English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
oblong دراز پهنا
oblongs دراز پهنا
Other Matches
flatways از پهنا
breadthways از پهنا
narrowest کم پهنا
narrower کم پهنا
narrowed کم پهنا
narrow کم پهنا
width پهنا
amphleness پهنا
expanses پهنا
flatwise از پهنا
expanse پهنا
crossways از پهنا
broad پهنا
crosswise از پهنا
broader پهنا
widthways از پهنا
broadest پهنا
broadways از پهنا
breadth پهنا
mesokurtic میانه پهنا
half width نیم پهنا
cross fall شیب در پهنا
widening اضافه پهنا
chiasma امیزش ازمیان یا از پهنا
carpet width پهنا و عرض فرش
cross section نیمرخ پهنا مقطع موثر
aspect نرخ پهنا به ارتفاع تصاویر پیکس
aspects نرخ پهنا به ارتفاع تصاویر پیکس
flatlings زده شده از طرف پهن اسلحه از پهنا
flatling زده شده از طرف پهن اسلحه از پهنا
facial index نسبت بین پهنا و طول صورت ضرب در عدد صد
soricine موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
oblong دراز
longish دراز
to eke out دراز
to be prolonged دراز
oblongated دراز
to piece out دراز
macro دراز
prolix دراز
toom دراز
oblongs دراز
verbose دراز
longest دراز
longer دراز
longed دراز
long- دراز
long دراز
linear دراز
lengthwise دراز
longs دراز
lengthy دراز
dolichomorphic دراز تن
long headed سر دراز
longheaded دراز سر
lengthens دراز شدن
lengthens دراز کردن
long bill نوک دراز
lanternjaws چانه دراز
pintail اردک دم دراز
long billed نوک دراز
lantern jawed چانه دراز
lengthening دراز شدن
lengthening دراز کردن
elongates دراز شدن
elongating دراز کردن
elongating دراز شدن
lengthen دراز کردن
lengthen دراز شدن
lengthened دراز کردن
lengthened دراز شدن
long bone استخوانهای دراز
long eared گوش دراز
longeval دراز عمر
long term دراز مدت
long wind دراز نفسی
proboscises پوزه دراز
codlin یکجورسیب دراز
proboscis پوزه دراز
at full length دراز کشیده
longhead کله دراز
blue moon زمان دراز
couchant دراز کشیده
long shunt شنت دراز
long run دراز مدت
inductile دراز نشو
ileum روده دراز
oblonated دراز :درازنا
elongation دراز شدگی
long necked گردن دراز
long range دراز مدت
tender fleshed cherry گیلاس دم دراز
morella cherry گیلاس دم دراز
codling یکجورسیب دراز
elongates دراز کردن
extend دراز کردن
long life عمر دراز
long-life عمر دراز
drag on <idiom> دراز کردن
far fetched دور و دراز
far-fetched دور و دراز
long-time دراز مدت
long-drawn-out دور و دراز
verbalization دراز گویی
to stretch out دراز کردن
narrow دراز وباریک
narrowed دراز وباریک
long winded دراز نفس
wader مرغ دراز پا
string چسبناک دراز
long term <adj.> دراز مدت
long run [American E] <adj.> دراز مدت
long-term دراز مدت
longer-term دراز مدت
in the long run در دراز مدت
long-winded دراز نفس
narrower دراز وباریک
narrowest دراز وباریک
gangling طولانی و دراز
protract دراز کردن
stretched دراز کردن
snipe نوک دراز
sniping نوک دراز
stretch دراز کردن
sniped نوک دراز
lanky دراز وباریک
weedy دراز و باریک
snipes نوک دراز
prolixity دراز نویسی
streek دراز کردن
stretches دراز کردن
longevity دراز عمری
elongate دراز شدن
elongate دراز کردن
prolongate دراز کردن
ringtail تلیله نوک دراز
scoldpaceous مانند نوک دراز
long term memory حافطه دراز مدت
reach دراز کردن دست
rangy ولگرد پا دراز و لاغر
long horned grasshopper ملخ شاخک دراز
long necked flask بالن گردن دراز
prolate دوک وار دراز
longevous دارای عمر دراز
orangutan بوزینه دست دراز
scolopax جنس نوک دراز
orangoutang بوزینه دست دراز
daddy-long-legs بابا لنگ دراز
secular trend روند دراز مدت
tractile لوله شو دراز شدنی
to make old bones عمر دراز کردن
mygale موش پوزه دراز
kick around <idiom> دراطراف دراز کشیدن
long haul <idiom> مسافت دراز یا سفرکردن
paidle یکجوربیل دسته دراز
longhorn گوسفند شاخ دراز
proboscis monley بوزینه دراز بینی
porrect دراز کردن جلوگذاردن
longhorn گاو شاخ دراز
longicorn دارای شاخک دراز
to live a long life عمر دراز کردن
long-lived دراز عمر معمر
chaise longue نوعی نیمکت دراز
tusk دندان دراز وتیز
tusks دندان دراز وتیز
mongooses میمون پوزه دراز
spindles دراز و باریک شدن
toboggan سورتمه دراز و باریک
toboggans سورتمه دراز و باریک
spindle دراز و باریک شدن
verbosity دراز نویسی پرگویی
longer-term دوره دراز مدت
long-term دوره دراز مدت
tirades سخنرانی دراز وشدیداللحن
chaises longues نوعی نیمکت دراز
long lived دراز عمر معمر
long lived دارای عمر دراز
verbose دراز نویس درازگو
abusive ناسزاوار زبان دراز
mongoose میمون پوزه دراز
windbags نطاق روده دراز
windbag نطاق روده دراز
chatterboxes ادم روده دراز
chatterbox ادم روده دراز
interminably بطور بسیار دراز
tirade سخنرانی دراز وشدیداللحن
repose دراز کشیدن غنودن
orang-outans یکجوربوزینه دراز دست
johnboat قایق دراز و باریک
ileac وابسته به روده دراز
hatchet face صورت دراز وباریک
godwit نوک دراز ابی
grallatorial وابسته به دراز پایان
lanternjaws ارواره دراز و لاغر
gibbons میمون دراز دست
ileitis اماس روده دراز
gibbon میمون دراز دست
ileal وابسته به روده دراز
weeding دراز و لاغر پوشاک
weeded دراز و لاغر پوشاک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com