English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
fluviomarine درست شده رودخانه ودریا
Other Matches
terraqueous شامل خشکی ودریا
afflux خیزاب بالاامدن سطح اب رودخانه بوسیله کاهش عرض رودخانه
affluent رودخانه ای که به داخل رودخانه بزرگتر یا دریاچه بریزد.
up the river سوی سر چشمه رودخانه بطرف بالای رودخانه
liman خلیج مصب رودخانه مدخل رودخانه
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
and تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
conjunction تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
conjunctions تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
either or operation تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
temper درست ساختن درست خمیر کردن
judiciousness قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone <idiom> درست مثل کسی بودن [درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
rivers رودخانه
glaciers رودخانه یخ
glacier رودخانه یخ
rever رودخانه
river clay گل رودخانه
river رودخانه
river line خط رودخانه
river gravel شن رودخانه
levee کناره رودخانه
headwater بالادست رودخانه
lethe اب رودخانه بزرخ
stethe ساحل رودخانه
along the river درامتداد رودخانه
upstream بالای رودخانه
water system رودخانه و شعبات ان
riverward بطرف رودخانه
riverine سواحل رودخانه
the river karoon رودخانه کارون
riverbed بستر رودخانه
river profile نیمرخ رودخانه
river mouth دهانه رودخانه
river line خط ساحل رودخانه
riparian ساحل رودخانه زی
river trip مسافرت رودخانه ای
river trip گردش رودخانه ای
potamology مبحث رودخانه ها
ostiary دهانه رودخانه
the karoon river رودخانه کارون
alpheus رب النوع رودخانه
streams رودخانه ابراهه
low water فروکش اب رودخانه
euphrates رودخانه فرات
conferva علف رودخانه
by water از راه رودخانه
bottom ice یخ کف دریاچه یا رودخانه
bight پیچ رودخانه
river banks ساحل رودخانه
strand لایه رودخانه
strands لایه رودخانه
an open river رودخانه باز
streamed رودخانه ابراهه
river beds بستر رودخانه
river bed بستر رودخانه
river bank ساحل رودخانه
fork of ... river شاخه رودخانه ...
head stream سرچشمه رودخانه
stream رودخانه ابراهه
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
spanning پل زدن روی رودخانه
span پل زدن روی رودخانه
riverain ساکن ساحل رودخانه
spanned پل زدن روی رودخانه
spans پل زدن روی رودخانه
ferryboat قایق عبور از رودخانه
upstream بالادست جریان رودخانه
keelboat قایق پهن رودخانه
ferryboats قایق عبور از رودخانه
styx رودخانه عالم اسفل
sluggish stream رودخانه با جریان کند
river bed level تراز بستر رودخانه
excavation in river bed خاکبرداری در بستر رودخانه
levee دیواره ساحلی رودخانه
eyot جزیره کوچک در رودخانه
fluvial زیست کننده در رودخانه
fluviatic پیداشده رودخانه رودخانهای
keelboatman کرجی بان رودخانه
interamnian واقع در میان دو رودخانه
inland navigation کشتی رانی در رودخانه ها
forced crossing عبور اجباری از رودخانه
head water قسمت بالادست رودخانه
head water بالای رودخانه بالارود
naiad حوری موجددریاچه رودخانه
near bank ساحل نزدیک رودخانه
river basin ابگیر یا حوضه رودخانه
riparian حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
bank effect اثر کناره رودخانه
riparian وابسته بکنار رودخانه
basin area حوزه ابریز رودخانه
upstream مخالف جریان رودخانه
basin حوزه رودخانه ابگیر
basins حوزه رودخانه ابگیر
bayou شاخه فرعی رودخانه
deliberate crossing عبور با فرصت از رودخانه
niagara رودخانه و ابشار نیاگارا
hasty crossing عبور تعجیلی از رودخانه
white water ابشارهای کوتاه رودخانه
chutes شیب تند رودخانه
chute شیب تند رودخانه
haugh زمین رسوبی کنار رودخانه
whitewater racing مسابقه در مسیر اشفته رودخانه
strath بستر پهن مسیر رودخانه
navigation river رودخانه قابل کشتی رانی
summer bed of a river بستر تابستانی رودخانه مسیل
he put me across the river مرا بدانسوی رودخانه برد
palisade صخرهء مشرف بر رودخانه محجر
cess سرازیری کنار رودخانه وغیره
detritus مواد خردوریز محمولات اب رودخانه
palisades صخرهء مشرف بر رودخانه محجر
hurst جای کم عمق در رودخانه یا دریا
river forcasting پیش بینی جریان رودخانه
to fall down the river باجریان رودخانه حرکت کردن
to clean arives رودخانه ایی را لاروبی کردن
bed building stage of river تراز سطح متوسط اب رودخانه
fluviatile نهری زندگی کننده در رودخانه
fairways قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
staff gauge اشل اندازه گیری ارتفاع اب رودخانه
fairway قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
dragsman لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
rhenish شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
fluviograph الت سنجش افت وخیزاب رودخانه
fluviometer الت سنجش افت وخیزاب رودخانه
ice mining انفجار یخ رودخانه یا دریاچه ها به وسیله مین
holm زمین مسطح وپست نزدیک رودخانه
riffled کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
watersheds منطقهای که اب دریا یا رودخانه را پخش وتقسیم میکند
gorge portion محل مناسب برای ایجاد سد دربستر رودخانه
wharf لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
wharfs لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
wharves لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
The teo countries are separated by this river. این رودخانه دو کشور را از یکدیگه جدامی کند
riparian rights حقوق خاصه مالکین خریم رودخانه ها و انهار
watershed منطقهای که اب دریا یا رودخانه را پخش وتقسیم میکند
riffling کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
riffles کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
How long is the River Nile? طول وعرض رودخانه نیل چقدر است ؟
effective snow melt برف ذوب شده موثر در جریان رودخانه
live lining ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
camp-shedding [پایه ها و تخته های روی ساحل رودخانه]
logjam انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
riffle کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
riparian law قوانین مربوط به اعیان واموال موجود در اطراف رودخانه
estacade سدی که ازتیرهاوپایههای چوبی در رودخانه یادریابرای بستن راه
sandbar جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
holm جزیره کوچکی میان رودخانه با دریاچه ویانزدیک خشکی
bank protection حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
base flow مقدار جریان ابی که رودخانه در حالت غیرسیلابی دارد
gauging station ایستگاه اندازه گیری سرعت وعمق اب در کانال یا رودخانه
nilometer الت خود نگارودرجه داربرای سنجش بلندی اب رودخانه
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
alluviation رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
ferrybridge کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
gauging section مقطعی از کانال یا رودخانه که عمق اب یا سرعت اب اندازه گیری میشود
acheval ارتشی که جناحش در اثرمانعی مانندباتلاق یا رودخانه از ان دورو مجزا باشد
estuaries دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
estuary دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
terrigenous تشکیل شده بوسیله عمل سایش رودخانه وجریان اب خاکزاد
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
caisson اطاقکی که جهت دستیابی به بستر رودخانه به سمت پایین گودبرداری میشود
water hole سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
snag boat کشتی بخاری کوچک که با ان بستر رودخانه هارا ازموانع پاک می کنند
The Pied Piper of Hamelin نی نواز هاملن [با نوازش موشها را تلسم میکرد و به رودخانه میبرد غرق شوند]
The Pied Piper of Hamelin فلوت زن رنگارنگ هاملن [با نوازش موشها را تلسم میکرد و به رودخانه میبرد غرق شوند]
ferryboat قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
ferryboats قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
ferrying گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferried گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferries گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferry گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
period of concentration در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com