Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
luxation
در رفتگی استخوان
Search result with all words
strain
در رفتگی یاضرب عضو یا استخوان اسیب
strains
در رفتگی یاضرب عضو یا استخوان اسیب
luxation
در رفتگی مفصل استخوان
Other Matches
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
green stick
شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy
برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
zygoma
استخوان قوس وجنه استخوان گونه
astragalus
استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
syynostosis
ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
periosteum
پوشش استخوان ضریع استخوان
ischium
استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
condyle
مهره استخوان- برامدگی استخوان
occiput
استخوان قمحدوه استخوان پس سر
depression
تو رفتگی
paddywhack
از جا در رفتگی
depressions
تو رفتگی
shrinkage
اب رفتگی
undermining by water
اب رفتگی کف
intromission
تو رفتگی
indent
تو رفتگی
indenting
تو رفتگی
indents
تو رفتگی
dents
تو رفتگی
dent
تو رفتگی
dented
تو رفتگی
denting
تو رفتگی
erosion
رفتگی
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
protrusion
پیش رفتگی
dint
تو رفتگی گودی
jut
پیش رفتگی
ire
از جادر رفتگی
juts
پیش رفتگی
jutted
پیش رفتگی
chafing
پوست رفتگی
chafes
پوست رفتگی
chafe
پوست رفتگی
dint
تور رفتگی
protrusions
پیش رفتگی
niches
تو رفتگی در دیوار
niche
تو رفتگی در دیوار
excoriation
پوست رفتگی
franticness
ازجادر رفتگی
lie-by
تو رفتگی دیوار
ingoing
[تو رفتگی در و پنجره]
ingo
[تو رفتگی در و پنجره]
loss
هدر رفتگی
discoloration
رنگ رفتگی
fluxion
خون رفتگی
to push out
پیش رفتگی داشتن
corrosion
رفتگی زنگ زدگی
depressions
فرو رفتگی موضعی
atrophying
تحلیل رفتگی اتروفی
atrophy
تحلیل رفتگی اتروفی
atrophies
تحلیل رفتگی اتروفی
depression
فرو رفتگی موضعی
pockets
پیش رفتگی خط جبهه
sinkage
درجه فرو رفتگی
atrophied
تحلیل رفتگی اتروفی
submersion
فرو رفتگی در زیر اب
pocket
پیش رفتگی خط جبهه
sagged
فرو رفتگی شکم دادگی
depigmentation
بیرنگ شدگی رنگ رفتگی
jogs
جلو امدگی یاعقب رفتگی
jogged
جلو امدگی یاعقب رفتگی
jog
جلو امدگی یاعقب رفتگی
sag
فرو رفتگی شکم دادگی
sags
فرو رفتگی شکم دادگی
gall
زخم پوست رفتگی ساییدگی
galls
زخم پوست رفتگی ساییدگی
jogging
جلو امدگی یاعقب رفتگی
pins and needles
احساس مورمور در اثر خواب رفتگی
altar-niche
[تو رفتگی در محراب کلیسا که اغلب نیایشگاه کوچکی است.]
I had pins and needles in my legs.
ساق پاهایم
[در اثر خواب رفتگی]
مور مور می کردند.
to have pins and needles
مور مور کردن
[در اثر خواب رفتگی]
ground section
بدنه و پیکر اصلی فرش
[که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
fleshiest
بی استخوان
fleshy
بی استخوان
boneless
بی استخوان
osteotome
استخوان بر
ossicle
استخوان چه
natchbone
استخوان
fleshier
بی استخوان
tarsus
استخوان مچ پا
bone
استخوان
jawbones
استخوان فک
jawbone
استخوان فک
boned
استخوان
bones
استخوان
boning
استخوان
kneepan
استخوان کشگک
malar bone
استخوان گونه
knucklebone
استخوان قوزک
shinbone
استخوان قلم پا
metacarpal
استخوان کف دست
occipital bone
استخوان قمحدوه
carcse
استخوان بندی
navicular bone
استخوان زورقی
carcass
استخوان بندی
merrythought
استخوان جناغ
maxillary bone
استخوان ارواره
orthopedics
جراحی استخوان
malleus
استخوان چکشی
malleolus
استخوان غوزک
innominate bone
استخوان بی نام
incus
استخوان سندانی
huckle bone
استخوان چاربند
frontal bone
استخوان پیشانی
foot bone
خرده استخوان پا
hollownes
پوکی استخوان
fish bone
استخوان ماهی
exostosis
برامدگی استخوان
huckle bone
استخوان لگن
illium
استخوان حرقفی
ilium
استخوان حرقفی
hyperostosis
برامدگی استخوان
osteoid
استخوان وار
hyoid bone
استخوان لامی
the humeral bone
استخوان عضد
the humeral bone
استخوان بازو
humeeerus
استخوان عضد
humeeerus
استخوان بازو
osteal
شبیه استخوان
os pubis
استخوان شرمگاه
scaular
استخوان شانه
raspatory
استخوان ساب
raspatory
استخوان تراش
pubis
استخوان شرمگاه
spillikin
ریزه استخوان
stapes
استخوان رکابی
stirrup bone ;stirrup bone
استخوان رکابی
talus
استخوان قاپ
parietal
استخوان اهیانه
palating
استخوان کام
reckets
نرمی استخوان
reckets
استخوان نرمی
shacklebone
استخوان مچ دست
xyster
استخوان تراش
scalping iron
استخوان تراش
shacklebone
استخوان قاپ
scroll bone
استخوان فرفرهای
skelton
استخوان بندی
sacrum
استخوان خاجی
reckets
ملاست استخوان
tarsometatarsus
استخوان مچ پاواستخوان کف پا
ostosis
استخوان سازی
osteitis
اماس استخوان
osteitis
ورم استخوان
ungual bone
استخوان ناخنی
zygomatic
استخوان گونه
bonemeal
گرد استخوان
bonemeal
استخوان کوبیده
bonemeal
آرد استخوان
skull and crossbones
جمجمه و دو استخوان
To set a bone.
استخوان جا انداختن
thighbone
استخوان ران
osteogenesis
پیدایش استخوان
temporal bone
استخوان گیجگاه
thigh bone
استخوان ران
osteomalacia
ملاست استخوان
osteomalacia
نرمی استخوان
osteoma
ورم استخوان
osteology
استخوان شناسی
osteologist
استخوان شناس
osteography
شرح استخوان ها
osteogenesis
تشکیل استخوان
ossific
استخوان ساز
ethmoid
استخوان پرویزنی
wishbones
استخوان جناق
zygomatic bone
استخوان گونه
ckeek bone
استخوان گونه
cheekbones
استخوان گونه
cheekbone
استخوان گونه
shoulder blades
استخوان شانه
hammer
استخوان چکشی
shoulder blade
استخوان شانه
humeruses
استخوان عضله
humeruses
استخوان بازو
humerus
استخوان عضله
humerus
استخوان بازو
humeri
استخوان عضله
humeri
استخوان بازو
scapula
استخوان کتف
scapulas
استخوان کتف
patella
استخوان کشکک
cartilage
نرمه استخوان
femurs
استخوان ران
femur
استخوان ران
femora
استخوان ران
pith
مخ استخوان اهمیت
rickets
نرمی استخوان استخوان نرمی
dislocation
دررفتگی استخوان
funny bones
استخوان ارنج
patellae
استخوان کشکک
funny bone
استخوان ارنج
kneecap
استخوان کشگک
blade
استخوان پهن
boney
استخوان دار
bony
استخوان دار
anvil
استخوان سندانی
kneecaps
استخوان کشگک
ossification
تشکیل استخوان
fracture
شکستگی استخوان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com