English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English Persian
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
Other Matches
to type in quadruplicate چهارنسخه ماشین کردن
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pull off something [contract, job etc.] چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
castellation تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
provide تهیه کردن
supplying تهیه کردن
prepares تهیه کردن
catered تهیه کردن
cater تهیه کردن
prepare تهیه کردن
supplied تهیه کردن
process تهیه کردن
preparing تهیه کردن
supply تهیه کردن
procuring تهیه کردن
procure تهیه کردن
procured تهیه کردن
processes تهیه کردن
provision تهیه کردن
affording تهیه کردن
administer تهیه کردن
caters تهیه کردن
administering تهیه کردن
blend تهیه کردن
blends تهیه کردن
afford تهیه کردن
afforded تهیه کردن
procures تهیه کردن
affords تهیه کردن
catering تهیه کردن
to find in تهیه کردن
provides تهیه کردن
administers تهیه کردن
administered تهیه کردن
orchestrating هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrate هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
process تهیه و تولید کردن
programme برنامه تهیه کردن
programmes برنامه تهیه کردن
conserves کنسرو تهیه کردن
conserving کنسرو تهیه کردن
effigy تمثال تهیه کردن
harnessing اشیاء تهیه کردن
conserved کنسرو تهیه کردن
conserve کنسرو تهیه کردن
enabled تهیه کردن برای
preparations تهیه کردن اتش
preparation تهیه کردن اتش
effigies تمثال تهیه کردن
prearrange قبلا تهیه کردن
getting تهیه کردن فهمیدن
processes تهیه و تولید کردن
extemporizes فورا تهیه کردن
extemporized فورا تهیه کردن
fund تهیه وجه کردن
bill تهیه کردن صورتحساب
bills تهیه کردن صورتحساب
funded تهیه وجه کردن
program برنامه تهیه کردن
programs برنامه تهیه کردن
triplicate در سه نسخه تهیه کردن
extemporising فورا تهیه کردن
extemporize فورا تهیه کردن
extemporises فورا تهیه کردن
extemporizing فورا تهیه کردن
enable تهیه کردن برای
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
harnessed اشیاء تهیه کردن
gets تهیه کردن فهمیدن
get تهیه کردن فهمیدن
extemporised فورا تهیه کردن
whomp up بسرعت تهیه کردن
harness اشیاء تهیه کردن
enables تهیه کردن برای
enabling تهیه کردن برای
finances بودجه چیزی را تهیه کردن
financing بودجه چیزی را تهیه کردن
to draw up تهیه کردن درصف اوردن
bosses نقش برجسته تهیه کردن
aminister تهیه کردن بکار بردن
bossed نقش برجسته تهیه کردن
finance بودجه چیزی را تهیه کردن
circumstantiate امارات لازمه را تهیه کردن
mush حریره اردذرت تهیه کردن
financed بودجه چیزی را تهیه کردن
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
boss نقش برجسته تهیه کردن
to raise funds تهیه وجه یاسرمایه کردن
bossing نقش برجسته تهیه کردن
handwrite نسخه خطی تهیه کردن
draft تهیه کردن پیش نویس
scabble زمخت وناصاف تهیه کردن
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
drafted تهیه کردن پیش نویس
drafts تهیه کردن پیش نویس
outlined مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
munition تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
develop توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
revictual دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
finance علم دارایی تهیه پول کردن
outline مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finances علم دارایی تهیه پول کردن
preparative تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
outlining مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
financing علم دارایی تهیه پول کردن
financed علم دارایی تهیه پول کردن
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
finance درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnish تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
put out تهیه کردن اشفته کردن
furnishes مزین کردن تهیه کردن
to draw out تهیه کردن طرح کردن
To make reservations. To book seats. جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
furnish مزین کردن تهیه کردن
make تهیه کردن طرح کردن
makes تهیه کردن طرح کردن
furnishing مزین کردن تهیه کردن
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
conformal projection نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
mapping نقشه کشی کردن تهیه نقشه
briefed خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
counter preparation ضد تهیه
ministration تهیه
seating تهیه جا
preparations تهیه
preparation تهیه
purvey تهیه
provision تهیه
purveys تهیه
housing تهیه جا
purveying تهیه
procurement تهیه
purveyed تهیه
off hand بی تهیه
supplying تهیه
supplied تهیه
supply تهیه
parasceve روز تهیه
base development تهیه پایگاه
preparation fire تیر تهیه
pitched تهیه دیده
photo imagery تهیه عکس
preparations اتش تهیه
to bargain for تهیه دیدن
counter preparation تیر ضد تهیه
weaponry تهیه سلاح
preparation of food تهیه خوراک
placement تهیه کار
placement تهیه شغل
placements تهیه کار
placements تهیه شغل
data processing تهیه اطلاعات
data processing تهیه و تولیداطلاعات
triplicity تهیه در سه نسخه
triplication تهیه در سه نسخه
furtherance تهیه وسایل
provided [that] <conj.> تهیه شده
preparation time زمان تهیه
preparator تهیه کننده
preparatorily بعنوان تهیه
prepare mortar تهیه ملات
laid on <past-p.> تهیه شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com