسبت به ان ها حقی دارد ومیتواند از طریق طرح دعوی ان ها را مطالبه کند
prior possession
تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
disposable personal income
درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
wife's equity
عبارت است از مقدار مناسب و معقولی ازاثاث البیت و ..... که زن میتواند برای خود و اطفالش نگهدارد و شوهر حق تصرف در ان یا انتقال دادنش راندارد
escheat
حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
use and occupation
عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
reputed owner
در CL تاجرورشکسته مالک اعتباری کلیه اموالی که در تصرف داردتلقی میشود ولو اینکه واقعا" مالک انها نباشد و این از نظر حفظ حقوق غرماء است
to enter
ضبط کردن تصرف کردن
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
hold over
به تصرف ملک ادامه دادن ادامه دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com