English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (8 milliseconds)
English Persian
positive در معنای بله
Search result with all words
negative به معنای
negatives به معنای
handshake استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshakes استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
semantics معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
implication معنای ضمنی
implications معنای ضمنی
prefix کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefixes کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
significance معنای مخصوص دارد
ambiguous آنچه دو معنای ممکن دارد
significant آنچه معنای مخصوصی دارد
significantly آنچه معنای مخصوصی دارد
quad در معنای چهار بار
quads در معنای چهار بار
kilo واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilo در معنای یک هزار
kilos واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilos در معنای یک هزار
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
super- در معنای خیلی خوب یا قدرتمند
semi- در معنای نصف یا بخش
anti- به معنای "مخالف "
sub- در معنای کمتر
mini- در معنای کوچک
micro- در معنای یک میلیونیوم واحد
micro- در معنای خیلی کوچک
ultra- در معنای بسیار بزرگ
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
mono- در معنای تک یا یک
grant واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
granted واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
grants واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
pre در معنای پیش از
pre- در معنای پیش از
nimbus وندی به معنای باران زا
nimbuses وندی به معنای باران زا
inter- در معنای بین
idle نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idles نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
null حرفی که معنای هیچ چیز میدهد.
non- در معنای نه
multi در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi- در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
connotation معنای ضمنی
connotations معنای ضمنی
ampersand علامت چاپی & به معنای "و"
atto پیشوندی به معنای 01 به توان 81-
atto معنای پیشوندی با معنای یک تریلیونم یا بیلیونیوم یک بیلیون
cls در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
com پسوندی که به معنای این است که نام میدان اینترنت یک شرکت است و معمولاگ پایه آن در آمریکاست
denotation معنای صریح
erase character حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
g در معنای یک هزار میلیون
handshaking استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
hecto پیشوندی به معنای یکصد
IF statement عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
IF statement عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
kb واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
m علامت اختصاری مگا به معنای یک میلیون
n در معنای نانو
nano پیشوندی به معنای 01 به توان 9-
nano پیشوندی به معنای یک بیلیونیم
pico پیشوندی به معنای 01 به توان منفی 21
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
RTFM خلاصه معروف درپیام به معنای " خواندن دستور کار"
smiley فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
soft keys کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
suffixix لفظ معنای الحاقی
tera پیشوندی به معنای یک تریلیونیم
u جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
N.A مخفف به معنای غیر قابل اجرا
alinik design واژه ترکی به معنای طرح محرابی یا جانمازی
kikalak design طرح قوچ [در ترکی این واژه به معنای شاخ قوچ می باشد. این طرح در فرش های ترکیه بکار رفته و بصورت قرینه در چهار طرف نقطه مرکزی بافته می شود.]
kara به معنای رنگ سیاه [در زبان ترکی]
a word with a pejorative connotation واژه ای با معنای ضمنی منفی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com