English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (14 milliseconds)
English Persian
outfox در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxed در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxes در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxing در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
Other Matches
cuirass زره سینه وپشت
pigtail گیسوی بافته وپشت سر انداخته
pigtails گیسوی بافته وپشت سر انداخته
ventrodorsal وابسته به شکم وپشت بطنی فهری
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
arm wrestling مچ اندازی
wrist wrestling مچ اندازی
filling اب اندازی
fillings اب اندازی
diving اب اندازی
exspuition تف اندازی
expectoration تف اندازی
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
gunfire تیر اندازی
starting راه اندازی
moulting پوست اندازی
shading سایه اندازی
moulting شاخ اندازی
bootstrap خودراه اندازی
firing توپ اندازی
sputtering بیرون اندازی
boot راه اندازی
dockage حق بار اندازی
launghing براه اندازی
contortion ازشکل اندازی
contortions ازشکل اندازی
inbreak دست اندازی
glaziery جام اندازی
actuation بکار اندازی
encroachments دست اندازی
gunshot تیر اندازی
gunshots تیر اندازی
molt پوست اندازی
trapping بدام اندازی
trapping در تله اندازی
basket dam بندسله اندازی
triggering راه اندازی
leg pull دست اندازی
lead work جام اندازی
lead work شیشه اندازی
sortition قرعه اندازی
abortions بچه اندازی
abortion بچه اندازی
supersedure تعویق اندازی
chrematistics علم پس اندازی
snash دست اندازی
extrajection برون اندازی
start up راه اندازی
ejection بیرون اندازی
ecdysis پوست اندازی
encroachment دست اندازی
sortition پشک اندازی
postponements تاخیر اندازی
postponement تاخیر اندازی
trap در تله اندازی
cannonry توپ اندازی
trigger راه اندازی
triggered راه اندازی
triggers راه اندازی
cannonade توپ اندازی
shadow ball تمرین گوی اندازی
to load off بار اندازی کردن
start button تکمه راه اندازی
impinge دست اندازی کردن
to lay a wager دست اندازی کردن
to set intrigues on foot پشت سر هم اندازی کردن
start up disk دیسک راه اندازی
skish مسابقه قلاب اندازی
tournament casting مسابقه قلاب اندازی
resets راه اندازی مجدد
reset راه اندازی مجدد
soft start راه اندازی نرم
igniter switch کلید راه اندازی
drainage خشک اندازی فاضلاب
encroach دست اندازی کردن
starting current جریان راه اندازی
encroached دست اندازی کردن
releasing mechanism مکانیسم راه اندازی
reboot راه اندازی مجدد
encroaches دست اندازی کردن
driver برنامه راه اندازی
boot خود راه اندازی
operating handle دستگیره راه اندازی
casting روش قلاب اندازی
self assertion خودرا جلو اندازی
encroach دست اندازی کردن
starting torque کشتاور راه اندازی
starting lever اهرم راه اندازی
starting motor موتور راه اندازی
starting position وضعیت راه اندازی
starting power توانایی راه اندازی
starting power قدرت راه اندازی
starting procese فرایند راه اندازی
starting time زمان راه اندازی
upcast بالا اندازی تاه کش
drivers برنامه راه اندازی
gabion سله اندازی گابیون
boot record رکورد راه اندازی
cold boot راه اندازی سرد
cockfight جنگ اندازی خروس ها
ectuating switch سوئیچ راه اندازی
cockfights جنگ اندازی خروس ها
attemptable قابل دست اندازی
glazing شیشه بری جام اندازی
device driver برنامه راه اندازی دستگاه
offhand position حالت ایستاده در تیر اندازی
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
starting winding سیم پیچی راه اندازی
drayage هزینه بارگیری وبار اندازی
sagittary سهمی وابسته به تیر اندازی
master boot record رکورد راه اندازی اصلی
system reset راه اندازی مجدد سیستم
cold starting راه اندازی در حالت سرد
innate releasing mechanism مکانیسم راه اندازی فطری
instant start lamp لامپ با راه اندازی در حالت سرد
to bring a bout by intrigue بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
centrifugal starting switch سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
hardware reset باز راه اندازی سخت افزاری
grid current starting point نقطه راه اندازی جریان شبکه
navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
pie alley مسیر اسان برای گوی اندازی
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
servomechanism مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
offense توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
dartboard صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
dartboards صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
surfcasting rod چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
to take a pot shot [pot shots] at somebody [something] به کسی [چیزی] مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
gun-loop [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
sysop فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
poker work نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
pyrography نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
air man کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
practice plug وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
compressor bleed air هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
warm boot فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
reset سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
resets سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
seam bowler توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
seamer توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
swing bowler توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
To quibble and equivocate. پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
boot اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
machine کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machines کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machined کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
icos System OutputControl/Input مجموعه استانداردی از روالهای ورودی و خروخی که برای راه اندازی و کنترل فرایندورودی و خروجی طراحی شده است
kilim [glim] گلیم [زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
spin bowler توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
startup disk فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود
set the score افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
darts پیکان اندازی 2 نفره یا 4 نفره با 3 پیکان در هربار برای هر نفر از مسافت 8 یا 9 متر
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
playing بازی
partie بازی
plain dealing بازی
watermanship اب بازی
play بازی
openness بازی
clearance بازی
solitaire تک بازی
played بازی
patulousness بازی
action بازی
actions بازی
solitaires تک بازی
basic بازی
falconine بازی
sportiveŠetc بازی کن
dibasic دو بازی
slackness بازی
fun بازی
homes بازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com