Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
double out
درو جفتی ازوسط خرک تا انتهای ان
Other Matches
double in
درو جفتی از انتهای خرک تا وسط ان
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
crosswise
ازوسط
crossways
ازوسط
thru
ازوسط
sags
ازوسط خم شدن
across
ازمیان ازوسط
sag
ازوسط خم شدن
sagged
ازوسط خم شدن
vertical
سیگنال بیان کننده انتهای آخرین شیاردر انتهای صفحه نمایش
eot
maker Tape Of End نشانگر انتهای نوار Transmission Of End انتهای مخابره
placental
جفتی
circling
جفتی
didymous
جفتی
correlative
جفتی
circles
جفتی
trijugous
سه جفتی
leg circle
جفتی
circled
جفتی
circle
جفتی
parity
جفتی
pudicity
بی جفتی
binate
جفتی
double organs
اندامهای جفتی
flank circle
جفتی خرک
double arch
قوس جفتی
bitts
موت جفتی
binary
جفتی مضاعف
d. star
ستاره جفتی
method of paired comparisons
روش مقایسههای جفتی
paired comparisons method
روش مقایسه جفتی
lappets
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
worded
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
double-back bench
نیمکت جفتی
[پشت به پشت یا یک ردیفه]
logic seeking
انتهای خط وط
end of line
انتهای خط
loose ends
انتهای شل هرچیزی
cow's tail
انتهای طناب
end of record
انتهای مدرک
flukes
انتهای دم نهنگ
end of reel
انتهای حلقه
loose end
انتهای تاریانخ
fluke
انتهای دم نهنگ
loose ends
انتهای تاریانخ
loose end
انتهای شل هرچیزی
returns
نشانههای انتهای خط
returning
نشانههای انتهای خط
returned
نشانههای انتهای خط
baselines
خط انتهای زمین
batang son
انتهای کف دست
baseline
خط انتهای زمین
end of file
انتهای فایل
end of form
انتهای ورقه
drill tang
انتهای مته
end of file
انتهای پرونده
end of line
انتهای سطر
end of massage
انتهای پیام
end of medium
انتهای رسانه
end of message
انتهای پیام
dead burned
انتهای اشتعال
bitter end
انتهای درد
end of transmission
انتهای مخابره
return
نشانههای انتهای خط
cable tail
انتهای سیم
pipehead
انتهای خط لوله
rear court
انتهای زمین
depth
انتهای پرز
end of volume
انتهای جلد
baseline
خط انتهای زمین والیبال
baseline
خط انتهای زمین تنیس
swan neck
انتهای خمیده لوله
finish
انتهای فرآیند یا تابع
ends
کد نشان دهنده انتهای خط
loops
درو در انتهای خرک
finishes
انتهای فرآیند یا تابع
looped
درو در انتهای خرک
end
کد نشان دهنده انتهای خط
thereis no end to it
انتهای برای ان نیست
baselines
خط انتهای زمین تنیس
baselines
خط انتهای زمین والیبال
backstop
حصار انتهای زمین
ended
کد نشان دهنده انتهای خط
ST connector
اتصالی در انتهای فیبرنوری
cable
اتصال در انتهای کامل
cabled
اتصال در انتهای کامل
saphead
انتهای نقب نظامی
end of data marker
نشانگر انتهای داده ها
baseliner
بازیگر انتهای زمین
riblet
انتهای دنده گوسفند
loop
درو در انتهای خرک
formee
دارای انتهای مربع
end of tape marker
نشانگر انتهای نوار
end of tape mark
نشان انتهای نوار
flip turn
برگشت انتهای استخر
eom
انتهای پیام essage
furnace discharged end
انتهای تخلیه کوره
end of tape marker
علامت انتهای نوار
etb
انتهای بلاک مخابره
head
انتهای میز بیلیارد
sink
دریافت انتهای خط ارتباتی
sinks
دریافت انتهای خط ارتباتی
end of file mark
نشان انتهای پرونده
nock
شکاف انتهای کمان
end of job card
کارت انتهای کار
end of transmission block
انتهای بلاک مخابره
palmate
دارای انتهای پهن
ends
کد نشان دهنده انتهای رکورد
trailing edge
انتهای تیغه پروانه موتوروغیره
end
کد نشان دهنده انتهای رکورد
baseline game
بازی در انتهای زمین تنیس
tin-plated tails
سیم ها با انتهای روکشدار حلبی
final
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
finals
رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
beam ends
انتهای قسمت عقبی کشتی
ended
کد نشان دهنده انتهای رکورد
beam-ends
انتهای قسمت عقبی کشتی
bitter end
انتهای طناب یا زنجیر قایق
croup
انتهای خرک نزدیک ژیمناست
split end
گیرنده توپ در انتهای خط جبهه
double ender
تخته موج با دو انتهای یک شکل
subulate
دارای نوک یا انتهای تیز
departure end
انتهای محوطه دویدن هواپیما
tip-top
حلقه انتهای چوب ماهیگیری
closure of horizon
انتهای دورافق بستن دور افق
draw play
ضربه عمدی با انتهای گوی گلف
queued
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queues
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
perfection loop knot
نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
fundus
قاعده عمق ویا انتهای هر عضومجوفی
dead end
انتهای بسته لوله اب یا مجرا بن بست
dead ends
انتهای بسته لوله اب یا مجرا بن بست
net shot clear
ضربه بلند از لب تور به انتهای زمین
head board
تختهای که در انتهای فوقانی چیزی گ ذارند
queue
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
period
آمریکا # علامت چاپ در انتهای متن .
terminal tackle
راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
periods
آمریکا # علامت چاپ در انتهای متن .
queueing
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
capel
سرپوش فلزی انتهای کابلهای فولادی
tailfly
طعمه گره خورده به انتهای نخ ماهیگیری
bayonet exhaust pipe
قسمت پهن انتهای لوله اگزوز
butt ending
ضربه غیر مجاز با انتهای چوب
twice laid
ساخته شده از انتهای رشتههای طناب
anti propeller end
انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
terminal rig
طعمه راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
timberhead
انتهای تیر کشتی که طناب بدان اویزند
blade butt
انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
acroter
انتهای پایهء مجسمه کنگرههای زینتی عمارات
boundaries
علامتی که ابتدا و انتهای فایل را مشخص میکند
tailed
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام
enter
کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
toggle
میله عرضی انتهای زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان
appendix
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
tail
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام
toggles
میله عرضی انتهای زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان
boundary
علامتی که ابتدا و انتهای فایل را مشخص میکند
markers
کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
entered
کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
hemline
لبه انتهای تحتانی لباس وپیراهن وکت
hemlines
لبه انتهای تحتانی لباس وپیراهن وکت
enters
کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
marker
کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
appendixes
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
tails
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام
deque
یک صف دو سر که امکان درج و حذف را در هر دو انتهای لیست به وجود می اوردردیف
head space
فاصله بین پیشانی جنگی گلنگدن و انتهای لوله
tag
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
end bulb
انتهای اعصاب در پوست یا مخاط که به ان endcopuscle نیز می گویند
crosshead
لوله انتهای میل لنگ یاپیستون موتور بخار
tags
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
balance
روش اطمینان یافتن از هم سطح بودن در انتهای دو ستون
terminator
موضوعی در لیست داده که انتهای فایل را نشان میدهد
balances
روش اطمینان یافتن از هم سطح بودن در انتهای دو ستون
tuck
چین دادن یاجمع کردن انتهای طناب توگذاشتن
products
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد
ended
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده
ends
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده
tucks
چین دادن یاجمع کردن انتهای طناب توگذاشتن
end
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
end
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده
semicolon
که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد.
product
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد
line flyback
اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
tucking
چین دادن یاجمع کردن انتهای طناب توگذاشتن
lamb's tongue
[کاهش تدریجی نرده پله ها شبیه انتهای زبان]
ends
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
ended
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
reciprocal border
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
harder
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
hard
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
flyback
اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
horizontal
حرکت نشانه گر در صفحه نمایش کامپیوتر از انتهای یک خط به ابتدای بعدی
wraparound
حرکت نشانه گر در صفحه تصویری کامپیوتر از انتهای یک خط یا شروع خط بعد
PCMCIA
- سوزنی که در انتهای کارت PCMCIA درون حفره آن قرار دارد
hardest
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
pave
[صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
curved weft
[انتهای نخ پودی که به زیر تارهای انتهایی خم شده و محکم می گردد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com