English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (10 milliseconds)
English Persian
kilo در معنای یک هزار
kilos در معنای یک هزار
Search result with all words
kilo واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilos واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
g در معنای یک هزار میلیون
kb واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
Other Matches
atto معنای پیشوندی با معنای یک تریلیونم یا بیلیونیوم یک بیلیون
smiley فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
Loo sanpra [منطقه ای در چین که در آن یک فرش کوچک در ابعاد یک متر در یک متر با رنگ های قرمز، زرد، سیاه و آبی به دست آمده است و عمری بین هزار و هفتصد پانزده تا دو هزار و دویست و نود سال دارد.]
milfoil بومادران هزار برگ هزار برگ
non- در معنای نه
mono- در معنای تک یا یک
negative به معنای
negatives به معنای
pre در معنای پیش از
implications معنای ضمنی
connotation معنای ضمنی
connotations معنای ضمنی
denotation معنای صریح
positive در معنای بله
n در معنای نانو
pre- در معنای پیش از
anti- به معنای "مخالف "
sub- در معنای کمتر
mini- در معنای کوچک
implication معنای ضمنی
inter- در معنای بین
semi- در معنای نصف یا بخش
nano پیشوندی به معنای 01 به توان 9-
significance معنای مخصوص دارد
nano پیشوندی به معنای یک بیلیونیم
ultra- در معنای بسیار بزرگ
micro- در معنای یک میلیونیوم واحد
nimbus وندی به معنای باران زا
nimbuses وندی به معنای باران زا
atto پیشوندی به معنای 01 به توان 81-
quad در معنای چهار بار
quads در معنای چهار بار
hecto پیشوندی به معنای یکصد
micro- در معنای خیلی کوچک
ampersand علامت چاپی & به معنای "و"
tera پیشوندی به معنای یک تریلیونیم
suffixix لفظ معنای الحاقی
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
multi- در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
semantics معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
pico پیشوندی به معنای 01 به توان منفی 21
ambiguous آنچه دو معنای ممکن دارد
super- در معنای خیلی خوب یا قدرتمند
a word with a pejorative connotation واژه ای با معنای ضمنی منفی
significantly آنچه معنای مخصوصی دارد
significant آنچه معنای مخصوصی دارد
N.A مخفف به معنای غیر قابل اجرا
m علامت اختصاری مگا به معنای یک میلیون
kara به معنای رنگ سیاه [در زبان ترکی]
null حرفی که معنای هیچ چیز میدهد.
multiped هزار پا
mil هزار
milliped هزار پا
ten thousand ده هزار
labyrinthine fret هزار تو
milleped هزار پا
per mill در هزار
per mil در هزار
per mill در هر هزار
thousand هزار
thousandths یک هزار
thousandth یک هزار
thousands هزار
million هزار در هزار
millions هزار در هزار
one thousand یک هزار
myriads ده هزار
myriad ده هزار
alinik design واژه ترکی به معنای طرح محرابی یا جانمازی
erase character حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
spline هزار خار
milliard هزار میلیون
polypody هزار پایی
myriametre ده هزار متر
myriameter ده هزار متر
diplopodous دارای هزار پا
millennia هزار سال
kilocycle هزار چرخه
myrialitre ده هزار لیتر
myriagram ده هزار گرم
myriapoda هزار پایان
millepore هزار سوراخ
several thousands چندین هزار
thousand and one هزار ویک
kilometre هزار متر
grandest هزار دلار
kilos هزار گرم
tonnes هزار کیلوگرم
grander هزار دلار
grand هزار دلار
kilometres هزار متر
thou یک هزار دلار
kilograms هزار گرم
kilogrammes هزار گرم
kilogram هزار گرم
tonne هزار کیلوگرم
kilos معادل هزار
millennium هزار سال
kilo معادل هزار
millenniums هزار سال
kilo هزار گرم
chiliad هزار ساله
chiliad هزار عدد
kilometers هزار متر
bimillenary دو هزار ساله
RTFM خلاصه معروف درپیام به معنای " خواندن دستور کار"
omasum هزار لاخئذقث خق ذثق
millenium دوره هزار ساله
kilos هزار بیت داده
millennial جشن هزار ساله
yarrow بومادران هزار برگ
billionths یک تقسیم بر هزار میلیون
billionth یک تقسیم بر هزار میلیون
hectares ده هزار متر مربع
hectare ده هزار متر مربع
kips هزار دستورالعمل درثانیه
two thousand tonner کشتی دو هزار تنی
To take ones leave . هزار تومان کم آورده ام
kilo هزار بیت داده
kilobaud هزار بیت در ثانیه
kilomegacycle هزار میلیون چرخه
Kbit معادل هزار بایت
k نشانه بیان یک هزار
gigacycle هزار میلیارد چرخه
kilohertz هزار سیکل در یک ثانیه
metric ton تن متریک یا تن هزار کیلویی
gigabyte یک هزار میلیون بابت
u جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
I am inundated with work. هزار جور کارسرم ریخته
it was valued at rials 000 پنج هزار ریال قیمت شد
to die a thousand deaths هزار مرگ و میر مردن
millenial وابسته به دوره هزار ساله
I have all kinds of problems. هزار جور گرفتار ؟ دارم
kilo فرکانس هزار سیکل در ثانیه
This is only one instance out of many . این یک مورداز هزار تا است
kilos فرکانس هزار سیکل در ثانیه
puff paste خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
phyllo (pastry) خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
flaky pastry خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
puff pastry خمیر هزار برگ [غذا و آشپزخانه]
The losses run into hundreds of thousands. خسارات بالغ به صدها هزار می شوند.
kilovoltage نیروی برق برحسب هزار ولت
gigahertz فرکانس یک هزار میلیون سیکل در ثانیه
gigaflop یک هزار میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
it was valued at rials 000 پنج هزار ریال بهابران گذاردند
millenarianism اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarian معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
postmillennialist معتقدبه فهور ثانوی مسیح پس از هزار سال
the hall seats one thousand تالار هزار صندلی میخورد تالارهزارتن راجامیدهد
postmillenarian معتقدبه فهور ثانوی مسیح پس از هزار سال
IF statement عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
premillennial وابسته بظهور ثانوی عیسی قبل از هزار سال
Analogical architecture [معماری بومی ایتالیا در سال هزار و نهصد و هفتاد]
angstrom واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
IF statement عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
kiloton weapon جنگ افزار اتمی که قدرت انفجاران برابر هزار تن تی ان تی است
soft keys کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
Kbyte واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
Jehovah's Witnesses دستهای از مسیحیان که بحکومت خداوند و به بازگشت عیسی پس از هزار سال دیگراعتقاددارند
kilo هزار دستور برناه که هر ثانیه پردازش می شوند برای بررسی توان کامپیوتر
kilos هزار دستور برناه که هر ثانیه پردازش می شوند برای بررسی توان کامپیوتر
handshake استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshakes استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshaking استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
prefix کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefixes کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
grants واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
grant واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
granted واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
com پسوندی که به معنای این است که نام میدان اینترنت یک شرکت است و معمولاگ پایه آن در آمریکاست
cls در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
it is a thousand pities جای هزار افسوس است مایه بسی تاسف است
terabyte یک هزار گیگا بایت یا یک میلیون مگا بایت داده
capital ship کشتی جنگی یی که فرفیت ان بیش از ده هزار تن و مسلح به توپهایی با کالیبر بیش از8 اینچ باشد
kabal قبال [نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
I dont have one toman let alone a thousand tomans . هزار تومان که هیچه یک تومان هم ندارم
Moghat مقات [نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
idles نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idle نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
kikalak design طرح قوچ [در ترکی این واژه به معنای شاخ قوچ می باشد. این طرح در فرش های ترکیه بکار رفته و بصورت قرینه در چهار طرف نقطه مرکزی بافته می شود.]
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com